عشق یک طرفه و نشانه های آن

عشق یک طرفه، همان طور که از اسمش معلوم است به معنی این است که یک طرف ماجرا طرف دیگر را دوست دارد در حالی که طرف دوم هیچ علاقه ای به او ندارد. عشق یک طرفه بیشتر از اینکه «عشق» تلقی بشود نوعی تفکر و رفتار بیمارگونه به نظر می آید که جز دردسرهای روانی و عاطفی نتیجه دیگری ندارد.

عشق های یک طرفه

این قبیل عاشق ها دو دسته اند:

  1. دسته اول، گروهی هستند که به صورت ذهنی عاشق کسی هستند و با این که در واقعیت نشانه ای از علاقه متقابل نمی بینند اما سفت و سخت معتقدند که طرف دیگر هم به آن ها فکر می کند و به آن ها علاقه دارد هر چند که هیچ کدام هرگز چیزی به زبان نیاورند.
  2. دسته دوم، عشق شان را به زبان می آورند اما با این که از طرف مقابل جواب رد می گیرند، حاضر به قبول واقعیت نمی شوند و با نسبت دادن علت رد شدن درخواستشان به عوامل دیگری مثل دخالت خانواده آن فرد و یا حضور رقیب عشقی تا مدت ها برای رفع موانع دست و پای بیهوده می زنند.

چگونه در دام عشق یک طرفه نیفتیم؟

شاید گفته شود که عاشق شدن دست خود آدم نیست و نمی توان جلوی آن را گرفت. اما باید گفت که چون ما صاحب آن احساسات و هیجانات هستیم، پس می توانیم آن ها را مدیریت هم بکنیم. اگر به کسی علاقه پیدا کردید که هیچ احساس متقابلی از آن شخص ندیدید، راهکارهایی برای جلوگیری از آسیب این عشق یک طرفه وجود دارد. که آن ها را در زیر بیان می کنیم.

راهکارهایی برای جلوگیری از آسیب عشق یک طرفه:

عشق یک طرفه و نشانه های آن

  1. از احساساتتان آگاه باشید. یکی از دلایل مهم در بیراهه رفتن احساسات این است که ما نسبت به آنها آگاه نیستیم. اگر دلبسته کسی شده اید که علاقه ای به شما ندارد و می خواهید از این موقعیت خلاص بشوید، با تمرکز کردن آگاهانه روی احساساتتان شروع کنید و جنس آنها را بشناسید.
  2. رابطه تان با آن فرد را مدیریت کنید. هر چقدر از کسی که به او علاقه دارید دورتر باشید راحت تر می توانید از دام عشق یک طرفه تان بیرون بیایید. اگر دور شدن فیزیکی برایتان ممکن نیست، سعی کنید رابطه تان را با او به حداقل برسانید و در برخوردهای ضروری نیز کاملاً رسمی رفتار کنید.
  3. اوقات بیکاری تان را به صفر برسانید. تا جایی که می توانید با کارهایی که برایتان لذت بخش هستند سر خودتان را گرم نگه دارید. ورزش منظم را هم از قلم نیندازید.
  4. اهدافتان را بازشناسایی کنید. به کارهایی که قبل از شروع شدن این رابطه دلتان می خواست انجام بدهید فکر کنید. آنها را به صورت هدف برای خودتان دوباره تعریف کنید. اولویت بندی کنید و هر کدام را به مراحل کوچکتر تقسیم کنید. و با در نظر گرفتن یک دوره زمانی مشخص دست به کار بشوید.
  5. خودتان را باز تعریف کنید. با خودتان خلوت کنید و تعریفی را که از خودتان دارید روی کاغذ بنویسید. اگر تعریفتان کلی بود و یا خیلی مثبت نبود، سعی کنید تعاریف جدید و مثبت تری را جایگزین آن بکنید. تعاریف مثبتتان را جلوی آینه با خودتان تکرار کنید. در تعریفتان حتماً روی عزت نفس و ارزشمندی خودتان تأکید کنید.
  6. منتظر رابطه های تازه و سازنده باشید. ذهن تان را آماده پذیرش آدم های تازه بکنید. با افراد جدید معاشرت کنید و اجازه ندهید که شکست ناشی از عشق یک طرفه، شما را نسبت به آینده تان بدبین کند.

آیا عشق یک طرفه بیماری روانی محسوب می شود؟

عشق یک طرفه عشقی است که میل به معشوق در آن امری ذهنی است. یعنی عاشق در افکار و پیش فرض هایش باور دارد که معشوقش به او علاقه مند است و او از احساسات معشوقش بی اطلاع است.

روانشناسان این حالت را بیش از آنکه نوعی عشق بنامند آن را نوعی بیماری روانی به نام “پارانویا” می دانند. عشق های یک طرفه نوعی بیماری روانی محسوب می شود. در برخی موارد اشخاصی وجود دارند که دیوانه وار به کسی علاقه مند هستند و تصور می کنند که آن شخص نیز آن ها را دوست دارد. اما این ها فقط در مخیله او وجود دارد زیرا در مواقعی ممکن است شخص دیگر یا او را دوست نداشته باشد و یا در مواقعی حتی او را نشناسد. این حالت نوعی بیماری پارانویید است

این نوعی جنون عاشقی است. این حالت حالت عادی و معمولی نیست زیرا در حالت عادی اگرکسی به شخص دیگر علاقه مند شود ولی بداند که عشق و علاقه اش یک طرفه است بی شک از آن عشق دست بر می دارد. ولی زمانی که شخص دچار پارا نویید باشد از این عشق یک طرفه دست بر نمی دارد واژه علمی که به این نوع بیماری “عشق بی وصال “گفته می شود. اگر میل عاشق پس از اجابت نشدن خواسته اش دوباره مطرح شود. ممکن است در نهایت منجر به سرخوردگی شود.

بسیاری از روانکاوها معتقد هستند که عشق و تنفر دو روی یک سکه هستند. زمانی که عاشق به معشوقش می رسد همه چیز می تواند ختم به خیر شود اما اگر این اتفاق صورت نگیرد ممکن است با به وجود آمدن بی وفایی و خشم کار منجر به تنفر می شود و در این شرایط قسمت دیگر عشق خودنمایی نمی کند. البته در رسیدن به معشوق هم ممکن است بعد از وصال در اثر اختلافات، عشق از بین برود و تبدیل به نفرت شود.

در بیماری پارانویید فرد حرف ها و باورهایی دارد که کاملاً اشتباه است. به عنوان مثال از علاقه به فردی سخن به میان می آورد و معتقد است که آن فرد هم به او علاقه مند است اما به علت کم رویی آن را بیان نمی کند. و یا این که فرصت ابراز آن را نکرده است. بیماران پارانویید همواره در ذهنشان با تصوراتشان زندگی می کنند و این ذهنیت را پردازش می کنند. علت این بیماری به تجربیات ناگوار هر فرد در دوران زندگی اش داشته باز می گردد. نحوه تربیت های خانوادگی و سطح زندگی او نیز در بروز این بیماری موثر است.

در این حالت فرد در نوع تفکر و نگاهش به جامعه و افرادش متفاوت می شود. بیمار پارانویید تفسیر هایش از جامعه و آدم هایش فرق می کند و معتقد است که دیگران هستند که نمی خواهند من به معشوقم برسند. و معتقد است معشوقش او را دوست دارد و مخالفت های دیگران مانع وصال اوست. در این بیماری فرد بشدت افسرده می شود.

وقتی گرفتار عشق یک طرفه می شوید، چه باید کنید؟

  • واقعیت را بپذیرید: وقتی عاشق کسی هستیم احساس می‌کنیم که آن فرد تنها کسی است که می‌تواند ما را خوشبخت کند. چیزی که نمی‌توانیم درک کنیم این است که هیچ وقت نمی‌توانیم با کسی که دوستمان ندارد خوشبخت شویم. پس بااینکه ممکن است احساس کنید می‌توانید برای همه عمر به آن فرد متعهد باشید، اما فرد مقابل این احساس را به شما ندارد. پس به جای سعی و تلاش برای برقراری ارتباط با آن فرد سعی کنید این واقعیت را بپذیرید که این عشق دوطرفه نیست و آن را فراموش کنید. پذیرش این واقعیات باعث می‌شود بتوانید تمرکزتان را تغییر داده و اولین قدم برای فراموش کردن آن فرد را بردارید.
  • فراموش کنید: برهم خوردن یک رابطه عاطفی سخت‌ترین قسمت است. تا می‌توانید گریه کنید، بعد همه عکس‌ها و یادگاری هایی که او و زمان های خوشی که با او داشتید را به یادتان می‌آورد، بیرون بریزید و از چیزها و جاهایی که شما را به یاد او می‌اندازد دوری کنید. درعوض رو به کارهایی بیاورید که مشغولتان می‌کنند، مثل گذراندن وقت با دوستانتان، انجام کارهایی که دوست دارید و از آن لذت می‌برید. این کار باعث می‌شود دیگر در مورد آن فرد خیال پردازی نکنید و به جنبه‌ های دیگر زندگی هم نگاه کنید.
  • عاشق شوید: اگر کسی دوستتان ندارد ولی باز هم با شما مانده است مطمئناً خیلی از خودش مایه نمی‌گذارد. به ‌جای آویزان شدن برای با او بودن، دست از عذاب دادن خودتان بردارید، دست از او کشیده و به زندگی خودتان برسید. به خودتان توجه کنید و به چیزهای غیرلازم نپردازید. با گذشت زمان یاد می‌گیرید که فراموش کنید و دوباره عاشق شوید.

عشق واقعی زمانی است که دو طرف بتوانند از نظر احساسی و ذهنی همه احساساتشان را با هم شریک باشند. این یک عشق سالم، متوازن و درست است. پس اگر به کسی ابراز عشق کرده‌اید و به نظر می‌رسد که او این احساس را به شما ندارد، دیگر عشق با ارزشتان را صرف او نکنید. با این که کسی را دوست دارید که دوستتان ندارد، اما یادتان باشد که این پایان دنیا نیست. با گذشت زمان با کسی آشنا می‌شوید که می‌تواند شاد و خوشبختتان کند و به همان اندازه دوستتان خواهد داشت.

رابطه یک طرفه فرد کنترل کننده را خسته می‌کند. وقتی تعادل رابطه  از بین می‌رود، فرد احساس می‌کند شرایط، ناعادلانه است.

نشانه های یک رابطه یک طرفه

  1. خسته شدن از مایه گذاشتن یک طرفه: یک رابطه موفق باید بر پایه یک بده بستان همیشگی و منصفانه استوار باشد. اما گاهی یکی بیشتر می هد و دیگری بیش از سهمی که به اشتراک گذاشته می ستاند. این دادن‌ها الزاماً مادی نیستند. مثلاً روز تولد او را به یاد داری اما او روز تولد تو را فراموش کرده است. او را سورپرایز می‌کنی اما او هیچ وقت در صدد جبران نیست.
  2. اعتماد یک طرفه: نامزدتان در مورد مسائل خصوصی شما با همکارش صحبت کرده است و این شما را آزار می‌دهد. حتی خیانت کوچکی به اعتماد افراد، رابطه را از لحاظ عاطفی دچار مشکل می‌کند. اگر در مورد حقایق ساده نمی‌توانید به او اعتماد کنید برای مسائل بزرگتر چه خواهید کرد.
  3. دوستان یا خانواده شما رابطه را تأیید نمی‌کنند: اگر خانوادهٔ شما رابطه را تأیید نمی‌کنند این رابطه یک طرفه است. حتماً بی احترامی و رفتارهای خود خواهانه ای در رابطهٔ وجود دارد که آن‌ها را ناراحت می‌کند و نمی‌خواهند شما را در این وضع ببینند.
  4. شما تاریخ نویس رابطه‌اید: تاریخ اولین قرار، اولین بوسه و سالگرد ازدواج را از برید اما شریکتان نسبت به این اتفاقات مهم بی توجه است. اگر فقط شما هستید که تاریخ وقایع را نگه می‌دارید؛ این می‌تواند نشانهٔ یک رابطه یک طرفه باشد.
  5. هیچ چیز در مورد خانوادهٔ طرف مقابل نمی‌دانید: شما سعی می‌کنید خانواده‌تان را از رابطهٔ عاشقانه خود آگاه کنید. اما شریک شما تلاشی در جهت این موضوع انجام نمی‌دهد. گویی شما رازی هستید که باید از خانواده پنهان نگه داشته شود.
  6. همه مسئولیت‌های عاطفی رابطه بر گردن شماست: منظور از مسئولیت‌های عاطفی، توجه به احساسات یکدیگر است.– افرادی که تلاش می‌کنند به نیازهای عاطفی یکدیگر رسیدگی کنند سلامت رابطه خود را ارتقا داده و در تعادل هستند. وقتی وظایف عاطفی به طور مساوی تقسیم شود هر دو طرف از منبع عاطفی خوبی تغذیه می‌شوند. وظایف عاطفی مانند تقسیم کارهای خانه  و مراقبت از بچه‌ها به عهده هر دو طرف رابطه است. حفظ تعادل عاطفی رابطه، کار دشواری است. اگر علی رغم حمایت عاطفی که نسبت به شریک خود دارید او نسبت به مسائل عاطفی شما بی توجه است پس در یک رابطه یک طرفه قرار دارید.
  7. سهم شما از کارهای خانه بیشتر است: ظرف‌ها را شما می‌شویید، تمیز کردن خانه با شماست و اغلب اوقات شام را شما حاضر می‌کنید. چرا همه چیز انقدر یک طرفه است؟ شریک زندگی شما باید عشقش را به شما نشان دهد. دوستت دارم چیزی فراتر از یک بیان کلامی صرف است. یکی از بهترین راه‌های نشان دادن علاقه، انجام همین وظایف روزانه است که او پشت گوش می‌اندازد.
  8. بیشتر از همسرتان خرج می‌کنید: به لحاظ اقتصادی شما بیش‌تر از شریکتان خرج می‌کنید. منظور این نیست که ریز هزینه‌هایی که می‌کنید با هم مساوی نیست! نه، به طور کلی حس می‌کنید توازنی بین پرداخت‌های شما و طرف مقابلتان وجود ندارد. گاهی یکی از دو طرف رابطه می‌خواهد کنترل اقتصادی رابطه را در دست داشته باشد. طبق تحقیقات انجام شده این موضوع روی میزان رضایت طرفین از رابطه اثر گذار است. وقتی کنترل اقتصادی رابطه در دست یکی از دو طرف است فرد، کنترل کمتری روی رابطه دارد. همین باعث می‌شود دیگری را سرزنش کند که چرا مشارکت او را در تصمیمات اقتصادی محدود کرده است.
  9. همه چیز به نظرش بی اهمیت است: کل روز نبوده‌اید اما برایش اهمیتی ندارد که شما کجا بوده‌اید و چه کرده‌اید! اصلاً متوجه غیبت شما شده است؟ وقتی طرف نسبت به روزهایی که می‌گذرانید بی توجه است یعنی شما برای او بیشتر یک هم اتاقی ساده هستید تا یک شریک عاطفی. دو طرف یک رابطه به یکدیگر اهمیت می‌دهند و این کار را با ابراز علاقه نسبت به فعالیت‌های روزانه یکدیگر نشان می‌دهند. البته منظور سؤال و جواب کردن‌های بی مورد نیست اما حداقل باید از مسائلی که با آن روبه رو هستید خبر داشته باشد.
  10. حس این که بیشتر از او دوستش دارید: در قلبتان هم تعادل را حس نمی‌کنید. با بی توجهی‌هایی که از طرف مقابل می‌بینید به شک می افتید که نکند شما را آن‌قدر که باید، دوست نداشته باشد.

دو طرف یک رابطه اگر به خود و رابطه‌شان مطمئن باشند به ارتباط طرف با دیگر رقبای عشقی حسادت نمی‌کنند. هرچند همیشه باید مراقب روابط او باشد و نسبت به آن کنجکاوی نشان دهد. اگر  همسر شما از دیدن ارتباطتان با دیگری واکنش خاصی نشان نمی‌دهد احتمالاً این رابطه یک طرفه است.

نشانه های عشق دو طرفه کدامند:

عشق واقعی زمانی است که دو طرف از نظر احساسی و ذهنی همه احساساتشان را با هم شریک باشند. این عشق معمولاً نشانه های زیر را دارد:

  • توجه به علاقه های طرف مقابل: اگر فردی شما را دوست داشته باشد، به نیازها و علایق شما توجه زیادی نشان می دهد، دوست دارد بداند که شما چه علایقی دارید و از چه چیزهایی بدتان می آید.
  • خوشحالی از موفقیت یکدیگر: وقتی یک نفر به کارهای شخصی و موفقیت و شادی فرد دیگر خیلی علاقه نشان می دهد، یعنی آن فرد را دوست دارد، در شادی های او سهیم است و او را دوست دارد. کسانی که یکدیگر را دوست دارند از موفقیت و شادی هم خوشحال می شوند.
  • حمایت دوطرفه: فردی که به شما علاقه مند باشد در زمانی که شما شرایط سختی را تجربه می کنید، آسایش و آرامش شما را فراهم می کند. کسانی که یکدیگر را دوست دارند در بدترین و بهترین شرایط زندگی در کنار یکدیگر هستند و از هم حمایت می کنند. اگر فردی صبورانه به شما کمک می کند که مشکلات شخصی خود را حل کنید و تا حد ممکن پشتیبان شماست، آن فرد به شما علاقه دارد.
  • لذت از با هم بودن: اگر فردی به راستی به شما علاقه داشته باشد، دوست دارد زمانی را هر چند کوتاه با شما سپری کند. برای باهم بودن لازم نیست دلیل و یا برنامه ای وجود داشته باشد، کسانی که یکدیگر را دوست دارند از صرف بودن با هم لذت می برند.

عشق یکطرفه:

وقتی کسی را دوست دارید که دوستتان ندارد، چه باید بکنید؟ با اینکه ممکن است اولین واکنشتان به اصطلاح آویزان شدن و سعی در برقراری ارتباط باشد، اما بهترین راهکار این است که واقعیت را بپذیرید و سعی کنید آن فرد را فراموش کنید. درد دوست داشتن کسی که هیچ علاقه‌ای در قلبش به شما احساس نمی‌کند، نابودتان می‌کند. شما هم کسی را دوست دارید که دوستتان ندارد؟ پس احتمالاً با احساسات نومیدانه مربوط به آن آشنا هستید. وقتی فکر کنید که آن فرد دقیقاً همانی است که می‌خواهید، این احساسات قوی‌تر هم می‌شوند. بیشتر آدم‌ها با امید اینکه روزی بتوانند آن فرد را به دست بیاورند روزگار می‌گذرانند اما این امیدها هیچ‌وقت به واقعیت بدل نمی‌شوند و آنها را با چشمانی گریان و دلی پردرد بر جای می‌گذارند. عشق نافرجام را همه ما احتمالاً تجربه کرده ‌ایم. منتظر وصال یک عشق شدن ممکن است شکستن قلبتان را به دنبال داشته باشد. با اینکه به نظر دشوار می‌آید اما فراموش کردن و ادامه زندگی بهترین کاری است که می‌توانید انجام دهید.

عشق یک طرفه عشقی است که میل به معشوق در آن امری ذهنی است. یعنی عاشق درافکار و پیش فرضهایش باور دارد که معشوقش به او علاقه مند است و او ازاحساسات معشوقش بی اطلاع است. یا حتی اگر معشوق از این علاقه با خبر باشد، هیچ علاقه عینی و بیرونی از طرف معشق وجود ندارد.

هرکسی در طول زندگیش حداقل یکبار عاشق خواهد شد و اگر عشقی یکطرفه باشد با عمق درد آشنا میشود.  رنج دوست داشتن کسی که علاقه ای به شما ندارد، واقعاً مشکل است و توأم با احساس ناامیدی و افسردگی است و زمانی که فکر کنید که آن فرد دقیقاً همانی است که شما می خواهید، این احساسات قوی تر هم می شوند. بیشتر آدم ها با امید این که روزی بتوانند به هر قیمتی به وصال محبوب برسند روزگار می گذرانند؛ اما در حقیقت این امیدها هیچ وقت به واقعیت بدل نمی شوند و آن ها دچار احساس ناکامی در زندگی می شوند.

راهکارهایی برای فراموش کردن عشق یکطرفه:

  1. باید قبول کنید که فراموش کردن فردی که انسان به او علاقه دارد کاری سخت و دشوار است. ولی مطمئن باشید که این کار شدنی است. گمان نکنید که در صورت فراموشی او دنیا به آخر می رسد. طبیعتاً در مدتی هم که او را فراموش کنید کاملا بر خودتان و فکر و ذهنتان مسلط می‌شوید و بهتر می‌توانید در مورد آینده تان تصمیم بگیرید. البته انجام کارهای مهم و بزرگ بدون تحمل سختی‌ها و مشکلات امکان‌پذیر نیست، اما دیری نمی‌پاید که موفقیت، خستگی را از تن انسان بیرون می‌کند.
  2. فراموشی فردی که به او علاقه داشته اید و دائماً فکر و ذکرتان یاد او بوده است، نیاز به زمان دارد. نباید از خودتان انتظار داشته باشید به راحتی بتوانید یاد او را از صفحه ذهنتان پاک کنید. پس عجله نکنید و مأیوس هم نشوید.
  3. به خودتان تلقین کنید که من می‌توانم راهی را که انتخاب کرده‌ام بپیمایم.
  4. تا آنجا که امکان دارد کمتر در تنهایی قرار بگیرید زیرا هنگام تنهایی آن فرد بیشتر در ذهن شما مجسم می شود و ذهن و دل شما را به خود مشغول می کند.
  5. به خود تلقین کنید که من نباید به فردی که احتمالا هیچ تمایلی به ازدواج با من ندارد، علاقه داشته باشم.
  6. به خود تلقین کنید که چرا من باید علاقه و انرژی عاطفی خودم را روی فردی هزینه کنم که با من ازدواج نخواهد کرد، من باید این علاقه ها و عواطف را برای زندگی آینده خود حفظ کنم.
  7. از لحاظ روان شناسی یکی از علل ایجاد افسردگی در افراد, شکل گیری دلبستگی های بیجا بین افراد و سپس گسسته شدن این دلبستگی است. قبل از اینکه سروکارتان با قرص های آرام بخش و شوک الکتریکی و … بیفتد به فکر سلامت روان خود باشید و اراده جدی در فراموشی فرد مذکور را پیشه خود کنید.
  8. با توجه و تمرکز روی مسائل معنوی به ویژه نماز و شرکت در مراسم مذهبی به خود آرامش دهید.
  9. در اولین فرصت اگر زمینه مناسبی فراهم شد ازدواج کنید و عواطف و علاقه خود را در جهت صحیح هزینه کنید.
  10. باور کنید حالتان بهتر می شود؛ اگر از فعالیت های مثبت و تقویت کننده و لذت بخشی که قبل از این ماجرا برایتان مطرح بود استفاده کنید و به ورزش ها, کوهنوردی ها و فعالیت های بدنی روی بیارید.
  11. از فکر کردن به او جدا بپرهیزید و هر چیزی که او را به یاد شما می‌اندازد، از خود دور کنید.
  12. احتمالاً چند نکته یا ویژگى منفى هم در او یافته ‏اید یا مشاهده کرده‏ اید؛ هرگاه ذهنتان به سوى او معطوف شد بلافاصله به ویژگى‏ هاى منفى او فکر کنید و به خود بگوئید او به خاطر این اوصاف، مناسب و شایسته‏ من نیست.
  13. هرگاه فکر او به ذهنتان آمد، موضوع یا موضوعات مختلفى را در ذهن یا در دفترچه یادداشت خود داشته باشید، به سراغ آن‏ ها بروید و درباره‏ آن‏ ها فکر کنید.
  14. هرگاه متوجه شدید ذهنتان ناخودآگاه به یاد او مشغول شده است، به خود چنین تلقین کنید و بگوئید «بس است» و آهسته مشت خودتان را روى میز یا زمین بزنید. بدین ترتیب تغییر حالت به وجود آمده، فضاى ذهنى‏تان را تغییر خواهد داد.
  15. انجام یک کار مهم و جدی که در راستای تحصیلات و رشته درسی تان است را آغاز کنید. مثلا روی یک موضوع علمی به طوری جدی به تحقیق بپردازید یا خود را برای مراحل بالاتر تحصیل آماده نماید.
  16. روابط اجتماعی و دوستانه بیشتری با همسن و سالان خود برقرار کنید.
  17. توکل به خدا را فراموش نکنید.

«اریک فروم» روان شناس مشهور، معتقد است عشق دارای چهار ویژگی است: استقلال، مسئولیت پذیری، احترام و توجه. اگر ملاک عشق واقعی را این مواردی بدانیم در عشق یکطرفه همه این موارد نیز یک طرفه است و معشوق از خدا بی خبر یا شاید بی میل، هیچ کدام از این اجزا را ندارد. عشق دو طرفه و واقعی زمانی است که دو طرف بتوانند از نظر احساسی و ذهنی همه احساسات شان را با هم شریک باشند. این یک عشق متوازن و درست است.

برخی افراد به دلیل داشتن برخی ویژگی ها یا صفات شخصیتی بیشتر مستعد عشق یک طرفه هستند؛ یا بهتر بگویم در صورت عاشق شدن یک طرفه احساسات شدیدتری را تجربه می کنند و سازگاری با این ماجرا شان سخت تر است و به خصوص اگر جواب رد نیز بشنوند و احساس کنند معشوق به آن ها علاقه ندارد، شرایط برای آنان غیرقابل تحمل می شود. این افراد شاید دارای چند ویژگی زیر هستند.

  • نپذیرفتن خود: این افراد اعتقاد دارند فرد چندان ارزشمندی نیستند. در واقع این افراد از دیرباز دچار احساس کم ارزشی هستند و با اشنا شدن یا برقراری ارتباط ساده ای با یک فردی که عزت نفس خوبی دارد، مجذوب او می شوند. اگر فردی از عزت نفس پایینی برخوردار باشد، هنگامی که با شخصی آشنا می شود، همواره هراس از آن دارد که مبادا مورد پذیرش او نباشد در شرایطی که حتی خودش را نیز نمی پذیرد.
  • خلاء روانی: گاهی فردی در همان برخورد اول یا کمی آشنایی با شخصی، شیفته او می شود؛ زیرا احساس می کند فرد مزبور دارای ویژگی خاصی است که او کاملا فاقد آن است. بنابراین فرد به خاطر آن که ویژگی های معشوق تا حدی کمبودهای او را جبران می سازد، به استقبال عشق می رود، عشقی که یک سویه است.
  • سلطه جویی یا سلطه گری زیاد: افرادی که دچار عشق یکطرفه هستند عموما در دو سوی انتهای پیوستار احساس تسلط هستند. این افراد یا به علت سلطه جویی، یعنی این که بخواهند شخص قدرتمندی امور زندگی آنان را بر عهده بگیرد و پشتیبان آنها باشد، دچار عشق می شوند یا افرادی هستند که می خواهند بر شخصی و به هر نحو، مسلط شوند. انگار این افراد می خواهند همه چیز تحت کنترل آنان باشد؛ حتی عشق.
  • ناتوانی در مدیریت احساسات: همه افراد گاهی احساس خاصی یا همان علاقه به شخصی یا شی پیدا می کنند اما برخی افراد این احساس خود را نمی توانند مدیریت کنند و به مرور می بینند رفتارشان تحت کنترل احساسات شان قرار گرفته است . دائماً بی قراری و بی تابی می کنند تا به محبوب خود برسند و حتی در صورت طرد و شنیدن جواب نه، نمی توانند با احساسات خود کنار بیایند.
  • به دنبال تایید و رضایت دیگران بودن: این افراد در روابط خود دائماً به دنبال تایید کسب کردن و راضی نگه داشتن هستند. عاشق می شوند و به صورت ذهنی به رابطه ای قدم می گذارند؛ حتی اگر این ارتباط یک طرفه باشد و فرد مجبور باشد نیازها و آرزوهای خود را نادیده بگیرد.
  • تحمل نکردن ناکامی: برخی افراد در فرآیند رشد خود و به دلایل مختلف از جمله شیوه های تربیتی، ترتیب تولد یا ویژگی های سرشتی، تحمل شنیدن جواب رد یا همان نه را ندارند. در واقع وقتی قصد به دست آوردن چیزی را دارند، نمی توانند تصور نداشتن آن را نیز بکنند. این باعث می شود برای به دست آوردن مطلوب خود، به هر کاری دست بزنند یا واقعیت را که همان یک طرفه بودن عشق است نپذیرند.
  • خودمحوری: افرادی که دچار عشق یک سویه می شوند، دنیا را براساس برداشت ها و تصورات خود پیش می برند. مثلا در افکار خود فرض می کنند اگر من به شخصی علاقمند هستم حتما او نیز به من علاقه دارد؛ یا اگر از کنار من رد شد، دلیلش علاقه به من است. هر چه را که خود می پندارد و هر احساسی که دارند را به طرف مقابل نیز نسبت می دهند. در واقع این افراد نمی توانند خود را جای طرف مقابل بگذراند و دنیا را از نگاه او ببینند.

روانشناسی عشق یک طرفه:

عشق و دوست داشتن مسئله‌ای است که همه افراد در زندگی خود تجربه می‌کنند. وقتی صحبت از ارتباط می‌شود، یعنی تعامل بین دو طرف برقرار شده است. لازمه یک رابطه عشقی موفق، دوست داشتن دوطرفه و متقابل است؛ یعنی دو طرف خواهان رابطه باشند و به یکدیگر اهمیت دهند. حال‌ آن که اغلب ما شاهد رابطه‌ها و عشق‌های یک‌طرفه بوده‌ایم. یک طرف عاشق و خواهان رابطه بوده و طرف مقابل تمایلی برای ادامه دادن و ماندن در رابطه ندارد. این موضوع به‌عنوان عشق یک‌طرفه شناخته می‌شود. چه اتفاقی می‌افتد که ما عاشق کسی می‌شویم که هیچ احساس و تمایلی به ما ندارد و با این شرایط باز ما خواهان این رابطه هستیم و سختی‌های زیادی را برای خودمان به وجود می‌آوریم؟ گاهی ما به خاطر تنها بودنمان و احساس نیازی که به بودن و وجود یک همراه داریم خیلی از مسائل را نادیده می‌گیریم و فقط می‌خواهیم کسی باشد که ما تنها نباشیم. وقتی خودم را به تنهایی نمی‌توانم معنا کنم یعنی خودم را کم می‌دانم.

در عشق یک‌طرفه معمولاً یک نفر سرویس‌دهنده است و تمام تلاش‌ها از جانب او صورت می‌گیرد و چون محبت و احساسی دریافت نمی‌کند، احساس نارضایتی و خشم پنهان را تجربه می‌کند. این احساس خشم و نارضایتی گاهی به‌صورت فرمان‌برداری، اطاعت و محبت افراطی و بی‌چون‌وچرا خود را نشان می‌دهد و شخص خواهان این مطلب را بیان می‌کند که من هر کاری برای این رابطه انجام می‌دهم.

مشاوره برای عشق یک طرفه:

در جلسات مشاوره حضوری و تلفنی با مراجعی که با مسئله عشق یک‌طرفه مراجعه می‌کند، موضوع از جوانب مختلف بررسی می‌شود و مسائلی از قبیل هدف، دلیل، احساسات، توقع و انتظارات، معیارهای رابطه، واقعیت بینی و … بررسی می‌شود تا مراجع دید و شناخت جامع و کاملی را نسبت به خود، موقعیت و احساساتش پیدا کند تا بتواند موقعیت را درک کرده و تصمیم مناسبی بگیرد. روان‌شناس به فرد کمک می‌کند که ابتدا خودش را مستقل معنا کند. ارزش معنای خودش را تقویت کند. برای معناداری شخصیت خودش در انسانی دیگر به دنبال تکیه نگردد. کسی که عشق یک‌طرفه را تجربه می‌کند نه تنها امید به خودش را از دست داده است، بلکه با دل بستن و محدود کردن ذهنش به آن فرد، اجازه کمک و رابطه عاطفی را به دیگران نمی‌دهد.

حتما بخوانید: مشاوره پیش از ازدواج چه مراحلی دارد؟

آسیب های عشق یکطرفه

  • کاهش عزت نفس، افسردگی و : عشق وقتی بدون پاسخ بماند، مسموم کننده می شود؛ رد کردن عشق، کشنده است. تقریباً همیشه به غم و غصه منجر می شود، به ویژه وقتی که فرد، عاشق کسی می شود که دست نیافتنی است. در واقع ابراز نشدن و دریافت نکردن عشق در یک عشق یک طرفه، سبب مشکلاتی از قبیل کاهش عزت نفس، افسردگی و نوسانات سریع خلق می شود. همچنین مشکلاتی همچون اضطراب ایجاد می کند. در حالت عادی اگر کسی به شخص دیگر علاقه مند شود ولی بداند که عشق و علاقه اش یک طرفه است بی شک از آن عشق دست بر می دارد. ولی زمانی که این حالت شدید و حتی بیمارگونه شود، از این عشق یک طرفه دست بر نمی دارد. 
  • تنفر؛ روی تلخ سکه عشق: شاید شنیده اید که عشق و تنفر، دو روی یک سکه هستند. زمانی که عاشق به فرد مورد نظرش می رسد، همه چیز می تواند ختم به خیر شود اما اگر این اتفاق انجام نگیرد، ممکن است با به وجود آمدن بی وفایی و خشم، کار به تنفر منجر شود و در این شرایط قسمت دیگر عشق، خودنمایی نمی کند. البته ممکن است بعد از وصال نیز در اثر اختلافات، عشق از بین برود و به نفرت تبدیل شود.
  • مراحل سه گانه عشق یک طرفه: مراحل سه گانه (اعتراض، ناامیدی و بی اعتنایی) بار ها در عاشقان یک طرفه یا طرد شده دیده می شود. واکنش آن ها در ابتدا واکنش اعتراضی است. گریه می کنند، مضطرب می شوند و تلاش می کنند شکلی از ارتباط را با طرف مقابل برقرار کنند. پس از شکست های مکرر برای به چنگ آوردن دل او، اعتراض به ناامیدی بدل می شود و عاشق غمگین، تمام نشانه هایی را از خود بروز می دهد که عموماً با افسردگی بالینی ارتباط دارند. درنهایت، خستگی عاطفی حالتی از بی اعتنایی را پدید می آورد. این مرحله خطرناک ترین مرحله است.
  • عاشق هذیان گو: عاشق برای مثال از علاقه به فردی سخن به میان می آورد و معتقد است که آن فرد هم به او علاقه مند است؛ اما مثلاً به علت کم رویی آن را بیان نمی کند و یا این که فرصت ابراز آن را پیدا نکرده است. گاهی بیمار تفسیر هایش از جامعه و آدم هایش فرق می کند و معتقد است که دیگران هستند که نمی خواهند من به فرد مورد علاقه ام برسم و معتقد است آن فرد او را دوست دارد و مخالفت های دیگران مانع وصال اوست. در این بیماری فرد به شدت افسرده می شود.

مرکز مشاوره فرمانیه: بلوار اندرزگو، ساختمان پارسیان، طبقه پنجم ، کلینیک روانشناسی و مشاوره خانواده
تلفن:  ۲۲۳۲۱۰۵۲ -۰۲۱       ۸۴۹۰۹۴۴ – ۰۹۱۲

مرکز مشاوره صادقیه: فلکه دوم صادقیه، خیابان ستارخان، کلینیک روانشناسی و مشاوره ندای آرامش
تلفن:  ۸۴۹۰۹۴۴ -۰۹۱۲       ۲۲۳۲۱۰۵۲ – ۰۲۱

عشق یک طرفه و نشانه های آن
۵ (۱۰۰%) ۶ رای s
اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی:

درباره‌ی کلینیک روانشناسی و مرکز مشاوره ازدواج ، خانواده و سلامت جنسی

جامع ترین و تخصصی ترین مرکز مشاوره ازدواج و خانواده. مرکز مشاوره فرمانیه: بلوار اندرزگو، ساختمان پارسیان، طبقه پنجم ، کلینیک روانشناسی و مشاوره خانواده مرکز مشاوره صادقیه: فلکه دوم صادقیه، خیابان ستارخان، خیابان شهدای صادقیه، کلینیک ندای آرامش تلفن: 8490944 -0912 ***** 22321052 - 021

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.