خانه / رابطه زناشویی و همسرداری / طلاق عاطفی و عوامل موثر بر آن

طلاق عاطفی و عوامل موثر بر آن

طلاق عاطفی به سردی رابطه میان زن و شوهر اطلاق می شود، در واقع در این رابطه ضعف ارتباط عاطفی زن و شوهر منجر می شود به سردی تمامی روابطی که یک زوج می توانند با هم داشته باشند، مانند رابطه روحی، جسمی، عاطفی و حتی گفتاری.

طلاق عاطفی چیست؟

طلاق عاطفی واژه ای است که در زندگی مدرن امروز بسیار به گوش می خورد. با گذشت زمان و سایه انداختن سختی ها و مشکلات بر زندگی، بی تفاوتی و بی روحی بر زندگی حاکم می شود و آن وقت است که طلاق عاطفی  بین زوج ها شکل می گیرد. امروزه ما شاهد روند روبه رشد این معضل اجتماعی هستیم و خانواده که اصلی ترین نهاد اجتماعی است در معرض پیامدهای ناگوار پدیده طلاق عاطفی قرار دارد.

از سوی دیگر، طلاق عاطفی، رابطه ای را توصیف می کند که در آن همسران در محیط های اجتماعی، خوب و صمیمی به نظر می رسند، ولی در خلوت قادر به تحمل یکدیگر نیستند. بنابراین در طلاق عاطفی، زوجین فقط زیر یک سقف زندگی می کنند؛ در حالی که ارتباطات بین آن ها کاملاً قطع شده یا بدون میل و رضایت است.

با توجه به تغییرات ایجاد شده در اثر اجتماعی شدن زنان و دختران و حضور گسترده آنان در اجتماع نسبت به گذشته، زنان و دختران با کسب علم و دستیابی به موقعیت های اجتماعی و آشنایی با حق و حقوق خود کمتر حاضر به خانه نشینی در خانه بوده و این موضوع به ویژه در خانواده های سنتی تضاد و تنش بین زوجین ایجاد کرده و فاصله بین همسران زیادتر می شود.

امروز خانواده ها از شکل گسترده به هسته ای تغییر یافته و زنان با تنها ماندن در خانه از داشتن هم صحبت محروم مانده و مشغول بودن افراطی اغلب مردان به مسائل زندگی و عدم وقت گذاشتن کافی به تامین نیازهای عاطفی زنان و فرزندان زمینه طلاق عاطفی در خانواده ایجاد می شود. طلاق از جمله مهم ترین مسائل و مشکلات اجتماعی است. طلاق به عنوان یک فرآیند دارای مراحلی می باشد که طلاق عاطفی به عنوان اولین مراحل آن شناخته شده است.

بسیاری از خانواده ها از وجود طلاق عاطفی به شدت رنج می برند. در چنین خانواده هایی یک تشنج روانی حکم فرماست. این مورد، مربوط به خانواده هایی است که به علت مسائل سنتی و عرفی که حاکم بر عقاید آن هاست یا برخی باورهای نادرست و نگرش های منفی جامعه نسبت به زنان مطلقه، ترس و نگرانی از تنهایی، از دست دادن فرزندان یا ناتوانی در تامین نیازهای زندگی، تصمیم می گیرند که به اجبار زیر یک سقف زندگی کنند. در چنین اوضاع نابسامانی، زن انزوا طلبی اختیار کرده و خود را شریک زندگی نمی داند و تنها به دلیل شرایط اجتماعی، خانوادگی و فرهنگی به زندگی ادامه می دهد.

بسیاری از زوج ‌ها با هم زندگی می‌کنند ولی از درون هم خبری ندارند، این قطع روابط عاطفی، عوامل پنهان و ناگفته های بسیاری دارد. عامل اصلی هر نوع طلاق برآورده نشدن انتظارات زوجین است. در طلاق علاوه بر عوامل آشکار معمولا عوامل پنهان و ناگفته ای نیز وجود دارد که زوج ها به دلیل تابو بودن و فرهنگ حاکم بر جامعه از بیان آن خودداری کرده و در درون خود نگه می دارند. عوامل و متغیرهای فراوانی دراین زمینه نقش دارند که در زیر آورده شده است:

عوامل موثر بر طلاق عاطفی

  • ناهماهنگی بین زوجین در هنگام ازدواج:

از جمله مهم ترین دلایل بروز طلاق عاطفی در خانواده است. این موضوع متاسفانه در هنگام ازدواج  مد‌نظر قرار نگرفته و برخی از ازدواج ها بدون داشتن هماهنگی های لازم و از روی شرایط ظاهری انجام می شود. فرد برای ازدواج کردن علاوه بر بلوغ جسمانی و فیزیولوژیکی باید به انواع بلوغ عاطفی، روانی، اجتماعی، عقلانی، اقتصادی و اخلاقی نیز برسد.

علت اینکه بیشتر طلاق ها چه قانونی و چه عاطفی در سنین پایین رخ می دهد این ‌است که افراد قبل از رسیدن به این بلوغ ها ازدواج کرده و به دوره ثبات لازم در شخصیت فردی و اجتماعی خود نرسیده اند. متاسفانه وجود برخی آداب و رسوم غلط در امر ازدواج نیز بر این موضوع دامن می گسترد و زوج های جوان را با طلاق عاطفی مواجه می سازد که یکی از این نمونه ها این است که متاسفانه برخی از والدین فرزندان خود را که دچار بیماری های مختلف روحی و یا جسمی است مجبور به ازدواج کرده و متذکر می شوند که با ازدواج بیماری آن ها بهبود می یابد، در حالی که این بیماری ها باید معالجه و سپس به ازدواج اقدام شود.

  • مسائل زناشویی:

یکی از عوامل پنهان طلاق است. عوامل پنهان باعث می شوند زوجین کم کم از هم فاصله گرفته و طلاق عاطفی و در نهایت طلاق قانونی در بین آن ها رخ دهد.

  • پرخاشگری و  انواع بدرفتاری ها: 

یکی دیگر از دلایل بروز طلاق عاطفی در زوج ها ناتوانی در کنترل خشم و پرخاشگری، تجاوز به حقوق همسر از راه زیرپاگذاشتن خواست های مشروع وی، انواع بدرفتاری از جمله جسمی، جنسی و روانی و امثالهم می باشد.

  • ازدواج بر اساس نیاز: 

شکل دیگری از ازدواج نامتناسب است که بسیار خطرناک بوده و با رفع نیاز بعد از ازدواج فرد شریک زندگی اش را ترک خواهد کرد. ممکن است این ترک کردن ظاهری و یا قانونی انجام شده و یا ممکن است طلاق عاطفی در بین زوج ها به وقوع بپیوندد.  

  • ازدواج برای گریز از تنهایی: 

برخی از افراد نیز برای گریز از تنهایی ازدواج می کنند که این موضوع بیشتر در بین زنان رواج داشته که بعد از بچه دار شدن و رهایی از تنهایی به شوهر خود رسیدگی نکرده و زمینه بروز فاصله بین همسران ایجاد می شود.

  • کمبود یا عدم مهارت ارتباطی: 

یکی دیگر از عوامل طلاق عاطفی است که باعث ایجاد حس غم و غصه، اشکال در تمرکز، عزت نفس پایین، کناره گیری از فعالیت اجتماعی، فقدان علاقه به تعاملات جنسی و نهایتا افسردگی یکی از زوجین می شود.

  • نبود شیوه تربیتی مشابه در تربیت فرزندان:

نبود شیوه تربیتی مشابه در تربیت فرزندان و تعارض حاصل از این شیوه های تربیتی بین والدین نیز از جمله دلایل دیگر طلاق عاطفی بین زوجین می باشد.

  • وجود مشکل در ارتباط متقابل زوجین:

که شامل بحث های مکرر و در نتیجه پریشانی جدی می شود نیز در بروز طلاق عاطفی موثر است. تفاوت های شخصیتی بین زوجین مانند درون گرایی، برون گرایی، فعال، منفعل، مستقل، وابسته و… به جر و بحث میان زوجین منجر شده و باعث امتناع از گفتگو و کاستن از ابراز عشق، محبت و توجه بین زوجین می شود.

  • اختلاف نظر درمورد فعالیت های تفریحی:

شامل تعارض در انتخاب نوع فعالیت تفریحی در اوقات فراغت، تعارض درمورد مدت زمان اختصاص یافته به تفریح، فعالیت تفریحی انفرادی، احساس ناراحتی و نارضایتی از سرگرم شدن بیش از حد یکی از زوج ها به فعالیت های تفریحی جداگانه نیز در بروز طلاق های عاطفی زوج ها موثر است.‏

  • کاهش روابط خانوادگی و فامیلی یا نداشتن مهارت های زندگی:

بین فامیل ها را یکی دیگر از علل طلاق عاطفی است به عنوان مثال خانواده شوهر با عروس رابطه خوبی ندارند و با گذشت زمان روابط بین فامیل سرد می شود که این مسئله به پدید آمدن طلاق عاطفی کمک می کند.

  • تفاوت های فرهنگی:

تفاوت های فرهنگی به عنوان علت دیگر طلاق عاطفی مطرح است.

  • ازدواج های احساسی و هیجانی:

این ازدواج ها در جامعه کنونی افزایش یافته است که منجر به طلاق عاطفی می شود؛ به طوری که پسر با مشاهده یک موضوع مورد علاقه در دختر با او ازدواج کرده و به هیچ مسئله دیگری توجه نکرده است و به طور کلی تفاوت های فرهنگی، تحصیلی، خانوادگی و در یک کلام عدم کفویت زوجین باعث فاصله گرفتن آن ها از یکدیگر و سرد شدن روابط خانوادگی و در نهایت طلاق عاطفی می شود.

  • کمرنگ شدن ایمان و اعتقادات مذهبی:

این علت نیز چاشنی قضیه طلاق عاطفی است؛ به طوری که افراد روابط خارج از محدوده خانواده دارند و در نتیجه آمار طلاق افزایش یافته و زمینه بروز آسیب های دیگر را فراهم می کند. اگر چه به نظر می رسد که ازدواج شکل و محتوایی از صمیت دارد، اما طلاق عاطفی ممکن است در رابطه ای به وجود آید که در آن تفاوت های آشکار کمی وجود دارد و همسران به راحتی در کنار هم زندگی می کنند، اما در احساسات شخصی یکدیگر شریک نیستند.

از دیگر دلایل بروز طلاق عاطفی را می توان به تفاوت های شخصیتی، وجود اختلال شخصیت در یکی از طرفین رابطه، عدم وجود مهارت های عشق ورزیدن در حداقل یکی از دو نفر، فقر و فشار اقتصادی، ازدواج بدون آگاهی و شناخت خصوصا در سنین پایین و عدم انطباق جنسی نسبت داد. همچنین نحوه ی گذران اوقات فراغت، اختلافات مذهبی، عدم کفویت زوجین، استفاده نادرست از تکنولوژی های جدید می تواند زمینه ساز این نوع طلاق باشد که آشکار نبودن آن، موجب کم توجهی به آن گردیده است.

مطالب مرتبط:  قبل از ازدواج، اختلالات شخصیتی را شناسایی کنید.

پیامدهای طلاق عاطفی

طلاق عاطفی هم نسبت به فرزندان و هم نسبت به همسر صورت می گیرد، پیامدهایی مانند زیر را به دنبال دارد:

  1. افسردگی،
  2. گوشه گیری و انزوا،
  3. از دست رفتن اعتماد به نفس،
  4. انگیزه ادامه زندگی نداشتن،
  5. فرار فرزندان از خانه،
  6. پرخاشگری،
  7. افت تحصیلی و ….

همچنین بررسی ها نشان می دهد که طلاق عاطفی پدیده ای تک عاملی نیست، بلکه مجموعه ای از عوامل در پیوند با هم منجر به طلاق عاطفی می شوند و میزان و نوع فشارهای عاطفی در زندگی زنان متفاوت بوده است، علاوه براین در مواردی پیامدها برای زن شدید و برای فرزندان خفیف بوده است و بالعکس هم صدق می کند. استراتژی زنان در مواجهه با طلاق عاطفی، بر تخفیف و تشدید پیامدها موثر بوده اند.

نتیجه شکل گیری طلاق عاطفی در خانواده

هیچ جامعه ای بدون داشتن خانواده های سالم نمی تواند ادعای سلامت کند و هیچ یک از آسیب های اجتماعی بی تأثیر از خانواده پدید نیامده اند. یکی از مهم ترین آسیب های خانوادگی طلاق است، اما آمار رسمی طلاق به طور کامل نشان دهنده میزان ناکامی همسران در زندگی زناشویی نیست، زیرا در کنار آن آماری بزرگ تر به طلاق های عاطفی اختصاص دارد، یعنی آن ها باهم زندگی می کنند ولی تقاضای طلاق قانونی نمی کنند.  

در واقع برخی ازدواج ها با طلاق پایان نمی یابند، به ازدواج های تو خالی تبدیل می شوند که فاقد عشق، مصاحبت و دوستی هستند و همسران فقط با جریان زندگی خانوادگی به پیش می روند و زمان را سپری می کنند از این رو بررسی مسئله طلاق عاطفی از اهمیت و ضرورت خاصی برخوردار است. زن و شوهر اگر چه ممکن است با هم بودن را مانند یک گروه اجتماعی ادامه دهند، اما جاذبه و اعتماد آن ها نسبت به یکدیگر از بین رفته است.

طلاق عاطفی و عوامل موثر بر آن

طلاق عاطفی به عنوان انتخابی نفرت انگیز بین تسلیم و نفرت از خود و تسلط و نفرت از خود تجربه می شود، که در آن هر یک از زن و شوهر، به دلیل احساس غمگینی و نا امیدی، دیگری را آزار می دهند. طلاق عاطفی متضمن فقدان اعتماد، احترام و محبت به یکدیگر است؛ همسران به جای حمایت از همدیگر در جهت آزار و ناکامی و تنزل عزت نفس یکدیگر عمل می نمایند، و هر یک به دنبال یافتن دلیلی برای اثبات عیب و کوتاهی و طرد دیگری هستند. طلاق عاطفی، فاصله عاطفی مشخص و آشکار میان همسرانی است که هر دو ناپخته هستند، هر چند یکی از آن ها ممکن است این ناپختگی را تأیید کند و دیگری با ابزار اعمال مسئولانه مفرط، چنین چیزی را انکار کند.

در واقع کیفیت روابط درون خانواده، نقش بسزایی در شکل گیری نگرش ها و باز خوردهای اجتماعی اعضای خانواده دارد و پایه و اساس روابط درون خانواده بر محور رابطه زن و شوهر استوار است. طلاق عاطفی نماد وجود مشکل در ارتباطی سالم و صحیح بین زن و شوهر است. این مشکل ارتباطی در سطح خانواده می تواند در جامعه نیز شیوع و گسترش یابد و ارتباط انسانی را مختل نماید. وقتی بنیان نهاد خانواده دچار تزلزل شود، بنیان های اخلاقی و اجتماعی کل نظام اجتماعی متزلزل شده و جامعه به سوی مشکلات گوناگون سوق داده می شود.

از طرف دیگر طلاق عاطفی بیش از طلاق قانونی بر فرزندان تاثیرگذار است به طوری که ریشه بسیاری از آسیب های اجتماعی از طلاق عاطفی ایجاد می شود. در طلاق عاطفی بین زوج ها آن ها هیچ گونه حس و درک متقابلی ندارند و در واقع با یک توفیق اجباری، زیر یک سقف زندگی می کنند. با وجود این که بیش تر ازدواج ها با عشق و علاقه و محبت طرفین صورت می گیرد، اما در اکثر موارد مشاهده می شود که زن و مرد با تمام تلاشی که در جهت انجام دقیق وظایف خود دارند، به مرور زمان، این عشق بین شان کم رنگ شده و گاهی به طور کامل محو می شود. و همسران بدون هیچ گونه احساس و عاطفه ای نسبت به هم، به طور کامل جدای از هم به زندگی خود ادامه می دهند. در این صورت در خانواده طلاق عاطفی رخ می دهد.

بنابراین در طلاق عاطفی، زن و شوهر بدون این که به طور رسمی از هم جدا شوند، عواطف را از هم دریغ کرده و روی از هم بر می تابند. زیرا دیگر اعتماد و احساسی بین شان نمی ماند. زن و مرد با این که در یک خانه و زیر یک سقف زندگی می کنند، اما در اصل، دو انسان بیگانه و بی تفاوت و بی احساس نسبت به هم هستند و سر هر کدام شان به مسائل و امور زندگی خود گرم می شوند.

مرکز مشاوره فرمانیه: بلوار اندرزگو، ساختمان پارسیان، طبقه پنجم ، کلینیک روانشناسی و مشاوره خانواده
تلفن:  ۲۲۳۲۱۰۵۲ -۰۲۱       ۸۴۹۰۹۴۴ – ۰۹۱۲

مرکز مشاوره صادقیه: فلکه دوم صادقیه، خیابان ستارخان، کلینیک روانشناسی و مشاوره ندای آرامش
تلفن:  ۸۴۹۰۹۴۴ -۰۹۱۲       ۲۲۳۲۱۰۵۲ – ۰۲۱

طلاق عاطفی و عوامل موثر بر آن
۵ (۱۰۰%) ۵ رای s
اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی:

درباره‌ی کلینیک روانشناسی و مرکز مشاوره ازدواج ، خانواده و سلامت جنسی

جامع ترین و تخصصی ترین مرکز مشاوره ازدواج و خانواده. مرکز مشاوره فرمانیه: بلوار اندرزگو، ساختمان پارسیان، طبقه پنجم ، کلینیک روانشناسی و مشاوره خانواده مرکز مشاوره صادقیه: فلکه دوم صادقیه، خیابان ستارخان، خیابان شهدای صادقیه، کلینیک ندای آرامش تلفن: 8490944 -0912 ***** 22321052 - 021

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.