خانه / مشکلات زندگی مشترک / نحوه رفتار با همسر افسرده باید چگونه باشد؟

نحوه رفتار با همسر افسرده باید چگونه باشد؟

رفتار با همسر افسرده نیازمند فرا گرفتن نکاتی است. در مسیر زندگی زناشویی ممکن است اتفاقاتی رخ می دهد که شاید بر خلاف میل شما باشد، این اتفاقات می تواند زندگی شما را از حالت خوب و شاد به سمت زندگی یکنواخت بی روح ببرد. یکی از این مسائل بروز بیماری های روحی است. اگر نمی خواهید رابطه زناشویی تان تحت تاثیر این موضوعات قرار بگیرد باید با آن ها مبارزه کنید. بیماری افسردگی همسرتان یکی از آن مواردی است که ممکن است زندگی تان را از هم بپاشد و شادی و نشاط را تا مدت ها از شما و فرزندانتان بگیرد.

افسردگی بیماری ای نیست که در طول یک هفته تا دو هفته دوران نقاهتش به پایان برسد. این یک بیماری جدی است که نیاز به کمک و حمایت اطرافیان دارد و اگر درمان نشود زندگی زناشویی را بیمار می کند. افسردگی رابطه زناشویی را از لذت و شادی خالی می کند و ترس، بدبینی، انزوا و خشونت ایجاد می کند. وقتی افراد در شرایط بیمارهای روحی مانند افسردگی هستند به هیچ عنوان نباید تصمیمات سرنوشت ساز بگیرند لذا باید برای درمان همسرتان او را حمایت جدی کنید. افراد افسرده همه چیز را سیاه و تیره می بینند و لذا این سبک تصمیمات اصلا از آن ها بعید نیست لذا شما توجهی به این صحبت ها نکنید و فعلا برای درمان ایشان اقدامات جدی انجام دهید و حمایتش کنید.

ویژگی های فرد افسرده

نحوه رفتار با همسر افسرده باید چگونه باشد؟

افسردگی علاوه بر ایجاد احساسات شدید مانند خجالت، ناراحتی و بی ارزشی می تواند خودش را به شکل مشکلات جسمی نیز نشان دهد. این مشکلات شامل تغییر در تحریکات جنسی، خواب و اشتها می شود و ممکن است باعث کاهش انرژی و حتی درد جسمی مثل سر درد، شکم درد، کمر درد یا گردن درد  شود. این موضوع باعث ناراحتی بیشتر همسر شما می شود که چرا کسی را که دوستش دارند بیمار است یا علاقه ای به رویداد ها و فعالیت هایی مثل رابطه جنسی ندارد. افسردگی با نشانه های مانند بی خوابی، از دست دادن اشتها و وزن، بی قراری، تحریک پذیری، اضطراب، تمایل به تحقیر خود و هذیان است.

علت افسردگی:

این بیماری ناشی از تغییرات شیمیایی در مغز است که در تفکر، احساسات، انگیزه ها و میزان فعالیت انسان تاثیر می گذارد. همه انسان ها مستعد افسردگی هستند. آنچه باعث این تغییرات می شوند عوامل بیرونی ای مثل اضطراب، مشکلات مالی، از دست دادن موقعیت های خاص و مهم در زندگی شخصی، تولد فرزند، پدر یا مادرشدن، آزار و اذیت هایی از سوی دیگران و بسیاری از عوامل دیگر هستند.

گاهی ازدواج می تواند دلیل افسردگی باشد. تغییر سبک زندگی، بعضی از زنان و مردان را افسرده می کند. اگر شما ازدواج موفقی نداشته باشید، شاد نباشید، اختلاف نظر و یا مشکلات فرهنگی و فکری داشته باشید ممکن است همسرتان در این زندگی افسرده شود. گاهی حالت های افسردگی به دلیل مشکلاتی است که در ارتباط زن و شوهر وجود دارد. به عنوان مثال رفتار های خشونت آمیز مرد موجب افسردگی خانم می شود. و این حس را در فرد افسرده به وجود می آورد که مورد حمایت و توجه طرف مقابل نیست. اغلب افرادی که افسرده هستند، تمایل خود را به رابطه زناشویی از دست می دهند. در بیشتر موارد همسر غیر افسرده در کاهش یا حذف افسردگی همسر، خود را بی تاثیر می داند. در حالی که درمان مشترک زن و شوهر و آموزش های لازم در این زمینه، در حذف افسردگی لازم است.

رفتار با همسر افسرده :

بسیاری از ما تصور می کنیم این بیماری مختص افراد ضعیف است و چون ما قوی هستیم این بیماری هیچ وقت سراغ مان نخواهد آمد. اما بد نیست بدانید از هر چهار خانم یک نفر در دوره ای از زندگی خود مبتلا به این بیماری می شود. درباره آقایان نیز برخی معتقدند هرچند موارد تشخیص داده شده در حدود نصف میزان ابتلای خانم هاست ولی آن ها نیز به میزانی برابر با خانم ها دچار این بیماری می شوند و فقط عوامل اجتماعی و محیطی باعث می شود بیماری آنان کمتر از خانم ها تشخیص داده شود. مسئله ای که همه درمانگران با رویکردهای گوناگون بر آن تاکید دارند، نقش اطرافیان در کمک به بهبود فرد بیمار است. در این بین همسر بیمار نقشی مهم داشته و می تواند فرآیند بهبود را تسریع یا حداقل از میزان درد و رنج او کم کند. این کار هر چند آسان به نظر می رسد اما در عمل چندان ساده نیست.

مطالب مرتبط: ازدواج کردن با افراد افسرده

نحوه رفتار با همسر افسرده:

  • افسردگی را به موقع تشخیص دهید: مهم ترین کمکی که همسری می تواند برای همسر افسرده اش انجام دهد، کمک به تشخیص آن در اسرع وقت است. اگر علائم افسردگی را مانند ناراحتی و اندوه مزمن، کج خلقی و بی علاقگی، بی علاقه شدن به فعالیت هایی که قبلاً برایش لذت بخش بوده، کناره گیری از اقوام و دوستان، منفی بافی، بحث و جدل، تغییرات حائز اهمیت در عادت خوردن یا خوابیدن، سست و بی انرژی بودن و….در همسرتان می بینید، در اولین قدم او را تشویق کنید به متخصص مراجعه کند.
  • حرف های همسر افسره تان را جدی بگیرید: افسردگی یک بیماری جدی است بنابراین تمام صحبت ها و تهدیدهای شوهرتان از جمله تهدید به خودکشی را جدی بگیرید.
  • به همسر خود کمک کنید: یعنی طوری رفتار نکنید که او مجبور شود افسردگی اش را پنهان کند، یا دروغ بگوید و یا برای او عذر و بهانه ای جور کنید.
  • همسرتان را در تقاضای کمک از دیگران تشویق کنید: او را متقاعد کنید که به دنبال درمان رفتن نشانه ضعف و ناتوانی نیست پیشنهاد کنید که به هنگام مراجعه به درمانگر او را همراهی کنید. اگر در برابر رفتن نزد مشاور مقاومت کرد به او  انجام یک سری آزمایش کامل نزد پزشک خانوادگی تان را پیشنهاد کنید. احتمالاً این پیشنهاد را راحت تر خواهد پذیرفت و به این ترتیب یک قدم به درمان نزدیک تر می شود.
  • در مورد افسردگی بیشتر بدانید: نداشتن اطلاعات درست درباره افسردگی می تواند باعث سوء برداشت از رفتار فرد مقابل و ایجاد مشکلات بیشتر شود. افسردگی ادراک، نگرش، احساس ، اعمال و تحمل فرد را تحت تاثیر قرار می دهد. افراد افسرده غالباً دیگران را در مشکلات شان مقصر می دانند و در زندگی فقط به اتفاقات تلخ توجه دارند. اگر همسر افسرده تان پیوسته ایراد می گیرد، یادتان باشد این رفتار یکی از ویژگی های بیماری اوست، پس خیلی به دل نگیرید. طی بیماری همسرتان، این نکته را بارها به خودتان گوشزد کنید که او قصد آزار شما را ندارد او بیمار است و این رفتارها نیز علائم بیماری او است و نه ویژگی های شخصیتی اش. علائم افسردگی در همه افراد یکسان دیده نمی شود.
  • وقتی رابطه زناشویی آسیب می بیند:در رابطه با بیماری های روانی و به ویژه اختلالات خلقی طی بیماری می تواند رابطه ما و همسرمان آسیب ببیند. به عنوان مثال افراد افسرده دچار باورهای اشتباه و تفکرات غیرمنطقی هستند. این باورها می تواند برای اطرافیان به شدت آزاردهنده باشد. گاهی اوقات فرد افسرده، ساده ترین رفتار اطرافیان را به عجیب ترین شکل ممکن تفسیر می کند. آشنایی با این باورها در همسرتان می تواند به شما کمک کند از او کمتر دلخور شوید و البته بتوانید با صبر و مدارای بیشتری در کنار او باشید.
  • همسرتان مقصر نیست: افسردگی می تواند به روابط جنسی لطمه وارد کند، قرص های درمان افسردگی عوارض جانبی جنسی دارند. در خصوص این مسئله همسر شما مقصر نیست ولی قرص ها برای رفع افسردگی و کمک به رابطه شما راهی طولانی را طی می کنند.
  • بحث نکنید: احساسات و برداشت های افراد افسرده غالباً شکلی افراطی دارد. ممکن است همسرتان چیزهایی بگوید که از نظر شما اشتباه و غیرمنصفانه باشد، در این شرایط از بحث با او بپرهیزید و سعی نکنید به او اثبات کنید فرضاً زندگی بد نیست یا او آدم خوبی است. این طرز برخورد می تواند باعث شود دیگر با شما صحبت نکند، احساس تنهایی بیشتری کند و حتی افسردگی او بیشتر شود. 
  • فرزند خود را در جریان بگذارید: اگر فرزند دارید بهتر است از همان ابتدا با او درباره بیماری صحبت کنید و شرایط را توضیح دهید. زمانی که رفتار یکی از والدین تغییر می کند، معمولاً بچه ها به دلیل این که نمی توانند رفتار آن ها را پیش بینی کنند، مضطرب می شوند. در عین حال توجه داشته باشید رابطه عاطفی فرزندتان با یکی از والدینش آسیب دیده، در این شرایط وظیفه شما دوچندان شده و لازم است تا بهبود نسبی اوضاع، رابطه قوی تری با فرزندتان داشته باشید.
  • اگر تو افسرده ای، من هم خسته ام: در ارتباط با فرد افسرده، ممکن است حس کنید انرژی زیادی صرف می کنید، اما پاسخی دریافت نمی کنید یا به عبارتی از خودگذشتگی زیادی می کنید، اما طرف مقابل به آن توجه ندارد. اگر تحمل تان تمام شده است و حوصله ندارید، فکر نکنید آدم بدی هستید یا همسری وفادار نیستید، اگر حس می کنید دیگر حوصله همسرتان را ندارید و نمی خواهید او را ببینید، بهتر است قبل از وخیم تر شدن اوضاع به مشاور مراجعه کنید. اگر در ابتدای ایجاد چنین احساساتی اقدامات لازم را انجام ندهید ممکن است خیلی زود حس کنید دیگر توان ادامه زندگی با همسرتان را ندارید؛ آن هم در شرایطی که تصمیم شما نه بر مبنای فکر و منطق که بر پایه احساسی است که شما برای دوره ای نه چندان طولانی گرفتار آن بوده اید. پس در این زمینه سعی نکنید ادای قهرمانان را درآورید و کمک تخصصی بگیرید.
  • زمانی برای خودتان در نظر بگیرید: درمان افسردگی معمولاً در کوتاه مدت به نتیجه نمی رسد، این موضوع می تواند باعث خستگی، حساس شدن شما یا حتی عصبانیت تان شود. در این شرایط برای این که انرژی کافی در ارتباط با همسرتان داشته باشید، لازم است زمانی برای خودتان در نظر بگیرید. درست و کامل غذا بخورید، هر روز ورزش کنید، خواب کافی داشته باشید، ارتباط تان را با دوستان و نزدیکان قطع نکنید و تفریح را از یاد نبرید. می توانید با خواندن داستان های طنز یا دیدن فیلم های کمدی مقاومت تان را در برابر این بیماری افزایش دهید. البته توجه داشته باشید زیاده روی در این کارها می تواند باعث دلخوری همسرتان شود و شما را متهم به این کند که او را درک نمی کنید یا از او خسته شده اید. پس جانب تعادل را از دست ندهید.
  • از آن ها توقع انجام درست کارها را نداشته باشید: افراد افسرده انرژی کمی دارند و در نتیجه ممکن است طی روز خیلی از کارهایی را که دل شان می خواهد، نتوانند انجام دهند. ممکن است شما عصر از سر کار برگردید و ببینید همسرتان هنوز ظرف های صبحانه را نتوانسته جمع کند. یا همسرتان از صبح تصمیم داشته تلفنی بزند اما هنوز نتوانسته این کار را انجام دهد. در این شرایط احتمالاً او عصبی است. حتی ممکن است از دست شما عصبانی باشد که چرا او را تنها گذاشته اید. قطعاً تحمل چنین شرایطی خیلی سخت و طاقت فرساست. داشتن فعالیت بدنی به درمان افسردگی کمک می کند، از طرفی نمی توانیم از فرد افسرده انتظار داشته باشیم که خودش برنامه منظمی برای ورزش بریزد و آن را اجرا کند. اگر برنامه منظم روزانه برای ورزش با همسرتان بگذارید، جدای از کمک به درمان افسردگی او شما نیز از فواید آن بهره مند خواهید شد؛ چرا که تنش تان را کاهش می دهد و به بهبود رابطه شما و همسرتان کمک می کند.
  • خودتان را مقصر ندانید: احساس تقصیر و گناه، احساسی است که معمولا همسران افراد افسرده دچار آن هستند، درباره عوامل ایجاد کننده افسردگی هنوز متخصصان به توافق نرسیده اند، اما معمولاً ترکیبی از عوامل درونی مثل تغییر میزان مواد شیمیایی در مغز و عوامل بیرونی مثل از دست دادن عزیزان یا وجود باورهای غیرمنطقی را در نظر می گیرند، پس این قدر خودتان را در ایجاد بیماری همسرتان مقصر ندانید. در عین حال یادتان باشد افسردگی همسرتان به معنای شکست شما در برقراری ارتباط با همسرتان به صورت کلی نیست و البته فراموش نکنید شدیدترین افسردگی ها نیز درمان می شوند و قرار نیست ماه ها یا سال ها وضعیت شما به این شکل باقی بماند.
  • سعی نکنید به تنهایی مشکلی را حل کنید: فردی که با افسردگی دست و پنجه نرم می کند، به درماندگی گرایش پیدا می کند و ممکن است بخواهد به تنهایی آن را حل و فصل کند. کسی که افسرده است معمولا می داند که  چه کاری لازم است تا وضعش بهتر شود ولی در آن زمان انرژی لازم را ندارد. در این شرایط بهتر است به آسانی و قدرتمندی با همسرتان همراه شوید. به جای درمان یا تغییر او قبول کنید که این بخشی از رابطه است. گرفتن دست او، نگاه کردن به چشمان او و گوش دادن به حرف هایش بسیار کمک کننده تر از مشاوره برای کارهایی است که باید انجام دهد. به زبان آوردن افکار و احساسات می تواند به طور موثر علائم افسردگی او را کاهش دهد. دانستن این که وقتی در بدترین شرایط هستید کسی  هست که شما را دوست دارد، بسیار التیام بخش است و به فرد افسرده قدرت می دهد.
  • به او مثبت ها را یادآوری کنید و او را تشویق کنید: افراد افسرده ممکن است فکر کنند چیزهایی که حس می کنند، نتیجه ی شخصیتی است که دارند. این می تواند منجر به تنفر آنها از خود شود. آن ها ممکن است از اینکه نمی توانند احساساتشان را بخوبی کنترل کنند، احساس شرمندگی یا گناه کنند. همسر من معمولا به من یاد آوری می کند که افسردگی من، خود من نیست و من از آن جدا هستم. هم چنین او به من یاد آوری می کند که افسردگی یک بیماری است و فرد بیمار مانند سایر بیماری ها تقصیری ندارد. وقتی او قدرت و موفقیت های گذشته ام را به یادم می آورد، به من قدرت دوباره می بخشد و حال مرا بهتر می کند.
  • تغییرات کوچک را جدی بگیرید: افسردگی ذره ذره ایجاد می شود و در بیشتر مواقع نامحسوس است. ممکن است همسر شما با اینکه از به دنیا آمدن کودکتان خوشحال است اما بی آنکه به زبان بیاورد افسرده، خسته و پریشان شود. شاید خود همسرتان هم نداند که افسرده است و یا تغییرات روحی اش را جدی نگیرد. ممکن است از شما کمک نخواهد و خودش به تنهایی به دنبال راه حل باشد. اگر به تازگی متوجه شده اید که همسرتان مثل همیشه نیست، بیش از حد خسته است و یا با احساساتش درگیر است از خودتان بپرسید «ممکنه افسرده باشه؟» افسردگی می تواند باعث پرخوری شود و یا او را بیش از حد فعال کند، ممکن است او را به سمت کارهای پرخطر بکشاند و تمایل به مصرف سیگار و موادمخدر دیگر ایجاد کند. 
  • درمان را شروع کنید: اگر می بینید همسرتان افسرده است نباید آن را صراحتاً بیان کنید و بگویید «تو افسرده ای عزیزم»، «بهتره از یکی کمک بگیری» به جای این کار به دنبال درمان باشید. به همسرتان نزدیک شوید و نشان بدهید که وضعیتش را درک می کنید.
  • با کمک هم علت را پیدا کنید: افسردگی دلایل زیادی دارد. بیماری های قلبی، دیابت، لوپوس، عفونت های ویروسی، و درد های مزمن می توانند محرک های افسردگی باشند و یا از عوارض برخی از قرص های ضدبارداری و داروهای درمان آکنه، تبخال، فشار خون بالا، کلسترول بالا، و سرطان باشد. یک پزشک عمومی و یا پزشک خانواده می تواند علت افسردگی را تشخیص بدهد.
  • یک مشاور خوب پیدا کنید: در چنین موقعیتی هردوی شما نیاز به مشاوره و راهنمایی دارید. ممکن است فرزندانتان هم به این مشاوره نیاز داشته باشند زیرا بیماری همسرتان می تواند متاثر از رفتار و عملکرد شما در زندگی زناشویی باشد و یا ممکن است در فرزندانتان تاثیر بگذارد. یک مشاور و روان درمانگر خوب پیدا کنید. انتخاب مشاوری که بتوانید مشکلاتتان را با او درمیان بگذارید بسیار مهم است. گاهی لازم است که فقط یکی از شما با مشاور گفت وگو کند و در مواقع دیگر ممکن است نیاز به مشاوره گروهی باشد.
  • نسبت به بازگشت دوباره بیماری هشیار باشید: اگر همسرتان افسردگی شدیدی دارد ممکن است بعد از یک دوره درمان و سلامت ظاهری دوباره دچار بیماری شود. کامل شدن دوره درمان بسیار مهم است. پزشک همسرتان معمولا داروها را حتی بعد از درمان افسردگی ادامه می دهد تا احتمال بازگشت دوباره بیماری را کاهش بدهد. از همسرتان بخواهید طول درمان را کامل کند و تحت نظر پزشک باشد. هردوی شما باید نسبت به علایمی که نشانه های شروع دوباره افسردگی هستند هشیار باشید.
  • همسرتان را حمایت کنید: هر گونه کمک و حمایتی را که همسرتان به آن نیازمند است برایش مهیا کنید. در زمانبندی و برنامه ریزی به او کمک کنید و به او روحیه و امید دهید.
  • از دارو خوردن او اطمینان حاصل کنید: مطمئن شوید تمام داروهایش را طبق تجویز پزشک مصرف می کند، کمکش کنید که با شما در خصوص احساساتش صحبت کند. به هیچ وجه او را تحت فشار قرار ندهید. کمک کنید دستورات متخصص اعم از خوردن دارو یا دیگر فعالیت ها، ازجمله شرکت منظم در جلسات روان درمانی، را انجام دهد.
  • صبر داشته باشید: بدانید که تأثیر روش های درمانی نیازمند گذشت زمان است. اگر داروهایی تجویز شده است، این داروها به طور فوری علائم بیماری را از بین نخواهد برد و گاهی اوقات چندین دارو و درمان مختلف باید آزمایش شوند تا موثرترین آنها شناسایی شود.
  • افسردگی را از همسرتان جدا ببینید: افسردگی مثل هر بیماری دیگری سر زده سراغ زندگی شما آمده است و اثرات تخریبی آن در زندگی شما و همسرتان و روابط مشترکتان بسیار زیاد است. اگر چنین نگاهی درباره این بیماری داشته باشید به همسرتان حق می دهید تا واکنش هایی غیرعادی داشته باشد و می توانید بدون احساس گناه و شرمندگی با یکدیگر گفت وگو کنید. افسردگی را از همسرتان جدا ببینید. این فقط یک عارضه است که به او تحمیل شده است و باعث تغییر رفتار و منش او شده است. حالت های روحی همسرتان در این دوران واقعیت وجودی او نیست. به روزهایی فکر کنید که همسرتان افسردگی نداشت و معیار قضاوت هایتان را همان قرار بدهید.
  • مراقب خودتان باشید: همراهی با کسی که افسرده است چندان ساده نیست. شما ممکن است احساس تنهایی کنید. فشار زیادی را تحمل کنید، حساس شوید، از رفتارهای همسرتان رنجیده شوید و یا آنقدر کارهای او به نظرتان غیرعادی بیاید که شوکه شوید و از دیدن این وضعیت در زندگی زناشویی تان کلافه و ناامید شود. همسرتان نمی تواند به وظایفش عمل کند. ممکن است فرزندانتان را ناراحت کند و شما را نیز از کار و زندگی بیندازد. اما چاره ای نیست. برای تقویت روحیه خودتان به روزهای خوشی که داشتید فکر کنید. عشق و علاقه ای که به همسرتان و زندگی دارید می تواند به شما انگیزه بدهد تا برای کمک به همسرتان باز هم تلاش کنید. اگر شما بخواهید می توانید او را به زندگی عادی برگردانید. شاید مدتی طول بکشد اما این بیماری نسبت به بیماری های پرخطر دیگر بهتر است. درمان های این بیماری در دسترس هستند و شما می توانید با کمک مشاور از این وضعیت خارج شوید.

نکات مهم در برطرف کردن افسردگی همسر

نکات مهم در برطرف کردن افسردگی همسر

  • تعامل های مثبت و خوشایند با همسر غیر افسرده موجب جایگزینی افکار مثبت در ذهن فرد افسرده می شود. و احساس بهتری نسبت به خود و دیگران پیدا می کند و در نتیجه تعاملات بیشتر باعث ایجاد روحیه شادتری برای فرد افسرده است.
  • بتدریج همسر افسرده را درگیر در فعالیت ها و مسئولیت های خود کنید و هر دو در معرض گفتگوی متقابل و موثر قرار گیرید و آموزش های لازم در زمینه چگونه ارتباط برقرار کردن با یکدیگر را ببینید. برای برطرف کردن افسردگی، زن و شوهر باید روابط خود را مورد بازنگری قرار دهند. تشخیص این که چه عاملی باعث شروع افسردگی یا حفظ آن می شود، بسیار کمک کننده در بهبود افسردگی است. تغییر چنین الگوی و تفکر درباره آن نیازمند زمان زیادی است. بنابراین نباید با انجام مقداری کوشش دچار ناراحتی و ناامیدی شوید. چنین مشکلات گاهی نیازمند زمان و صبوری بیشتر دو طرف می باشد.
  • محبت های همسر غیرافسرده در درمان افسردگی موثر است. در بیشتر مواقع فرد افسرده احساس می کند که برای طرف مقابل اهمیتی ندارد. با محبت کردن و اهمیت دادن به همسرتان، نشان می دهید که ذره ای از محبت شما از او کاسته نشده است و خواهان سلامتی و شادابی بیشتر او هستید. اما ممکن است چنین فعالیتی زمان بر باشد و نیازمند صبر و حوصله شما است.
  • زمینه مناسب را برای همسرافسرده خود فراهم کنید تا بتواند ناراحتی ها و عصبانیت های خود را بیان کند. در فرصت های مختلف سعی کنید به همسرتان کمک کنید تا احساسات خود را بیان کند. یعنی افزایش جرات مندی در بیان احساسات همسر افسرده در کاهش افسردگی او نقش بسزایی دارد. بیان احساسات و عواطف آسیب دیده کمکی برای ترمیم مشکلات فرد می باشد. لذا لازم است این شرایط را برای همسر افسرده خود فراهم آورید.
  • به شکل های مختلف به همسر افسرده خود نشان دهید که متوجه مشکل او شده اید. البته با کلمات تحقیقر کننده او را خوار نکنید. بلکه باید طوری رفتار کنید تا او کمک های شما را بپذیرد. و تعادلی بین حریم او و کمک کردن به درمان او ایجاد کنید. استفاده از متخصصان و مشاوره های خانوادگی در درمان افسردگی موثر است.
  • در نهایت می توان با صبر داشتن و گذشت زمان و استفاده از راه حل های متعدد و انجام فعالتی هایی که زن و شوهر از آن لذت می برند، در فراهم کردن فضای شاد و مناسب خانوادگی و برطرف شدن افسردگی نقش بسزایی داشت.

در رفتار با همسر افسرده این نکات را رعایت کنید:

  1. بپذیرید که شما نمی توانید افسردگی همسرتان را به تنهایی از بین ببرید اما او به عشق، توجه و حمایت شما نیاز دارد. این توجه ویژه به همسرتان کمک می کند تا برای بهبودش قدم بردارد اما باعث درمان نمی شوند. همانطور که علاقه و توجه برای درمان فشارخون بالا و یا بیماری قند و آرتروز کافی نیستند برای افسردگی هم نقش درمانگری ندارند. از همسرتان توقع نداشته باشید چون شما به او محبت و مهربانی نشان می دهید افسردگی اش از بین برود و یا چون علاقه و توجه شما حالش را خوب نمی کند ازآن دست برندارید. توجه و محبت شما به همسرتان کمک می کند تا علاقه تان را نسبت به خودش درک کند و تلاش کند تا هرچه زودتر از این بیماری نجات پیدا کند.
  2. اگر همسرتان بخاطر افسردگی نمی تواند به وظایفش عمل کند و مسئولیت هایش روی دوش شماست از کسی کمک بگیرید تا به شما کمک کند. مثلا اگر مادر خانواده افسرده است و نمی تواند به کارهای خانه برسد و شما مسئولیت پخت وپز و رسیدگی به فرزندانتان را هم باید به عهده بگیرید از کسی برای کمک به امور خانه کمک بگیرید. می توانید از دوستی بخواهید تا گاهی به خانه شما سر بزند و یا می توانید کارگر ساعتی استخدام کنید. چاره ای نیست. اگر همسر شما دچار افسردگی حادی شده باشد شما نمی توانید با دعوا و درگیری او را وادار به انجام کارهای خانه بکنید و یا خانه و خانواده را به حال خودش رها کنید.
  3. بر افکار و احساسات خودتان تسلط داشته باشید. هجوم احساسات منفی ای که بیماری همسرتان در شما ایجاد می کند، مسئولیت های فراوانی که به شما تحمیل می شود و فضای سرد و بی روحی که در خانه ایحاد می شود ممکن است شما را تحت تاثیر قرار بدهد. بیماری همسرتان شما را عصبی، پریشان و مایوس می کند. فشاری که بر شما تحمیل می شود ممکن است آنقدر زیاد شود که تصمیم بگیرید از همسرتان جدا شوید و او را برای همیشه ترک کنید. شما باید به ارزش های یک زندگی مشترک فکر کنید. شاید لازم باشد که هر روز به این مفاهیم فکر کنید تا توان مقابله با احساسات منفی تان را به دست بیاورید. مسلما رابطه شما و همسرتان ارزش این مقابله را دارد.
  4. شاید در این میان روابط شما و همسرتان بسیار بد شود مثلا حرف هایی زده شود که شما را از زندگی با او ناامید کند. بسیاری از رفتارهای همسرتان در این دوران غیرطبیعی هستند اما ممکن است در احساسات شما نسبت به خودش تاثیرات بدی بگذارد. پیش از اینکه بخواهید رابطه خراب تان را درست کنید به فکر تمام کردن درمان همسرتان باشید. تا زمانی که او بیمار است نمی توانید امیدی به بهبود رابطه داشته باشید. همسرتان را به تلاش وادار کنید. او نمی خواهد مسئولیت هایش را بپذیرد؟ مجبورش کنید. تشویقش کنید تا هر روز صبح ورزش کند و بعد کمی به کارهایش برسد. از خانه بیرون برود، به درس بچه ها برسد و به قرارهای کاریش برسد. اگر واقعا برایش مشکل است تا کارهایش را خودش انجام بدهد دستش را برای کمک بگیرید. به جای اینکه بگویید «نتونستی ظرفها رو بشوری یا لااقل به فلانی زنگ می زدی.» بگویید: «بیا باهم ظرف بشوریم. بیا تلفن بزنیم به فلانی و قراره امشب رو یادآوری کنیم. بریم ببینیم بچه ها درس خوندن یا نه». به نیازهای تان پاسخ بدهید. همسرتان افسرده است اما شما نیازهای روزمره خودتان را دارید. نیاز به پول دارید. نیاز به آرامش در خانه دارید. خانه تمیز می خواهید و یک غذای گرم. شما شادی و نشاط در جمع خانواده را می خواهید. روابط احتماعی، رفت وآمد با فامیل، مهمانی رفتن و خرید لوازم زندگی جز نیازهای روزمره شما هستند. در قدم اول سعی کنید همسرتان را به این کارها ترغیب کنید اما اگر احساس می کنید او به نیازهایتان پاسخ نمی دهد و یا نمی خواهد همراهی تان کند خودتان را از آنها محروم نکنید. البته این کار به این معنی نیست که فقط دنبال لذت های زندگی خودتان باشید. اولین وظیفه شما در چنین موقعیتی درمان همسرتان است. اما اگر می بینید افسردگی همسرتان به شما هم سرایت کرده است با برآورده کردن نیازهایتان جلوی افسردگی را بگیرید.

نکاتی در مورد خودتان در رفتار با همسر افسرده

  1. هر از چندگاهی به خودتان فکر کنید: هنگامی که همسر شما در حال مبارزه با افسردگی است، خطر افسردگی شما نیز بالا می رود. به همین دلیل است که مراقب خود باشید حتی بیشتر از همیشه. این مراقبت به شما کمک خواهد کرد سلامت روان خود را حفظ کنید و به جلوگیری از ایجاد خشم در رابطه کمک می کند.
  2. برای خودتان وقت صرف کنید؛ می توانید از یک دوست یا اعضای خانواده بخواهید چند ساعت با همسرتان بگذراند. اگر همسر شما به تنهایی نمی تواند به پزشک مراجعه کند، از خانواده یا دوستان بخواهید این مسئولیت را بر گردن گرفته و با او همراه شوند.
  3. تسلیم نشوید: درست است که افسردگی می تواند بر زندگی مشترک فشار وارد کند، اما لزومی ندارد ازدواج خود را به هم بزنید. کارشناسان می گویند هنگامی که همسر شما در حال مبارزه با بیماری روانی، راه درست را پیدا می کند، ارتباط عمیق تری بین شما و او برقرار می شود.

وقتی یکی از همسران افسرده می شود، نمی توان توقع داشت که به تنهایی از پس این مشکل بربیاید. حمایت همسر در رفع افسردگی تاثیر زیادی دارد. گاهی در روابط زن و شوهر افسردگی یکی از زوج ها مشاهده می شود و ریشه بعضی از مشکلات زن و شوهر است. افسردگی همسر بر عملکرد او با همسرش و فرزندان تاثیر گذار است و موجبات سردی روابط را در محیط خانه به وجود می آورد. متاسفانه بدلیل اینکه در بیشتر موارد زن و شوهر ها افسردگی را مربوط یک نفر می دانند و کمتر این مشکل را مشکلی دو طرف می دانند. بنابراین به فکر بر طرف کردن مشکل از جانب هر دو طرف نیستند. لذا نگاه دو جانبه به افسردگی همسر، می تواند موجبات شادی و مسرت را در محیط خانه باشد.

حالات و افکار افراد افسرده

  1. از آن جا که افراد افسرده خود را مملو از عیب، نارسایی و به طور کلی فاقد هرگونه ارزشی می دانند و از اتفاقات اطرافشان این گونه برداشت می کنند که اتفاقات منفی به علت بی ارزشی خود آن هاست و یا گاه حتی با استفاده از کلمات نامناسب به توصیف خود می پردازند، شما به عنوان همسر می توانید نقش موثری در تغییر این احساسات وی داشته باشید. با تدارک دیدن فعالیت هایی که همسرتان به طور قطع می تواند در آن ها موفق شود نادرستی افکارش را به او نشان دهید. به او یادآور شوید که همیشه دوستش دارید و این مشکل نیز مانند همه مشکلات تمام می شود و مجددا خواهید توانست با یکدیگر به اهدافی که داشتید برسید.
  2. یکی دیگر از ویژگی های افراد افسرده رضایت نداشتن از محیط و موقعیت زندگی خویش است. این گونه افراد تصور می کنند برای حل مشکلات راهی وجود نخواهد داشت و نهایتا خود و اطرافیانشان را غرق در بدبختی می بینند. می توانید با خاطر نشان کردن جنبه های مثبت هر اتفاق و یا موقعیت های مختلف، این احساس را از همسرتان دور کنید. همانطور که می دانید برای هر مشکل راه حل های متعددی وجود دارد ولی افراد افسرده همیشه بدترین حالت را متصور می شوند؛ بنابراین می توانید در شناساندن راه حل های مختلف به همسرتان کمک کنید. به همسرتان بگویید که بارها با کمک او توانسته اید از پس حل مشکلات برآیید.
  3. ویژگی دیگر که به دنبال دو ویژگی بالا می آید بدبینی نسبت به آینده است. افراد افسرده به علت این که خود را ناتوان می دانند و بدترین حالت ممکن را برای هر اتفاق درنظر می گیرند این تصور را دارند که شرایط کنونی تغییری نخواهد کرد و در آینده نیز حتی بدتر از اکنون خواهد بود. شما می توانید با اصلاح افکار همسرتان و اثبات این که شرایط می تواند رو به بهبود باشد این افکار مزاحم را از  اغلب اولین کسی که متوجه افسردگی می شود، همسر فرد است. دیدن چیزی و انجام کاری در مورد آن کلیدی برای کمک به همسرتان است، در صورتی که ازدواج شما سالم باشد.

راهکار اساسی در رفتار با همسر اقسرده

وقتی شریک زندگی قرار نیست ازکسی که دوستش دارد و افسرده است، دور شود می تواند یک سیستم حمایت قوی برای او درست کند که برای سلامت روان او بسیارحیاتی است. یک همسر خوب با داشتن تحمل، درک و گفتگو می تواند باعث بهبود کسی که دوستش دارد گردد و کاری کند تا او راحت بتواند در مورد مشکلش گفتگو کند.

رابطه ای که یک یا هر دو نفر افسرده باشند، می تواند بسیار چالش برانگیز باشد. اما اگر هر دو اشتیاق داشته باشند که برای یکدیگر زمان صرف کنند و برای آن تلاش کنند، نتیجه آن یک رابطه ی قوی و حمایت کننده خواهد بود که بر پایه ی اعتماد ساخته شده است.

توصیه ای که می توان در این زمینه به شما ارائه کرد دریافت راهنمایی از پزشک همسرتان است. چراکه با توجه به شناختی که او از همسر شما و روحیاتش و همچنین روند درمان دارد، بهتر می تواند راهنمای شما باشد. علاوه بر آن، پیگیری درمان و جلوگیری از ادامه دار شدن افسردگی از ضروریات محسوب می شود.

هر کاری که می توانید انجام دهید تا ارتباط فیزیکی بین شما، در کنار محدودیت های مربوط به بیماری، قوی باقی بماند. سعی کنید تا جایی که می توانید شاد باشید و تمام شانس های خود را امتحان کنید. یافتن راه های جدید برای لذت بردن بیشتر را به عنوان چالشی در نظر بگیرید و سعی کنید به آرامش برسید و تا می توانید کنار یکدیگر شاد باشید و بخندید.

نحوه رفتار با همسر افسرده باید چگونه باشد؟
۵ (۱۰۰%) ۳ رای s
اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی:

درباره‌ی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.