خانه / مشاوره قبل از ازدواج | مشاوره پیش از ازدواج / آشنایی با انواع ازدواج های پرخطر

آشنایی با انواع ازدواج های پرخطر

ازدواج های پرخطر ازدواچ هایی هستند که عاقبت آن ها از همان ابتدای کار مشخص است.

ازدواج به عنوان مهم ترین و عالی ترین رسم اجتماعی، برای دستیابی نیازهای عاطفی و امنیتی افراد بزرگسال، همواره مورد تایید بوده است که ازدواج پرخطر پیامدهایی در خانواده به وجود می آورد. ما نمی‌توانیم جلوی فاجعه را بگیریم اما جلوی خسارت و تلفات را می‌توانیم بگیریم. البته عاقبت هیچ ارتباطی، به‌طور صددرصد قابل‌پیش‌بینی نیست اما ازدواج‌هایی که با شکست روبرو شده‌ یا در مرحله آشنایی به هم خورده‌اند وجوه مشترک زیادی با یکدیگر داشته‌اند که براساس دسته‌بندی به چند گروه تقسیم می‌شوند، بنابراین شرط عقل است،

آشنایی با انواع ازدواج های پرخطر

امروزه بسیاری از افراد از طریق اینترنت شریک زندگی خود را جست و جو می کنند و می خواهند در اندک زمانی به یار دلخواه برسند. این نوع آشنایی، بسیار آسان است، اما آیا می توان با این روش به عشق واقعی و با دوام دست یافت؟ آیا ازدواج هایی که بر پایه آشنایی اینترنتی صورت می گیرد، پایدار خواهد بود؟ اگر بخواهید تنها به وسیله ارتباط و گفت وگوی اینترنتی، همسر آینده خود را انتخاب کنید، هرگز شناختی نسبت به هم پیدا نمی کنید. مشاوران خانواده تحت هیچ شرایطی به افراد توصیه نمی کنند که تنها با تکیه به اطلاعات اینترنتی برای خود زوج پیدا کنند. برای رسیدن به پاسخ معقول باید مفهوم عشق واقعی و عمیق و همچنین زندگی پایدار بین زن و مرد را بررسی کرد و این که آیا در قرارهای اینترنتی چنین مهر و محبتی پیدا می‌شود؟

ازدواج ﺧﻮﯾﺸﺎوﻧﺪی نیز، ﺑﺨﺼﻮص آﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﯿﺶ از ﯾﮏ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﺎ هم دارﻧﺪ، ﻣﺜﻞ دﺧﺘﺮ عمو و ﭘﺴــﺮ عمو ﮐﻪ ﭘﺪر آﻧﻬﺎ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﭘﺮﺧﻄﺮ ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ. ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ دﻟﯿﻞ، ازدواج فامیلی ﺑﺎ ﺿﺮﯾﺐ ﻫﻤﺨﻮﻧﯽ ﺑﯿﺶ از ۷ ﺗﺎ ۸ درﺻﺪ ﺗﻮﺻﯿﻪ ﻧﻤﯽﺷﻮد. ازﺳــﻮی دﯾﮕﺮ، ﺳــﺎﺑﻘﻪ ﻣﺜﺒﺖ ﺑﯿﻤﺎری ژﻧﺘﯿــﮏ در اﻋﻀﺎی ﺧﺎﻧﻮاده زوﺟﯿﻦ ﯾﺎ ﺧﻮد آﻧﻬﺎ از ﻣﻮارد ﭘﺮﺧﻄﺮ ژﻧﺘﯿﮏ ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ.

انواع ازدواج پرخطر 

آشنایی با انواع ازدواج های پرخطر

  • ازدواج برای فرار از خانه پدری

وقتی وضعیت در خانه‌ی پدری، شوم و اندوه ‌بار باشد، ازدواج یک راه گریز محسوب می‌شود. یکی دو سال دیگر در خانه‌ی پدر و مادر ماندن، بهتر از آن است که با نخستین پیشنهاد ازدواج، تن به ازدواج می دهد، چون آن‌وقت ممکن است شریک زندگی‌تان تا آخر عمر سبب رنجش و آزار شما گردد.

  • ازدواج تحمیلی

این ازدواج‌ها از سوی خانواده یا براساس رسم و رسومات به طرفین تحمیل می‌شود و بعضی‌اوقات شامل ازدواج‌های فامیلی و قبیله‌ای است که همه چیز در آن ها در نظر گرفته می‌شود، به جز خود آن ۲ فردی که قرار است با هم تا آخر عمر زیر یک سقف زندگی کنند. همان‌طور که قابل پیش‌بینی است، درصد شکست در این نوع ازدواج‌ها زیاد است و چه بسا حتی در صورت پایداری ازدواج، شیوع خیانت‌های جنسی و عاطفی همسران نسبت به هم در این نوع ازدواج‌ها بیشتر باشد.

  • ازدواج فقط به دلیل پول و ثروت

اگر ازدواج تنها به دلیل پول و ثروت صورت بگیرد یکی از ازدواج های پرخطر محسوب می شود.

  • ازدواج به دلیل ترحم و دل‌سوزی به یک فرد

گاهی انگیزه‌ی فرد برای ازدواج، نجات دادن شخص مقابل از تنهایی، فشارهای زندگی، مشکل‌های اقتصادی و اجتماعی و دلیل‌های دیگر است. برای نمونه، دختری که به پسری وابستگی شدید دارد، مسئولیت زندگی او از جمله کار، مسکن و مسائل مادی را می‌پذیرد. چنین انگیزه‌هایی بعد از مدتی کوتاه، رو به خاموشی می‌رود و در نهایت، زندگی مشترک را با بحران مواجه می‌سازد.

  • ازدواج به دلیل خو گرفتن به ارتباط در طی زمان طولانی

هنگامی که دو نفر پس از آشنایی، تصمیم به ازدواج با یکدیگر می‌گیرند، اشکالی ندارد؛ اما موقعی اجبار به دلیل «عادت محض» خطرناک می‌شود که دو نفر که با هم ازدواج کرده‌اند و بعد، از یکدیگر طلاق گرفته و به هم عادت کرده‌اند، تصمیم بگیرند دوباره شانس خود را امتحان کنند؛ مطمئن باشید هرگاه بار نخست، کارساز نبوده باشد، بار دوم نیز، کارساز نخواهد بود.

  • فردی که برای رسیدن به شما از همسرش جدا می‌شود

به‌طور معمول، این‌گونه ازدواج‌ها، زیاد دوام نخواهد آورد و پایه‌ای برای یک رابطه‌ی درازمدت نخواهد بود. فردی که به خاطر شخصی حاضر است به همسر یا نامزد خود خیانت کند، به‌طور مسلم رابطه‌ی آنان، استحکامی نخواهد داشت؛ زیرا کسی که توسط شما به فرد دیگری خیانت کرده، روزی نیز به خود شما خیانت خواهد کرد.

  • ازدواج، ابزاری برای دست‌یابی به سایر خواسته‌ها

برای نمونه، خانمی که دوست دارد در خارج از کشور زندگی کند، ممکن است با پیشنهاد فردی جهت ادامه‌ی زندگی مشترک در خارج با او ازدواج کند؛ ولی مسائل فرهنگی، استرس‌های متعددی را به دنبال داشته است؛ بنابراین گاهی ازدواج به خاطر ترس از تنهایی، از دست دادن زیبایی، از دست دادن پدر و مادر، کاهش شور زندگی و … صورت می‌گیرد.

  • ازدواج به دلیل عشق سطحی و زودگذر

گاهی دو نفر، چنان علاقه‌ای به یکدیگر پیدا می‌کنند که گمان می‌برند به راستی، عاشق هم هستند. وقتی هیجان با سرعت چشمگیری در رابطه‌ها پیش برود، شناخت یکدیگر به روال عادی و تدریجی خود، پیش نمی‌رود؛ زیرا وقت کافی برای این امر وجود نداشته است.صراحت، صداقت و اعتمادی که لازمه‌ی یک رابطه‌ی محکم است، احتیاج به زمان دارد. یک آشنایی سریع، هر چه‌قدر هم که هیجان‌آور باشد، تنها یک صمیمیت ظاهری به بار می‌آورد که به آسانی با نزدیکی و صمیمیت واقعی، اشتباه می‌شود.

  • ازدواج فقط به دلیل پایان دادن به دوران نامزدی

دوران نامزدی دست‌کم، شرایطی را برای آگاهی زوجین از هم فراهم می‌آورد. تعدادی از افراد در این دوران، متوجه تفاوت‌های بسیاری بین خود و فرد مقابل می‌شوند یا در این دوران، متوجه ناراحتی و یا مبتلا بودن فرد به یک اختلال روانی یا وابستگی او به مواد مخدر می‌شوند؛ اما با وجود آگاهی به این مسائل، بنا به دلیل‌های فرهنگی از جمله اینکه به هم خوردن نامزدی را مساوی با بی‌آبرویی و از دست دادن حیثیت خود، قلمداد می‌کنند، تن به ازدواج می‌دهند.

  • ازدواج فقط به دلیل زیبایی ظاهری

اهمیت جذابیت جسمانی، غیرقابل انکار است. به نظر می‌رسد افرادی که جذابیت ظاهری دارند، رفتارهای پسندیده‌تر و ویژگی‌های شخصیتی زیباتری هم داشته باشند. به خاطر چنین تصوری، تعداد زیادی از دختران و پسران، مجذوب جذابیت جسمانی هم می‌شوند، زمانی که اهمیت این عامل در معیارهای افراد برای تشکیل زندگی مشترک، بدون توجه به عامل‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و شخصیتی افراد لحاظ می‌شود، ضریب خطر‌پذیری چنین ازدواج‌هایی نیز به طور طبیعی، بالا خواهد رفت. بهتر است قبل از این که کسی را برای خودتان انتخاب کنید، اولویت هایتان را مشخص کنید: با این که زیبایی برایتان اهمیت زیادی دارد، اما چه چیزهایی هست که برایتان از زیبایی اهمیت بیشتری دارد؟ چه معیارهایی را حاضرید فدای زیبایی کنید و از چه معیارهایی به هیچ وجه حاضر نیستید بگذرید؟ آیا اگر این فرد این همه زیبا نبود، باز هم او را انسان خوبی می دانستید اگرچه انسان در نگاه اول ممکن است مجذوب زیبایی‌های طرف مقابل شود و توصیه ما مخصوصا به افرادی که ظاهر خیلی برایشان اهمیت دارد به هیچ عنوان، این نیست که نسبت به ظواهر بی‌اهمیت باشند، اما از آنجایی که ظاهر در گذر زمان عادی می‌شود و همیشه پایدار نمی‌ماند، نمی‌تواند تنها معیار برای ازدواج باشد.

  • ازدواج در سن پایین

با توجه به این که در سنین پایین معیار‌های انتخاب همسر ثبات کمی دارد و به‌دلیل نداشتن استقلال فکری، مالی و ضعف تصمیم‌گیری، انتخاب‌های احساسی و شناخت ناکافی از جنس مخالف، این گروه از ازدواج‌ها از پرخطرترین انواع ازدواج‌ها هستند و افرادی که در این رده سنی (خانم‌های زیر ۲۰ سال و آقایان زیر ۲۴ سال) تصمیم به ازدواج دارند لازم است آموزش‌های لازم را برای ارتباط و شناخت درست ببینند و با مشورت و راهنمایی خانواده‌ها اقدام کنند. این که دقیقا چه سنی برای ازدواج مناسب است را نمی شود تعیین کرد، این مساله در فرهنگ ها و در افراد مختلف تفاوت زیادی دارد. اما اکثر روان شناسان معتقدند به طور کلی در جامعه شهری فعلی سنین زیر ۲۰ سال می تواند برای ازدواج پرخطر باشد. ازدواج سالم نیاز به بلوغ های چندگانه دارد که بسیاری از آنها در سنین پایین حاصل نمی شود. بسیاری از افراد در سنین آغاز جوانی هنوز نمی دانند که از زندگی چه می خواهند و در سال های بعد اولویت هایشان تغییرات زیادی پیدا می کند.

مطالب مرتبط: پیامدها و عواقب ازدواج در سنین پایین

  • ‌ازدواج تنها برای تامین غریزه جنسی

اگرچه بخشی از ازدواج می‌تواند تامین غریزه جنسی باشد، اما نیاز جنسی نباید تنها دلیل ازدواج باشد چراکه پس از تامین شدن آن فشار حاصل از شرایط سخت زندگی، مسئولیت‌پذیری و نداشتن برنامه‌ریزی می‌تواند باعث شکست در ازدواج شود.

  • ازدواج راه دور

شناخت درست، یکی از ارکان اصلی انتخاب شایسته همسر است. در شناخت‌هایی که ۲ طرف نسبت به یکدیگر در فاصله مکانی دوری قرار گرفته‌اند، بخش اعظم ارتباط به وسیله اینترنت، تلفن یا پیامک است که این سطح از شناخت نمی‌تواند برای مهم‌ترین تصمیم زندگی افراد کافی باشد، بنابراین، حتی اگر ۲ نفری که قصد ازدواج دارند بنا بر دلایلی، در ۲ شهر یا کشور مختلف سکونت دارند، حتی‌المقدور حتی با وجود شرایط سخت دوری راه، اگر واقعا میل به شناخت و ازدواج دارند، لازم است این ارتباط حتما با اطلاع خانواده‌ها باشد و شرایط به گونه‌ای باشد که ۲ طرف بعد از هر ۱۰ دفعه مکالمه تلفنی یک دیدار حضوری داشته باشند. نکته مهم این است که دیدارها و صحبت‌ها باید واقعا به قصد شناخت باشد. افرادی بوده‌اند که پیش از ازدواج سال‌ها با یکدیگر ارتباط داشته‌ و ساعت‌ها با هم حرف ‌زده‌ و بیرون رفته‌اند، اما موارد اساسی را در مورد یکدیگر نفهمیده‌اند. چرا؟ چون از همان روز اول تصمیم خودشان را گرفته و طرف مقابل را انتخاب کرده بوده‌اند، بنابراین بررسی نمی‌کرده‌ و دنبال شناخت نبوده‌اند بلکه در دوران آشنایی فقط تفریح می‌کرده و وقت می‌گذرانده‌اند.

  • ازدواج متضاد

هر چقدر هم که بگویید او با خانواده‌اش فرق دارد، باید قبول کنید خانواده مهم‌ترین نقش را در تربیت فرد دارد و همیشه رد پای فرهنگی که با آن بزرگ شده در زندگی‌اش باقی خواهد ماند. بنابراین ازدواج با فردی که با فرهنگی کاملا متفاوت یا حتی متضاد با فرهنگ شما بزرگ شده، می‌تواند زمینه‌ساز اختلافات خانوادگی بزرگی شود. معمولا این اختلافات شامل: اختلاف بر سر مهریه، شکل مراسم، در زمینه دخالت‌های خانوادگی و همچنین اختلاف در زمینه پوشش و سلیقه در مورد تفریحات و مسافرت‌ها می‌شود. پس حتی‌المقدور بهتر است با خانواده‌ای هم‌فرهنگ وصلت کنید.

  • ازدواج انتقامی

وقتی که فردی دچار حادثه ناگواری می‌شود یا عزیزی را به هر شکلی از دست می‌دهد، اغلب سعی در ترمیم زخم ایجادشده در روح و روان خود دارد. متاسفانه برخی از افراد برای ترمیم زخم‌های خودشان است که ازدواج می‌کنند در حالی که این کار کاملا اشتباه است و تبعات بسیار زیادی خواهد داشت. خیلی از افرادی که بلافاصله بعد از یک تروما (آسیب) و برای اجتناب از رنجی که می‌کشند، ازدواج می‌کنند، بعد از مدتی انگار که از یک خواب عمیق بیدار شده باشند از مواجه شدن با اشتباهی که مرتکب شده‌اند یکه می‌خورند و می‌گویند: «اون اینجوری نبود، قبل از ازدواج یه طور دیگه بود، بعد از ازدواج تغییر کرد». جواب این است که: او هیچ تغییری نکرده، این تو بودی که او را خوب نشناختی و برای در آمدن از چاله خود را به چاه انداختی.

  • عدم شناخت کافی برای ازدواج

بسیاری از افراد به واسطه ارتباطات کوتاه مدت و بلند مدت دوران آشنایی ممکن است احساس کنند که یکدیگر را شناخته اند و از روحیات و خلقیات هم مطلع شده اند و حال می توانند جواب مثبت خود را به خانواده ها اعلام کنند. اما به راستی شناخت شما کافی است؟ به نظر کارشناسان، ازدواج با یک فرد، ازدواج با کل وجود او و همه ابعاد زندگی اوست حال، شناخت های چند جلسه خواستگاری و یا شناخت های کافی شاپی و رستورانی و… تنها شناخت های کلیشه ای و تفریحانه  ای هستند که محدود به چند بُعد شخصیت فرد می شود و حقیقت وجود او را افشا نمی سازد. پس هرگز برای یک ازدواج خوب و موفق، نمی توان به شناخت از شخصیت مجازی، که عموما تفاوت بسیاری با شخصیت حقیقی دارد، بسنده کرد. اگر ۲۰ سال هم آخر هفته ها با این فرد بیرون بروید،هر روز ساعت ها با او تلفنی صحبت کنید، بازهم شناخت شما نسبت به او کاملا ناقص است! وقتی با یک نفر ازدواج می کنیم، درواقع با کل وجود او و با همه ابعاد زندگی اش، خانواده اش، گذشته اش، آینده اش، افکار و اخلاقش و همچنین با جسم او ازدواج کرده ایم؛ در مثال بالا شما فقط بُعد «کافی شاپ» یا به عبارتی بُعد «تفریحی» فرد را شناخته اید، یا با شخصیت مجازی او آشنا شده اید و این هرگز شناخت کافی برای یک ازدواج خوب به حساب نمی آید. احتمال شکست در ازدواجی که براساس شناخت کافی صورت نگیرد بسیار بالاست. ما زمانی می توانیم به شناخت کامل تر برسیم که با همه ابعاد وجودی فرد و در شرایط و موقعیت های مختلف رو به رو شده باشیم.

  • ازدواج به امید تغییر

با فردی مواجه شده اید که به نظر آدم جالبی است، بخشی از نیازها و خواسته های شما از همسر را برآورده می کند اما در عین حال شخصیت او بسیار متفاوت از شخصیت شماست. با این وجود، تصمیم دارید  دل به دریا بزنید و با او ازدواج کنید؛ با خود می اندیشید بعدترها ممکن است همین تفاوتها به جذابیت های زندگی شما  تبدیل شود و یا به این امید که  بعد از شروع زندگی، بتوانید با صبوری و محبت نواقص شخصیتی او را برطرف ساخته و تغییرش دهید، بر تصمیم ازدواج تان راسخ تر می شوید و پیش می روید. اگر در چنین شرایطی هستید، توصیه می کنیم خیال باطل تغییر همسر را از سرتان بیرون کنید، یقین داشته باشید  اوضاع عوض نخواهد شد، یادتان باشد تا زمانی که فردی نخواهد و خود انگیزه به تغییر نداشته باشد شما نمی توانید او را مجبور به تغییر کنید.

  • احساس تنهایی

بسیار ساده تر از آنچه که فکرش را کنید، می تواند هر فردی را در معرض انتخاب اشتباه قرار دهد. هر وقت شخصی در تنهایی مفرط خود غوطه ور شود، احساس یاس و تاسف بیقرارش کرده و او را بر هر آغوش به ظاهر بازی، پذیرا می کند. تنهایی های دوران مجردی گاهی برایمان تحمل ناپذیر می شود. وقتی دوستان متاهل دور هم جمع می شوند اما ما به دلیل مجرد بودن نمی توانیم در جمع شان باشیم. وقتی با جمعی از بچه های فامیل به مسافرت می رویم و همه با همسرشان هستند به جز ما. وقتی همکارانمان آخر وقت در حالی به خانه شان برمی گردند که همسرشان با یک غذای گرم در انتظارشان است اما ما به خانه ای می رویم که در و دیوار منتظرمان است و…، ته دلمان به این فکر می کنیم که چرا من باید این قدر تنها باشم؟ و درست همین جاست که زنگ های خطر به صدا درمی آید. تنهایی مفرط ساده تر از آنچه فکرش را بکنید می تواند شما را در معرض انتخاب اشتباه قرار دهد. وقتی در تنهایی به حال خودتان تاسف می خورید، کسی پیدایش می شود که می تواند شما را از دست این غول تنهایی و این همه غم و غصه نجات دهد و ادامه داستان. اگر فکر می کنید ازدواج راهی برای حل این مساله است کاملا در اشتباهید. به جای اندیشه به ازدواج، بهتر است با آشنایانتان رفت و آمد کنید، در کلاس های هنری و ورزشی ثبت نام کنید، برای آینده تان برنامه ریزی کنید و … بی شک بعد از این که از عمق تنهایی تان کم کردید، می توانید برای زندگی تان تصمیمات بهتری بگیرید که در این مرحله شاید ازدواج بهترین گزینه باشد.

  • انتخاب های هیجانی

اندک نیستند دختران و پسرانی که با یک نگاه و یا یک آشنایی کوتاه مدت، یک دل نه صد دل عاشق و شیدای هم شده اند و به گمان آن که نیمه گمشده شان را پیدا کرده اند، بدون توجه به معیارهای اساسی و حتی علیرغم مخالفت  خانواده هایشان تصمیم به ازدواج گرفته و بر سر سفره عقد نشسته اند؛ اما بعد از گذشت اندک زمانی و گاه حتی تا زیر یک سقف نرفته از انتخابشان پشیمان شده و کاسه چه کنم چه کنم بدست گرفته اند. برای رفع این حالت و فروکش کردن احساسات تند و تیزتان، توصیه می کنیم اندکی صبر و خویشتن داری  کنید. در بعضی شرایط ما کاملا «جو زده» می شویم و کارهایی می کنیم که شاید در حالت عادی به آن فکر هم نکنیم. وقتی در میهمانی به ما خوش می گذرد، عملکرد مغز ما متفاوت از حالت عادی است و در واقع فیلترهایی که ما برای انتخاب شخص مناسب برای خود داریم تا حد زیادی از کار می افتد. اشتباه بزرگی است که بخواهیم به انتخاب ذهنمان در چنین حالتی اعتماد کنیم. در اکثر موارد انتخاب های هیجانی بعد از مدتی از چشم مان می افتند.

  • چشم و هم چشمی

اگر به دنبال برترین انتخابها هستید و یا این که نقشه می کشید که چگونه و چطور می توانید رویی از دیگران را از طریق ازدواجتان کم کنید… باید بگوئیم اینجا چراغ قرمز است، لطفا ایست کنید، حرکت شما جایز نیست حتما جریمه خواهید شد! میل شدید به جبران کردن و خودی نشان دادن، کم کردن روی اطرافیان از طریق ازدواج و یا مقایسه دائم گزینه انتخابی خود با مورد ازدواج دیگران و … به عنوان نشانه های خطر در انتخاب محسوب می شوند. بنابراین در این شرایط، لازم است از هر اقدامی برای ازدواج صرف نظر کنید، چون ضریب خطا تا حد زیادی بسیار بالا است. بهتر است به درون خودتان بیندیشید؛ حسادتتان را ریشه یابی کنید، عوامل ایجاد کننده و تداوم دهنده آن را بشناسید، راهکارهای مقابله با آن را یاد بگیرید و در نهایت زمانی که عاری و تهی از حسادت شدید و به مرتبه ای رسیدید که بخاطر خود، علایق و خواسته هایتان خواهان ازدواج شدید، وقت آن است که برای انتخاب همسر ایده آل تان قدم بردارید.

  • پرستیژ و موقعیت اجتماعی ویژه

موقعیت اجتماعی یکی از مواردی است که احتمال خطای ما در انتخاب همسر را به شدت بالا می برد. عناوین و موقعیت های چشمگیر به راحتی می توانند دیگر خصوصیات فرد را تحت تاثیر قرار دهد و به عبارتی چشم ما را به روی خیلی چیزها ببندد. در این صورت ما با موقعیت طرف مقابل ازدواج می کنیم، اما با «خود» او زیر یک سقف می رویم شما در داخل خانه دیگر «خانم دکتر» نخواهید بود! اگر در چنین شرایطی قرار گرفتید، فرد را بدون شغل و موقعیت خاصش تصور کنید: آیا اگر چنین موقعیتی را نداشت بازهم برایتان انسان قابل قبولی بود؟ غیر از موقعیت خاص، چه ویژگی های دیگری دارد که شما را به خود جذب می کند؟

  • شیفتگی و عشق بی اندازه

اگر فقط از روی عشق ازدواج می کنید، منتظر باشید که روزی فقط به خاطر نفرت از هم جدا شوید. یکی از خطرناک ترین شرایط انتخاب همسر زمانی برای شما پیش می آید که «عاشق» می شوید. در این حالت شما آن قدر تحت تاثیر هیجانات و احساسات هستید که نمی توانید درست ببینید و درست تصمیم بگیرید. قبول این مساله برای کسانی که در اوج عشق هستند بسیار سخت است. مغز در حالت هیجان زدگی نمی تواند به طور طبیعی فعالیت کند. بنابراین ما به جز خوبی چیزی نمی بینیم. مغز عاشق، همه چیز را از پشت عینک عشق می بیند و از پشت این عینک هم همه چیز بهتر از آنچه که هست دیده می شود مگر بد است؟ نه. فقط مشکل اینجاست که ما نمی توانیم همیشه با این عینک به دنیا نگاه کنیم چه بخواهیم چه نخواهیم این شیفتگی و این هیجانات دیر یا زود فروکش می کند. اگر عاشق هستید، بهتر است مدتی صبر کنید و از رابطه فاصله بگیرید تا این تب در شما فروکش کند و بتوانید با دخالت بیشتر عقل، درمورد زندگی آینده تان تصمیم گیری کنید.

  • عجله برای ازدواج  

همه دوستانتان ازدواج کرده اند. چشم مادربزرگ و پدربزرگتان به شماست که نوه شان را ببینند. شما خواهر بزرگ تر هستید و ازدواج خواهر کوچکترتان در گرو ازدواج شماست و آخرین آرزوی مادر و پدرتان برای خوشبختی شما این است که شما را در لباس دامادی / عروسی ببینند. یا اصلا سن شما بالا رفته و احساس می کنید برای ازدواجتان دیر شده است. هیچ کدام از این موارد مشکل خاصی به شمار نمی رود؛ به شرطی که شما را وادار به انتخاب عجولانه و نسنجیده نکند. در هر انتخابی، وقتی ما در شرایط اضطرار و عجله قرار می گیریم، امکان اشتباه کردنمان چندین برابر می شود و زمانی که این انتخاب به بزرگی انتخاب شریک زندگی باشد، حساسیت آن هم چندین برابر می شود. پس ارزشش را دارد که با این فکر مبارزه کنید.

  • بحران روحی

در رابطه ای شکست خورده اید، هنوز یک ماه از اتمام رابطه قبلی تان نگذشته، هنوز زخم هایی که از ارتباط ناموفق قبلی خورده اید خوب نشده و هنوز غم و غصه دارید و به حال و هوای عادی زندگی تان برنگشته اید الان اصلا فرصت مناسبی برای تصمیم گیری در مورد ازدواج نیست. بحران روحی به هر علتی ممکن است ایجاد شود: ممکن است به تازگی عزیزی را از دست داده باشید، از کار اخراج شده باشید، بیمار باشید، پدر و مادرتان از هم جدا شده باشند یا هر مساله دیگری که باعث ناراحتی شما شده باشد. در حالت بحران، ذهن ما فعالیت طبیعی ندارد و امکان اشتباه در این وضعیت بالاست. ممکن است کسی که الان به نظرمان همسر مناسبی می آید، بعد از عبور از بحران، دیگر چندان مناسب به نظر نرسد و خودمان هم ندانیم چه شد که حاضر شدیم با چنین فردی ازدواج کنیم.

  • افراد بی مسئولیت 

این افراد معمولاً دیگران را به خاطر مشکلات خود سرزنش می کنند. آن ها معمولاً سهم خود را در پذیرش مشکلات قبول نمی کنند و معمولاً داستان های فراوانی از ظلم هایی که دیگران در حقشان کرده اند بیان می کنند. اگر شما قصد ازدواج با چنین کسانی را دارید باید بدانید که ظالم بعدی داستان های او خواهید بود.

  •  افرادی که دیگران را کنترل می کنند

 افرادی که دیگران را کنترل می کنند درست نقطه مقابل افرادی قرار دارند که از قبول مسئولیت فرار می کنند این افراد، تمام تصمیمات را خودشان می گیرند، به دیگران می گویند چه کاری انجام دهند، آن ها هر کاری می کنند تا کنترل امور دستشان باشد و نمی خواهند آن را از دست بدهند.

  • افرادی که به سرعت خشمگین می شوند

 همه ما در زندگی عصبانی می شویم و حتی ممکن است خشم خودمان را هم ابراز کنیم این نوع از خشم طبیعی است و مشکلی را ایجاد نمی کند. اما برخی از افراد هستند که به سرعت و ناگهان خشمگین می شوند و به عبارت دیگر خشم آن ها متناسب با موقعیت نیست. این افراد می خواهند با خشم خود دیگران را کنترل کنند و برای همین همسر یا افرادی که در کنار آن ها زندگی می کنند همیشه در حال کنترل رفتار خود هستند تا مبادا باعث خشم ناگهانی او شوند و باعث شوند تا وی به شدت هر چه تمام تر خشم خود را بروز دهد.

 

مرکز مشاوره فرمانیه: بلوار اندرزگو، ساختمان پارسیان، طبقه پنجم ، کلینیک روانشناسی و مشاوره خانواده
تلفن:  ۲۲۳۲۱۰۵۲ -۰۲۱       ۸۴۹۰۹۴۴ – ۰۹۱۲

مرکز مشاوره صادقیه: فلکه دوم صادقیه، خیابان ستارخان، کلینیک روانشناسی و مشاوره ندای آرامش
تلفن:  ۸۴۹۰۹۴۴ -۰۹۱۲       ۲۲۳۲۱۰۵۲ – ۰۲۱

آشنایی با انواع ازدواج های پرخطر
۵ (۱۰۰%) ۱ رای
اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی:

درباره‌ی کلینیک روانشناسی و مرکز مشاوره ازدواج ، خانواده و سلامت جنسی

جامع ترین و تخصصی ترین مرکز مشاوره ازدواج و خانواده. مرکز مشاوره فرمانیه: بلوار اندرزگو، ساختمان پارسیان، طبقه پنجم ، کلینیک روانشناسی و مشاوره خانواده مرکز مشاوره صادقیه: فلکه دوم صادقیه، خیابان ستارخان، خیابان شهدای صادقیه، کلینیک ندای آرامش تلفن: 8490944 -0912 ***** 22321052 - 021

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.