ازدواج مجدد با همسر قبلی

ازدواج مجدد با همسر قبلی بعد از طلاق ممکن است ذهن عده ای را به خود مشغول کند. زمانی که زن و شوهری به انتهای خط می‌رسند، تصمیم می‌گیرند که از یکدیگر جدا شوند. در این میان عده ای بلافاصله بعد از طلاق با خود پیمان می بندند که دیگر ازدواج نکنند و عده ای هم بعد از اندک مدتی دل به دیگری باخته و بار دیگر نام شخصی را به شناسنامه خود اضافه می کنند. عده ای هم هستند گرچه اندک اما بعد از طلاق رابطه ای نو را با همسر سابق برقرار می کنند و به دلایل مختلف که یکی از آن ها می تواند فرزند باشد، نزد یکدیگر باز می‌گردند. با این حال باید اذعان داشت که طلاق پایان بسیاری از روابط مهم و نخستین گام برای شروع جدید است. برای عبور از فرآیند طلاق باید هیجان های پس از طلاق را تجربه کرد تا بتوان با گذشت زمان، دوباره ازدواج کرد و زندگی بهتری نسبت به قبل داشت.

مطالب مرتبط: علل طلاق و پیامدهای آن

کم نیستند کسانی که بعد از طلاق متوجه می شوند که اشتباه بزرگی کرده اند، از طرفی با سختی های زندگی پس از طلاق مواجه می شوند و از طرف دیگر درمی یابند که دلیلی که به خاطر آن جدا شده اند، آنقدرها هم بزرگ و آزار دهنده نبود و خلاصه احساس پشیمانی به سراغشان می آید و دوست دارند که برگردند، اما برگشت به این آسانی ها نیست و اما و اگرهای زیادی با خود دارد. گاهی هم دیگر دیر شده است، یکی از زوجین تمایلی به برگشت ندارد یا قصد ازدواج با فرد دیگری را دارد.

اگر شما و همسر سابق تان تصمیم گرفته اید که دوباره با هم زندگی کنید، آمار بر ضد این تصمیم شماست، آمار بر علیه زن و شوهرهایی است که یکبار طلاق گرفته اند و می خواهند دوباره با هم ازدواج کنند. تقریباً بیشتر ازدواج های دوم مثل ازدواج اول به طلاق ختم می شود.

توصیه هایی برای موفقیت در ازدواج مجدد با همسر سابق

در زیر توصیه هایی آمده است که شانس موفقیت این ازدواج دوباره را بالا ببرید:

  1. دوباره برگشتن به سمت همسر سابق به خاطر فرزندانتان اصلاً ایده خوبی نیست. باید به خاطر این که همدیگر را دوست دارید و واقعاً می خواهید که ذوباره با هم باشید، به سمت هم برگردید.
  2. اگر بچه دارید، به هیچ وجه تا مدتی اجازه ندهید که آن ها متوجه شوند که شما دو نفر با هم رابطه برقرار کردید. چون امیدوار می شوند که با هم آشتی کنید و این فشار بیشتری روی شما دو نفر برای آشتی کردن وارد می کند.
  3. نزد مشاور خانواده بروید. از اشتباهات زندگی قبل درس بگیرید واگرنه با تکرار آنها دوباره رابطه تان خراب خواهد شد.
  4. دلیل طلاق سابقتان را پیدا کنید. اگر طلاقتان به خاطر مسائل مالی بوده اینبار حتماً درمورد مسائل مالی با هم به نتیجه برسید. اگر درمورد تربیت فرزندان بوده، این مشکل را هم با هم حل کنید. اگر به خاطر عدم وفاداری و خیانت بوده، هر دو شما باید امتحان خود را پس بدهد.
  5. اشتباه خود را در طلاق اول به گردن بگیرید.
  6. با هم در دوره های آموزش خانواده شرکت کنید.
  7. در تمام مسائل با هم صادق باشید. برای هم بازی درنیاورید. سعی نکنید فکر همدیگر را بخوانید. انتظارات بیجا نداشته باشید. انتظارات، امیدها و آروزهای خود را با هم مطرح کنید.
  8. خیلی مهم است که بفهمید ازدواج اولتان تمام شده است. اجازه ندهید کابوس آن زندگی جدیدتان را خراب کند.
  9. از روبه رو شدن با مشکلاتی که موجب بر هم خوردن ازدواج اولتان شدن، نترسید.
  10. اشتباهاتتان را تکرار نکنید. به آینده تان به هم بیندیشید.
  11. یادتان باشد، ساختن اعتماد دوباره زمان می برد.
  12. ایجاد اعتماد و موفق شدن یک ازدواج بعد از طلاق نیاز به تعهد قوی به رابطه دارد. باز هم می گوییم، ازدواج دوباره با همسر سابقتان را سریع جلو نبرید. برای شناخت همدیگر وقت بگذارید.

برای ازدواج مجدد با همسر سابق چه باید کرد؟

کسانی می توانند ازدواج موفقی پس از طلاق داشته باشند که در دوره پس از جدایی به نقش خود در رابطه با همسر سابق شان اندیشیدند و سهم تقصیر و مشکلات خود را پیدا کردند و دانستند همه عوامل و تقصیرها مربوط به همسرشان نبوده است بلکه خود آنان نیز سهم قابل تأملی در این ماجرا داشته اند و در ازدواج دوباره با همسر سابق مشکلات رفتاری خود را حل کردند. مهم‌ترین کاری که باید کنید ادامه زندگی خودتان است. به خاطر این فرد نباید از تلاش‌هایی که برای ساختن دوباره زندگی‌تان کرده‌اید دست بکشید.

برای برگشتن به رابطه عجله نکنید. چون این کار عملاً راه تصمیم‌گیری درست و عاقلانه را می‌بندد. به یاری از روابط گذشته فقط به این دلیل دوباره از سر گرفته می‌شوند که فرد نتوانسته از نظر عاطفی خود را مستقل احساس کند یا به خاطر نیاز مالی یا ترس از آینده این کار را کرده است. این که شما زندگی مستقل خودتان را ادامه بدهید از این نظر بسیار ارزشمند و مؤثر است. زمانی که حال بهتری دارید، وضعیت مالی خوبی پیدا کرده‌اید و توانسته‌اید به کار و فعالیت مورد علاقه‌تان بپردازید بهتر تصمیم می‌گیرید. اگر از نظر عاطفی و مالی قوی باشید احتمال شروع دوباره رابطه‌ای که پرمسأله بوده است بسیار کمتر خواهد بود.

زندگی گذشته شما با وجود تنش‌ها و هزینه‌های دردناکی که برایتان داشته است یک تجربه عالی است برای اینکه اکنون درست تصمیم بگیرید. پس از عبور از آن دوران شما می‌توانید مشکلات رابطه را بهتر بررسی کنید و مسیر آینده را بر مبنای آن مشخص کنید. حالا این فرصت برایتان وجود دارد که یک رابطه متعادل را با هشیاری و آگاهی بیشتری شروع کنید. اگر فوراً به درخواست او جواب بدهید یا واکنش نشان بدهید و زندگی‌ای که برای خودتان ساخته‌اید را متوقف کنید احتمال اینکه دوباره همان اشتباه را تکرار کنید بسیار زیاد است. صرف نظر از این که او چقدر برای بازگشت شما تلاش می‌کند در این موقعیت لازم است کمی بی‌توجه باشید و آن را فرصتی برای ارزیابی او در نظر بگیرید. برای شروع یک رابطه دوباره باید مطمئن باشید که مشکلاتی که عامل جدایی‌تان بوده‌اند حل شده‌اند. هر کسی باید اشتباه خودش را پذیرفته باشد. این رابطه باید صرف نظر از نیازهای شدید عاطفی یا مالی و ضعف روحی یکی از دو نفر از سر گرفته شود وگرنه هیچ بعید نیست که شما همان راه رفته را برگردید و اشتباه‌تان را دوباره تکرار کنید.

رمز موفقیت ازدواج پس از طلاق و ازدواج مجدد با همسر قبلی

اگر می‌خواهید دوباره با همسر قبلی تان رابطه را شروع کنید ابتدا باید ظرفیت‌های روحی خودتان را بالاببرید و یاد بگیرید زندگی مستقل خود‌تان را شکل بدهید. هیچ تلاشی برای طرد کردن او یا جذب او به خودتان انجام ندهید. پیش از شروع هر رابطه‌ای ابتدا باید کمی زندگی مستقل و شخصی خودتان را داشته باشید به کارهایی بپردازید که همیشه دوست داشتید انجامش بدهید، به سفر بروید، کار کنید تا درآمدی داشته باشید، یک زبان تازه یاد بگیرید، اگر لازم است درس بخوانید، ورزش کنید و از زندگی‌تان لذت ببرید. همه این کارها برای این است که ظرفیت روحی خودتان را برای یک تصمیم درست بیشتر کنید.

بازگشت به زندگی با همسر سابق امری کاملا ممکن است و تنها در موارد معدودی که پس از تلاش های لازم و بررسی های حرفه ای و کارشناسانه لازم، مشخص می شود دو نفر واقعا برای زندگی مشترک با یکدیگر مناسب نیستند و از ابتدا انتخاب نادرستی انجام داده اند، بهتر است افراد، به زندگی مشترکشان بازنگردند. کسب دو ویژگی برای برپا کردن خیمه زندگی مشترک بسیار مهم است: کسانی که توانستند استقلال خود را دوباره به دست بیاورند، در دوره پس از جدایی به نقش خود در رابطه با همسر سابق شان اندیشیدند و سهم تقصیر و مشکلات خود را پیدا کردند و دانستند همه عوامل و تقصیرها مربوط به همسرشان نبوده است بلکه خود آنان نیز سهم قابل تأملی در این ماجرا داشته اند و در ازدواج دوباره با همسر سابق مشکلات رفتاری خود را حل کردند.

نکته قابل تامل دیگر این است که زوج ها پس از جدایی خیلی سریع به ازدواج مجدد روی نیاورند و به خود فرصت بررسی و ارزیابی بدهند. در عین حال ترک مقایسه های مردود همسر سابق با دیگران ضروری است.

چند توصیه در ازدواج مجدد با همسر قبلی

کارشناسان خانواده به افرادی که می خواهند رابطه مجدد با همسرشان بعد از طلاق ایجاد کنند چند توصیه دارند:

  • اگر به خاطر فرزندتان این کار را می‌کنید، منصرف شوید چرا که ازدواج باید به این خاطر که میانتان عشق و علاقه ای باشد، صورت گیرد.
  • توصیه این است که اجازه ندهند فرزند یا فرزندانشان از رابطه مجدد تا جاری شدن عقد دائم مطلع شود چون امیدوار می شوند که با هم آشتی کنید و این فشار بیشتری روی شما دو نفر برای آشتی کردن وارد می کند.
  • دلیل طلاق سابقتان را پیدا کنید. اگر طلاقتان به خاطر مسائل مالی بوده این بار حتماً درمورد مسائل مالی با هم به نتیجه برسید. اگر درمورد تربیت فرزندان بوده، این مشکل را هم با هم حل کنید. اگر به خاطر عدم وفاداری و خیانت بوده، هر دو شما باید امتحان خود را پس بدهد.

انگیزه هایی برای شروع دوباره:

ازدواج مجدد با همسر قبلی

یک روان شناس و مشاور آگاه و با تجربه می تواند شما را در کشف انگیزه های همسرسابقتان برای ازدواج مجدد با او یاری کند.

عوامل مختلفی وجود دارد که می تواند جوشش و میل دوباره برای بازگشت به زندگی مشترک به وجود آورد؛

  • وجود دلبستگی و مهر میان زوجین و وجود خاطرات گذشته،
  • وجود افراد دیگری که با دخالت های شان باعث جدایی این افراد شده اند و زوجین پس از جدایی متوجه این موضوع می شوند.
  • گاهی هم وجود رابطه ای خارج از چارچوب خانواده است که فرد پس از فروپاشی زندگی مشترک به تاثیر منفی آن پی می برد.
  • راحتی و دردسر کم آن است. خیلی‌ها فکر می‌کنند بازگشت به رابطه قبلی راحت‌تر از شروع یک رابطه تازه است. در حالی‌که همیشه این طور نیست. حتی بچه‌ها هم برای سازگاری با این ازدواج مشکلات بیشتری دارند.
  • گاهی نقش مشاور و کمک او در ارزیابی علل جدایی و کمک به افراد برای بازسازی شخصیت شان به شکل گیری دوباره زندگی کمک می کند.
  • آموختن مهارت های حل مسئله و مهارت های ارتباطی را می توان عامل دیگری برای پیوند دوباره زوج ها دانست.
  • وجود فرزند یا فرزندانی که محصول ازدواج دو نفر بوده اند نیز به عنوان عامل مهمی در بازگشت به زندگی با همسر سابق یاد کرد.

تجربه تلخ زندگی پس از طلاق فرصت ارزشمندی را ایجاد می کند تا افراد به مرور زندگی قبلی خود بپردازند و علل جدایی و اختلافاتشان را کشف کنند. بازگشت به زندگی با همسر سابق امری کاملا ممکن است و تنها در موارد معدودی که پس از تلاش های لازم و بررسی های حرفه ای و کارشناسانه لازم، مشخص می شود دو نفر واقعا برای زندگی مشترک با یکدیگر مناسب نیستند و از ابتدا انتخاب نادرستی انجام داده اند، بهتر است افراد، به زندگی مشترکشان بازنگردند.

شرایطی که ما را به فکر بازگشت می اندازد؟

مردان عموما چه تقاضادهنده طلاق باشند چه نه، معمولا تمایل بیشتری به بازگشت و آشتی را از خود نشان می دهند، بازگشت (پس از طلاق) که از آن به عنوان وابستگی عاطفی به همسر یاد می شود، با میزان خو گرفتن و عادت کردن به زندگی پس از طلاق رابطه عکس دارد؛ یعنی هر چه شما با زندگی فعلی پس از طلاق از ابعاد مختلف بیشتر خو گرفته باشید، کمتر مایل به بازگشت هستید و بالعکس. در هر حال برخی از دلایلی که باعث می شود به ازدواج مجدد با همسر سابق فکر کنیم، عبارتند از:

  • ترس از وضعیت فرزندان: مهم ترین دلیلی که بیشتر افراد مطلقه به خصوص زنان، برای ازدواج کردن با همسر سابق می آورند این است که نمی خواهند بچه ها زیر دست ناپدری یا نامادری بروند.
  • خبرهایی از تغییر همسر: در شرایطی نیز ما دائما خبرهای مبتنی بر تغییر همسر سابق مان می شنویم. تغییر همان مسائلی که باعث گرایش ما به طلاق شد. برای مثال مشکلات اقتصادی و بیکاری همسر یا اعتیاد که دیگر رفع شده است. به خاطر همین تمایل به بازگشت بیشتر می شود.
  • ترس از روبرو شدن با موقعیت کاملا جدید: ازدواج با فردی غیر از همسر سابق، نیازمند سازگاری جدید با موقعیتی است که تقریبا برای ما کاملا ناشناخته است. ترس از این ناشناخته ها، ممکن است باعث شود ما تمایل داشته باشیم که به همان وضعیت قبلی برگردیم؛ وضعیتی که گرچه گاهی سخت بود اما برای ما شناخته شده تر بود.
  • فشارهای اطرافیان: برخی از افراد بعد از طلاق دائما از طرف دیگران سرزنش می شوند که چرا طلاق گرفتند. این فشارها می تواند احساسات متناقض و گاه تمایل به بازگشت را ایجاد کند؛ بخصوص زمانی که رابطه قبلی خویشاوندی است.
  • ابراز تمایل و اصرار همسر سابق: همسر سابق از رفتارهای خود ابراز پشیمانی می کند و دائما اصرار بر برقراری رابطه مجدد دارد.
  • موج هیجانات منفی: بعد از طلاق موجی از هیجانات منفی از تردید تا تنهایی، از احساس گناه و تقصیر تا اضطراب و … وجود ما را می گیرد. گاهی فکر می کنیم برای رهایی از همین هیجانات منفی و جبران خطاها، باید دوباره به این رابطه برگردیم.
  • وجود زمینه های تماس مجدد: یکی بودن محل کار و آموزش، تماس اینترنتی، فرستادن پیامک، تلفن کردن، دیدار در مسیر رفت و آمد، پیغام دادن توسط دوستان مشترک، گفتگو و مشورت کردن با همسر سابق درباره مسائل و مشکلات فرزند و … زمینه سازان برقراری رابطه های مکرر است که می تواند تمایل به بازگشت در رابطه را ایجاد کند.
  • اجبار شرایط: در شرایطی خاص، انگیزه های بسیار منفی از بازگشت به رابطه در بین طرفین یا یکی از آنان وجود دارد. انگیزه های منفی از قبیل: فرار از خانواده بی محبت، ملامت گر یا محدود کننده پدری؛ جلوگیری از ازدواج همسر سابق خود با زنی دیگر؛ فریب دادن زن برای بخشیدن مهریه ای که مرد مجبور به پرداخت آن شده است؛ آسیب رساندن به همسر سابق یا خانواده او پس از ازدواج مجدد و دوباره او را به طلاقی بدتر واداشتن و …!

شرایط صحیح برای بازگشت دوباره

در هر حال اگر تصمیم به بازگشت دوباره و ازدواج مجدد با همسر سابق خود دارید (البته به شرط انگیزه مثبت)، این انتخاب در شرایط زیر می تواند درست باشد. البته اگر فرزندی دارید، تا زمانی که تصمیم تان جدی نشده، به او چیزی نگویید، زیرا باعث احساسات منفی در او می شود.

  • واقع گرایانه اندیشیده اید: شاید از همان اوایل طلاق، میل به برگشت داشته باشید اما خیال برگشت دوباره به زندگی مشترک با همسر سابق باید بر اساس شواهدی مستند و دقیق باشد، در غیر اینصورت خیالی بیش نیست. همچنین باید بدانید در ابتدای بازگشت دوباره شاهد اختلافاتی خواهید بود و باید برای مقابله با این اختلافات نیز خود را آماده کنید. برگشت شما به این معنی نیست که دیگر مشکلی وجود نخواهد داشت.
  • نگیزه های صحیح و واقعی برای بازگشت دارید: ابتدا لازم است صادقانه در مورد انگیزه های بازگشت خود به رابطه فکر کنید و آن را مورد تحلیل قرار دهید. همانطور که گفته شد، انگیزه ها گاهی می تواند منفی باشد یا حداقل به اندازه لازم کافی نباشد؛ بنابراین با دادن وقت به خودتان و البته گرفتن کمک تخصصی در این مورد، انگیزه را به دقت مرور کنید. همچنین باید در مورد انگیزه طرف مقابل نیز تحلیل و جستجو کنید.
  • با یک (و شاید چند) روانشناس مشورت کرده اید: اولین کار قبل از اعلام تصمیم به همسر و حتی خانواده تان مراجعه به یک مشاور معتمد و با صلاحیت است. تردید در بازگشت دوباره به دلایل زیادی اتفاق می افتد که شاید برخی از این دلایل برای شما روشن نباشد، شاید هم حس برگشت، یک حس موقت و ناشی از فشارهای مختلف باشد.

روانشناس به شما کمک می کند تا با این افکار و احساسات ضد و نقیض آشنا شوید و بتوانید تصمیمی محکم و قاطع بگیرید. همچنین روانشناس می تواند به شما در شروع مجدد اما بهتر و طی کردن روشی درست، کمک کند. وقتی خودتان تکلیف تان مشخص شد، باید به همراه طرف مقابل نیز یک روانشناس و خانواده درمانگر بروید تا در مورد موارد اختلاف بحث کنید و مهارت های جدید را کسب کنید؛ زیرا مهارت های قبلی و فعلی شما کافی نیست چون اگر کافی بود کار به طلاق نمی کشید.

  • از دلایل طلاق، یک لیست مشترک دارید: این مرحله دقیقا شبیه این است که می خواهید تازه با هم ازدواج کنید، با این تفاوت که این بار شما از یکدیگر شناخت بیشتری دارید و باید بیشتر دقت کنید تا دوباره به بن بست عاطفی نرسید.

در مورد هر علت به خوبی بحث و بررسی کنید؛ سعی کنید بفهمید که چگونه می توانید آن مورد را حل کرده و به نتیجه برسید. با یکدیگر در مورد مسائل مالی، شغلی، روابط جنسی، تربیت فرزندان، انتظاراتی که از یکدیگر دارید، دین و مذهب، والدین تان و تمام مسائلی که یک زوج در آستانه ازدواج صحبت می کنند، بحث کنید.

شما باید به دو علت در مورد این مسائل صحبت کنید؛ یک، شما هدف و برنامه ای دارید که می خواهید دو نفری در مورد آن به توافق برسید و دلیل دوم اینکه شما نیاز دارید که قبل از اینکه زندگی تان را شروع کنید، تمرین کرده که با همدیگر فکر کنید و تصمیم بگیرید. شما باید یاد بگیرید که به جای بحث و جدل با همدیگر به راه حل برسید و راه حل مشکل تان را پیدا کنید.

  • بخشیدن را یاد گرفته اید: شما باید هر مسئله ای را که تا به حال برای تان به وجود آمده بود، فراموش کنید و طرف مقابل تان را ببخشید. اگر نمی توانید این کار را بکنید، نمی توانید رابطه تان را بهبود ببخشید و مجبورید که دوباره از همسرتان جدا شوید. البته زمانی که شما می گویید که همسرتان را بخشیده اید، به این معنی نیست که او تغییر کرده و تبدیل به فردی منحصر شده است. این کار به این معنی است که «من به خودمان اجازه می دهم که گذشته را فراموش کنیم و دوباره شروع کنیم.»
  • به یکدیگر قول داده اید که برای داشتن یک رابطه پایدار و بادوام سعی کنید: اگر قصد دارید که رابطه خراب شده تان را ترمیم کنید، سعی کنید که خوب برگردید! این را بدانید که فرزندان شما از داشتن والدین دمدمی مزاج و سست اراده اذیت می شوند.

به این فکر نکنید که رابطه تان چه زمانی دچار مشکل می شود؟ افکاری از قبیل: «آیا این هفته دوباره با او دعوا می کنم و او ترکم می کند.» یا «آیا او فقط برای تعطیلات نزد ما آمده یا برای تولدم رفتارش را تغییر داده و به محض تمام شدن جشن تولدم ترکم می کند؟» سعی کنید به یک رابطه پایدار فکر کنید.

  • تغییرات اساسی در خود و طرف مقابل ایجاد شده است: بگذارید نکته آخر را بگویم که می تواند خلاصه این مطلب باشد: اگر با همان ساز و کارهای قبلی به رابطه خود برگردید، فرآیند تنش و طلاق حتما دوباره (البته با حس سرخوردگی شدیدتر) پیش خواهد آمد زیرا هیچ چیز تغییر نکرده است. بازگشت مجدد نیازمند تغییرات اساسی و عملی است. گفتن جملاتی مانند «برگرد، من عوض می شوم» یا «می روم تا دوباره تلاش کنم» هیچ چیز را درست نمی کند چون شما و طرف مقابل نیز هیچ فرقی نکرده اید اما اگر تغییرات جدی را احساس می کنید و عملا می بینید، برای تغییرات برنامه عملی دارید و مهارت های جدید کسب کرده اید، شاید بازگشت گزینه خوبی باشد.

بعد از چند ماه یا چند سال، پس از جدایی، این کاملاً طبیعی است که فردی که رابطه را با او تمام کرده‌اید و جدا شده‌اید دوباره به شما اظهار علاقه کند. این معمولاً وقتی اتفاق می‌افتد که شما دیگر زندگی گذشته‌تان را پشت سر گذاشته‌اید و احساس بهتری پیدا کرده‌اید یا می‌خواهید زندگی بهتری را شروع کنید. با این حال او ممکن است دوباره به شما اظهار علاقه کند، زیرا او هرگز نتوانسته است از زندگی قبلی‌اش بگذرد و آن را به نحوی پشت سر بگذارد و حالا برگشته تا به شما پیشنهاد شروع دیگری را بدهد. او برای جذب شما هر کاری می‌کند و ممکن است شما را در موقعیت‌های خوشایندی قرار بدهد که پیش از این با او هرگز تجربه نکرده‌اید.

پیوند زناشویی با همسر قبلی

بعضی از زنان و مردان، پس از طلاق، با انگیزه های گوناگون با همسر سابق خود، تماس می گیرند و کم کم کار را به برقراری روابطی صمیمانه می کشانند. عده کمی از آن ها، بعد از مدتی رجوع می کنند یعنی دوباره با همسر سابق خود پیوند زناشویی می بندند. این پدیده، از زمان نخستین تماس ها تا ازدواج مجدد و مسائل بعد از آن، جزو پردامنه ترین استرس ها و فشارهای روانی است که باید گونه ها، ابعاد و روش های کارآمد پیشگیری و مقابله با آن را بیشتر و بهتر بشناسیم.

زمینه های تماس با همسر سابق

داشتن فرزند، ارتباط خویشاوندی، یکی بودن محل کار و اموزش، تماس اینترنتی (ایمیل، چت …)، فرستادن پیامک، تلفن کردن، دیدار در مسیر رفت و آمد، پیغام دادن توسط دوستان مشترک، … از شیوه های شناخته شده تماس هستند که در این میان وجود فرزند و ارتباط منظم با او با اطلاع و یا حضور والد دیگر، گفتگو و مشورت کردن با همسر سابق درباره مسایل و مشکلات فرزند و پس از آن ارتباط خویشاوندی، کاری و تحصیلی و داشتن دوستان مشترک زمینه سازان برقراری رابطه هستند.

راهی برای اصلاح اشتباهات

آغاز زندگی دوباره را راهی برای شروع خوشبختی می دانند، البته اگر شروطی محقق شوند. زن و مردی که پس از طلاق تصمیم می گیرند دوباره با هم زندگی کنند، در صورتی کامیاب خواهند شد که به اشتباهات گذشته خود پی برده و به قصد جبران آمده باشند. البته این روحیه باید در دو طرف وجود داشته باشد، چرا که اگر فقط یک نفر قصد جبران اشتباهات را داشته باشد، دوباره وضع به همان شکل قبلی ادامه خواهد. اگر زن و مردی واقعا از پدیده طلاق لطمه دیده اند و مطمئن هستند که می خواهند زندگی گذشته خود را بازسازی کنند باید با جدیت برای اصلاح رفتار خود تلاش کنند و بدانند که بیان جملاتی مانند «می دانستم بدون من نمی توانی زندگی کنی، دیدی جز من کسی تو را تحویل نمی گیرد، می دانستم که می روی و خودت برمی گردی و…» شرایطی را به وجود می آورد که در آن، فقط دوباره باید سوخت و ساخت.

زندگی پس از جدایی، موضوعی است که هر زن یا مردی پیش یا پس از جدا شدن از همسرش به شکل جدی به آن فکر می‌کند.

همسران باید از نظر تحصیلی، شغلی، موقعیت اجتماعی، فرهنگی و دیگر جنبه‌ها با هم شباهت داشته باشند.

نهادهای کمی در جوامع انسانی با تحولات ناشی از تغییرات سازگار می‌شوند اما ازدواج اینطور نیست. آدم‌ها ازدواج می‌کنند، بخاطر برخی از مشکلات از هم جدا می‌شوند و دوباره ازدواج می‌کنند و شاید هم به رابطه قبلی برگردند.‏ خیلی از افراد به رابطه قبلی برمی‌گردند و آن را ساده‌تر از شروع یک رابطه جدید می‌دانند اما شروع چنین رابطه‌ای مشکلات ویژه خودش را دارد. احساس صمیمیت و شناخت قبلی ممکن است باعث بازگشت دو نفر به هم بشود اما در عین حال این احتمال وجود دارد که گذشته مشترک دوباره به میان بیاید. علاوه بر این شاید فرزندان از رجوع والدین خوشحال شوند اما در عین حال همه افراد خانواده باید برای سازگاری دوباره با شرایطی که تغییر کرده است تلاش کنند.

مساله کمی پیچیده است. برای کسی که می‌خواهد دوباره به رابطه قبلی برگردد این سوال پیش می‌آید که آیا ازدواج مجدد با شریک قبلی یک ایده درست است یا بهتر است وارد یک رابطه تازه با آدم دیگری شود؟

‏ قبل از پیشنهاد چند راهکار برای رسیدن به پاسخ ابتدا از خودتان بپرسید چقدر از همسر سابق شناخت دارید؟ آنچه از او شناخته‌اید چقدر مبتنی بر واقعیت است؟ آیا تمایلات، خواسته‌ها و ترس‌هایش را می‌شناسید؟ این‌ها پرسش‌های اساسی هستند قبل از اینکه بخواهید درباره مساله شروع رابطه دوباره فکر کنید. ‏

شروع دوباره با همسر قبلی

شکستن تعهد یک رابطه به خودی خود یک تجربه دردناک و آسیب‌زننده است که نه‌ تنها فرد را دچار احساس شکست عاطفی می‌کند بلکه خیلی از وقت‌ها باعث جدایی و از دست دادن همه خانواده می‌شود. خب، قبل از شروع دوباره یک رابطه شکست خورده ابتدا به این توجه کنید که آیا از اندوه ترک رابطه بیرون آمده‌اید یا نه. به خودتان وقت کافی بدهید تا احساسات‌تان را بازسازی کنید. به جز این خوب است که وضعیت اقتصادی را هم بهبود بدهید. چه زن باشید و چه مرد باید از نظر سلامت روانی، جسمی و مالی در یک موقعیت باثبات و درست قرار بگیرید. فقط وقتی توانستید همه انرژی‌های از دست رفته را بازیابی کنید به شروع دوباره فکر کنید.‏

‏قبل از ازدواج مجدد با همسر سابق موقعیتتان را بهبود دهید:

شما برای توانمندسازی خود و بازسازی و بهبود شرایط نیاز به یک دوره تلاش هدفمند دارید. اگر پیش از جدایی یک زن خانه‌دار بوده‌اید قبل از رجوع به همسرتان به استقلال مالی برسید، کار پیدا کنید و مطمئن شوید توانایی تامین زندگی خود و فرزندانتان را دارید. شاید شما نیازی به پول و کار نداشته باشید چون حمایت‌های دیگری دارید در این صورت می‌توانید مهارت‌ها و دانش‌تان را بالا ببرید مثلاً درس بخــوانید و آموزش بیشتری ببینید.‏

اگر مردی هستید که از همسرتان جدا شده‌اید سعی کنید توانایی مهار زندگی خود و فرزندانتان را بهبود بدهید. به این معنی که بتوانید از عهده زندگی خودتان بدون حضور دیگری بربیایید. تمام این تلاش‌ها فقط برای این است که دلایل بازگشت به رابطه را چیزی فراتر از این قرار بدهید. به همسرتان رجوع نکنید چون از عهده هزینه‌های زندگی برنمی‌آیید و یا چون نمی‌توانید از بچه‌ها مراقبت کنید.

تغییر دادن مشکلات شخصیتی تان برای ازدواج دوباره با همسر قبلی:

پس از حل و فصل تغییرات پس از جدایی حالا باید به تفاوت‌هایی فکر کنید که عامل جدایی بوده‌اند. اگر تفاوت و مشکلات در شخصیت شما بوده است و نیاز به تغییر دارد باید به آن تـــوجه کنید. اگر فکر می‌کنید به اندازه کافی به شریک زندگی‌تان اجازه ابراز وجود نداده‌اید به این پرسش پاسخ بدهید: آیا باز هم به همان روش قبل عمل خواهید کرد؟ علاوه بر این باید پاسخ این پرسش‌ها را نیز بدانید: آیا فکر می‌کنید او حاضر است از رفتارهای قبلی و اشتباهش دست بکشد؟ مثلا اگر او یک آزارگر بوده است آیا اکنون در او این توانایی را می‌بینید که تغییر کند، رفتارهای وسواسی را کنار بگذارد و طبیعی رفتار کند؟ آیا می‌توانید به تعهدی که امروز می‌دهید وفادار باشید؟ آیا واقعا در او این ظرفیت را می‌بینید که به تعهداتش پایبند باشد؟

در بازگشت مجدد دوباره اعتماد کنید:

چیزی که باعث جدایی می‌شود بی‌اعتمادی است. این واقعاً ضروری است که برای بازگشت به رابطه دوباره به هم اعتماد کنید. رابطه شما دوباره شکست می‌خورد اگر نتوانید این اعتماد را ایجاد کنید. مساله اعتماد در رابطه چیزی بیشتر از مساله بی‌وفایی و کنترل رفت و آمد و تلفن و ایمیل است. شما باید بتوانید به طرف مقابل در همه چیز اعتماد کنید؛ یعنی خیالتان راحت باشد که او زیر تعهداتش نمی‌زند، به عادت‌های اشتباه قبلی برنمی‌گردد و اظهار علاقه‌اش واقعاً از روی حسن نیت است.‏

برای ازدواج مجدد با همسر سابق مراقب باشید:

اگر بخاطر رفتار خشونت‌آمیز، تهدید و ارعاب از رابطه بیرون آمده‌اید برای رجوع به رابطه باید بیشتر فکر کنید و زمان زیادی را صرف چنین ایده‌ای بکنید. یادتان باشد آدم‌ها خیلی تغییر نمی‌کنند به ویژه اگر مساله، تغییر عادت‌های نهادینه باشد. فردی که تهدید‌گر است، خشونت می‌کند و دچار وسواس‌های شدید یا مشکلات شدید روانی است با یک تعهد تغییر نمی‌کند. اگر او سابقه فروش مواد، قاچاق، تجاوز و جرائم جدی دیگر مثل حمل سلاح و قتل یا ضرب و جرح دارد عاقلانه این است که فکر شروع دوباره چنین رابطه‌ای را از سر بیرون کنید. به جای بازگشت به چنین رابطه شدیدا نامطمئنی به یک رابطه جدید و مطمئن فکر کنید.‏

پیشنهاد به افراد مطلقه: زوج ها پس از جدایی خیلی سریع به ازدواج مجدد روی نیاورند و به خود فرصت بررسی و ارزیابی بدهند. بسیاری از افراد مطلقه، برای ازدواج مجدد، احساس شک و تردید شدید دارند؛ در حالی که ازدواج مجدد، حق طبیعی هر فرد مطلقه است؛ البته آدم های مختلف دلایل متفاوتی برای ازدواج مجدد نکردن دارند و مجرد ماندن تا پایان عمر، در صورتی که انتخاب واقع بیانه باشد، یک سبک زندگی محترمانه است. در واقع سلامت انسان ها فقط به ازدواج مجدد بعد از طلاق وابسته نیست اما به نظر می رسد کسانی که تن به ازدواج دوم نمی دهند بیشتر در یک حالت اجبار این کار را می کنند.

قبل از بازگشت به زندگی با همسر سابقتان باید از عجله بپرهیزید و فقط به خاطر فرار از تنهایی، پناه بردن به یک موضع نسبتا امن، دلسوزی و عذاب وجدان این کار را نکنید. همه چیز را نرم نرم جلو ببرید و حتماً به مشاور خانواده مراجعه کنید و در دوره های آموزش خانواده شرکت کنید.

قطعا دلایلی وجود دارد که شما به ازدواج دوباره با همسر سابقتان می کشاند. یکی از این دلایل، خوبی ذاتی و خصوصیاتی در همسرتان است که باعث شده عاشقش شوید. مطمئناً شما به این دلیل عاشق این فرد شدید که بخشی از آن می تواند اخلاقیات، مهربانی، و طرز رفتار او با دیگران باشد. چیزی در او هست که شما را جذب می کند.

اما چه پنج سال با او زندگی کرده باشید، چه پنجاه سال، هیچکدام شما دیگر آن مرد یا زن سابق نیستید. شخصیت شما رشد کرده است. ایده ها و افکارتان دستخوش تغییر شده است و سطح علمتان بالا رفته است. و آن چیز ناملموسی که شما دو نفر را به سمت هم جذب کرده بود، با بلوغ و حکمتی که به دست آورده اید تقویت شده است.

 

مرکز مشاوره فرمانیه: بلوار اندرزگو، ساختمان پارسیان، طبقه پنجم ، کلینیک روانشناسی و مشاوره خانواده
تلفن:  ۲۲۳۲۱۰۵۲ -۰۲۱       ۸۴۹۰۹۴۴ – ۰۹۱۲

مرکز مشاوره صادقیه: فلکه دوم صادقیه، خیابان ستارخان، کلینیک روانشناسی و مشاوره ندای آرامش
تلفن:  ۸۴۹۰۹۴۴ -۰۹۱۲       ۲۲۳۲۱۰۵۲ – ۰۲۱

ازدواج مجدد با همسر قبلی
۵ (۱۰۰%) ۴ رای s
اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی:

درباره‌ی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.