خانه / رابطه زناشویی و همسرداری / اختلافات زناشویی و زوجین / ازدواج با فرد دارای اختلال شخصیت

ازدواج با فرد دارای اختلال شخصیت

اختلال شخصیت چیست؟

اختلال شخصیت ، بخشی از مشکلات روانی است که با فرآیند رشد و همینطور ژنتیک ارتباط دارد. برخی از اختلالات شخصیت دارو و درمانی ندارند و فرد مبتلا به آن دارای رفتار انعطاف ناپذیری است که امیدی به بهبود آن نمی رود. اما در برخی دیگر از اختلالات شخصیت می توان از دارو نیز بهره جست. سلامت روان اولین شرط ازدواج است اما خیلی وقت ها ممکن است دانسته یا نادانسته در رابطه ای قرار بگیرد که کی از طرفین دچار اختلالات روانی است. آن وقت است که احساس می کنید در زندگی تان که جای کار می لنگد. زندگی آن جوری که باید باشد نیست و تحمل زندگی مشترک براتان دشوار است. ته این راه یا به طلاق می رسد یا به آسیب دیدن و قربانی شدن طرف سالم رابطه.

باید قبل از ازدواج درباره سلامت روانی فرد مورد نظرتان مطمئن شود. شاید فکر کنید که بیماری های روانی آنقدر مشهود هستند که نیازی به دقت و توجه قبل از ازدواج نیست و قطعا فرد ناسالم خودش را نشان می دهد. این ایده کاملا غلط نیست اما کاملا درست هم نیست. چرا که برخی اختلالات روانی فقط زیر که سقف مشخص می شوند و درک آن ها نیاز به تعاملی طولانی مدت دارد. از سوی دیگر برخی اختلالات بر خود فرد بیمار هم نهان است و نمی داند که دچار بیماری است. برای بهتر روشن شدن موضوع، بهتر است ابتدا تعریف شخصیت را به طور دقیق بررسی کنیم.

شخصیت چیست ؟

شخصیت یعنی مجموعه‌ای از رفتار و شیوه‌های تفکر و هیجانی شخص در زندگی روزمره که با ویژگی های بی همتا بودن، ثبات(پایداری) و قابلیت پیش بینی مشخص می‌شود.

به عبارتی دیگر مجموعه الگوهای رفتاری که برای شخص جا افتاده اند و بصورت مستمر می توان این الگوهای رفتاری را در زندگی آن ها دید بصورتی که می توانیم در برخورد با یک مسئله نحوه رفتار شخص را با توجه با الگوی رفتاری که از او می شناسیم پیش بینی کنیم (قابل توجه کسانی که می خواهند شخصی را به عنوان همسری انتخاب کنند) مشخص کننده شخصیت فرد مورد نظر است.

باید توجه کنیم که این الگوها مربوط به تمام عمر شخص بوده و ناشی از یک اختلال دیگر روانپزشکی دیگر نمی باشد و همچنین نباید در اثر مصرف دارو یا مواد خاصی و یا سایر بیماری ها ایجاد شده باشد. از این تعریف این نکات قابل استنباط است:

  • بی همتایی و تفاوت: شخصیت یک فرد بی‌همتاست و با وجود بعضی مشابهت‌ها، دو شخصیت یکسان و همسان وجود ندارد.
  • ثبات داشتن و پایداری: اگر چه افراد در شرایط و محیط های گوناگون، ظاهرا رفتارهای متضاد و مختلفی دارند، ولی در طول زمان (مثلا چندین دهه) رفتار و همچنین شیوه تفکر آن ها دارای یک ثبات نسبتا دائمی است.
  • قابلیت پیش بینی: با توجه و مطالعه رفتار و نوع تفکر اشخاص می‌توان سبک رفتاری و تفکری آن ها را با احتمال زیاد پیش بینی کرد. قابلیت پیش بینی رفتار با “ثبات در رفتار” رابطه متقابل دارد.  

همه چیز درباره اختلال شخصیت

به طور کلی بیماری های روانی به سه دسته اصلی تقسیم می شوند: روان آزردگی ها، روانپرشی ها و اختلالات شخصیت.

اختلالات شخصیت سخت درمان ترین و شاید بتوان گفت غیرقابل درمان ترین اختلالات است. فرد مبتلا به اختلال شخصیتی از نظر ظاهری ممکن است موجه و معقول و سالم به نظر برسد اما در واقع آن ها کسانی هستند که سازگاری شان با دگران در حداقل است و سر و کله زدن با آن ها آزارتان خواهد داد. آن ها ممکن است به شدت بدبین باشند و فکر کنند همه در حال توطئه چینی علیه شان هستند (شخصیت پارانوییدی)، ممکن است خودشیفته باشند، رفتار نماشی نشان دهند، جمع گریز باشند و کسی را به حریم شخصیشان راه ندهند، شخصیت سخت گیر و وسواسی داشته باشند و… اختلالات شخصیت دارو و درمانی ندارند و فرد مبتلا به آن دارای رفتار انعطاف ناپذیری است که امیدی به بهبود آن نمی رود.

در واقع زندگی با این افراد یعنی این که مرتب تسلیم شان باشید و تحمل شان کنید چون آن ها هرگز حاضربه پذیرش ایرادهاشان نیستند. این افراد که یک درصد جامعه را تشکیل می دهند و زندگی مشترک داشتن با آن ها به معنی جنگ اعصاب دائمی است. چون سفت و تغییر ناپذیر هستند و پیشروی با آن ها کند و دامنه اش محدود است.

ویژگی اختلال شخصیت مادام العمر بودن آن و رفتارهای تکراری، نابه هنجار و اغلب ناکام کننده فرد مبتلا به آن است. این اختلالات به حدی عمیق است که در لایه های زیرین شخصیت فرد بیمار ریشه دوانده و او خودش هیچ گونه آزاری از آن ها نمی بیند و بر عکس، رفتارش را صحیح می داند و دیگران را مسئول شکست ها و مشکلات خود می داند. فرد مبتلا به اختلال شخصیت هیچ انگیزه و تمایلی به بهبود ندارد.

اختلال شخصیت چیست؟

تقسیم بندی اختلال شخصیت

اختلالات شخصیت به سه دسته تقسیم می شوند که هر کدام در برگیرنده انواعی از این بیماری است اما این سه دسته نشان می دهد که اختلالات زیر مجموعه آن ها چه وجوه اشتراکی دارند:

  1. در دسته اول اختلالاتی وجود دارد که مبتلایان آن ها عجیب و غیرعادی به نظر می رسند. این دسته از اختلالات شامل اختلال شخصیت پارانوایی، اسکیزویید و اسکیزوتایپی می شود.
  2. اختلالات دسته دوم اختلالات هیجانی و دمدمی مزاجی بودن است و مبتلایانش دارای رفتار نماشی هستند. اختلالات شخصیت ضد اجتماعی، شخصیت مرزی، شخصیت نماشی و شخصیت خودشیفته در این دسته قرار می گیرند.
  3. اختلالات دسته سوم که وجه مشخصه آن ها اضطراب و بیمناکی است و شامل اختلال شخصیت اجتنابی، شخصیت وابسته و شخصیت وسواسی-جبری می شود.

بیشتر روانشناسان خانواده معتقدند نامناسب ترین افراد برای ازدواج کسانی هستند که مبتلا به اختلال شخصیت هستند. کسی که مبتلا به اختلال شخصیت است در زندگی فردی خود و با تمام روابط بین فردی خود مشکل دارد ولی معتقد است که او سالم است و دیگران مشکل دارند. ارتباط برقرار کردن با این افراد کار سختی است و نیاز به درمان فردی دارند.

تشخیص انواع اختلال شخصیت (بدگمان، نمایشی، دوری گزین، وابسته و …) تنها توسط روانشناس متخصص و یا با اجرای آزمون های روانی خاص امکان پذیر است. فرد روان رنجور می کوشد گذشته را در آینده بیابد و به این ترتیب اکنون را از دست می دهد و نابود می کند. کسی که زندگی نمی کند بیشتر از همه از مرگ می هراسد. اگر می خواهید چگونه زیستن را بیاموزید در مورد مرگ بیندیشید. پس زمینه سیاه و تیره مرگ، رنگ های لطیف زندگی را با همه خلوصشان آشکار می کند و به چشم می آورد. همان طور که گفتیم ارتباط برقرار کردن با این افراد کار سختی است و نیاز به درمان فردی دارند. برای مثال، کسی که اختلال شخصیت خود شیفته دارد:

  • تفکر او این است که آدم بسیار مهم و بی نظیری است.
  • ابدا انتقادپذیر نیست.
  • حق به جانب است و همیشه خود را محق می داند.
  • نمی تواند با دیگران همدلی کند.
  • حسود و متکبر است.
  • تنها نیازهای خودش برایش مهم است.
  • می خواهد دیگران را استثمار کند.
  • این افراد اغلب اوقات با یک فرد بسیار وابسته ازدواج می کنند.

معرفی برخی از انواع شایع اختلالات شخصیت:

  • اختلال شخصیت اسکیزوئید (Schizoid Personality Disorder):

علائم آن عبارتند از:

  1. علاقه ای به ارتباط نزدیک با دیگران ندارد، حتی کسی که محبوبش است. مردم گریز است.
  2. تنهایی و فعالیت های فردی را ترجیح می دهد، حتی به بودن با خانواده.
  3. تعداد فعالیت ها و وقایعی که می تواند برای او جذاب باشد، خیلی اندک است.
  4. به غیر از اعضای خانواده، فرد دیگری با او نزدیک و صمیمی نیست.
  5. نسبت به تمجید و حتی انتقاد اطرافیان بی تفاوت است.
  6. به نظر بقیه، سرد و منزوی و بی احساس با شاید خجالتی است.

اختلال شخصیت اسکیزوئید (Schizoid Personality Disorder)

این افراد به دلیل درون گرایی و گوشه گیری خود می توانند برای بقیه جذاب باشند، به علاوه افرادی که می خواهند طرف مقابلشان فقط با آن ها وقت بگذراند و خیال خیانت هم به سرش نزند، جذب چنین آدم هایی می شوند. هم چنین این دسته از آدم ها، احساسات افرادی را قلقلک می دهند که می خواهند دائم از شریک زندگی شان مراقبت کنند، به جای او حرف بزنند، به جای او تصمیم بگیرند و خلاصه مثل یک پرستار مهربان برای او باشند.

اگر کسی نیاز دارد که طرف مقابلش به او خیلی احتیاج داشته باشد، احتمالا جذب اسکیزوئیدها می شود. نکته تلخ و خنده دار ماجرا این است که بعد می فهمد آن ها اصلا به او نیازی ندارند و بود و نبودشان آن قدرها هم فرقی نمی کند.

اسکیزوئیدها خیلی به درمان جواب نمی دهند چون منزوی بودن مهمترین مکانیسم دفاعی است که همه عمرشان داشته اند و نمی خواهندآن را ترک کنند. بنابراین نباید از آن ها عصبانی شد و اگر قرار است با چنین آدم هایی زندگی کنید، باید بی خیال تغییر آن ها شوید. باید بگذارید به حال خودشان باشند و در فعالیت هایی که دوست دارند شریک شد. اگر قرار است همسری داشته باشید که قلبش برای خانواده بتپد، اسکیزوئیدها مناسب نیستند.

  • اختلال شخصیت پارانوئید(Paranoid Personality Disorder):

علائم آن عبارتند از:

  • گمان می کندکه به او آسیب می زنند، یا به او دروغ می گویند یا قصد دارند از او سوء استفاده کنند.
  • ظاهرا همیشه برایش جای تردید وجود دارد که دیگران به او وفادار هستند یا نه.
  • از این که بخواهد اعتماد کند می ترسد و صمیمانه همه چیز را با محبوبش در میان نمی گذارد.
  • حرف های دیگران را، حتی اگر شوخی یا تعریف و تمجید باشد، علیه خود تعبیر می کند یا فکر می کند قصد تمسخر او را دارند.
  • وقتی از کسی ناراحت می شود، کینه او را برای همیشه به دل می گیرد.
  • فکر می کند مورد حمله دیگران قرار گرفته، در نتیجه به سرعت عصبانی و پرخاشگری می شود.
  • خشک و رسمی و فاقد حس شوخ طبعی است.
  • گاهی بقیه را می ترساند چون احساس می شود توانایی این را دارد که به دیگران آسیب برساند.

اختلال شخصیت پارانوئید Paranoid Personality Disorder

خیلی از افراد جذب افراد مرموز و تودار می شوند. انگار می خواهند از راز و رمز این دسته از افراد سر در بیاورند. به علاوه، آدم های شکاک گاهی زخم خورده به نظر می رسند و در بعضی ها این احساس را به وجود می آورند که رسالت کمک به او را دارند. در واقع، افرادی که نیاز دارند دائم مورد تایید دیگران باشند و وفاداری خود را به کسی ثابت کنند و آدم هایی که شک و تردید و دائم چک شدن را به پای عشق و علاقه می نویسند و دوست دارند دائم کنترل شوند، جذب چنین افرادی می شوند.

آدم هایی که نیاز به مراقبت کردن از شخص دیگری دارند هم مستعد برقراری رابطه با پارانوئیدها هستند. رابطه با این افراد می تواند خطرناک باشد چون اگر احساس کنند محبوبشان به آن ها آسیب خواهد زد، ممکن است تصمیم بگیرند در این کار پیشدستی کنند. خبر بد اینکه این دسته از افراد اغلب درمان هم نمی شوند چون به درمانگر هم اعتماد نمی کنند و واکنش شان به درمان خیلی تهاجمی است.

  • اختلال شخصیت اسکیزوتایپال (Schizotypal Personality Disorder):

علائم آن عبارتند از:

  1. افکار او به نظر همه تا حدی عجیب است.
  2. حوادث، اتفاق ها و خلاصه همه چیز در زندگی عادی برای او معنای خاصی دارند.
  3. انگار دنیا را به روش خاصی تجربه می کند، آنقدر که گاهی هیچ کس از دنیای او چیزی سردر نمی آورد.
  4. عواطف، هیجان ها و ابراز احساس های او به نظر عجیب و نامتناسب می رسند.
  5. دوستان صمیمی زیادی ندارد.
  6. زیاد علاقه به موقعیت های اجتماعی ندارد چون با دیگران احساس راحتی نمی کند.

اختلال شخصیت اسکیزوتایپال Schizotypal Personality Disorder

افراد اسکیزوتایپال، اسرارآمیز، شگفت انگیز و حتی سرگرم کننده اند، برای همین هم در دیدارهای اول، می توانند جذاب باشند. آن ها یک دنیا حرف هایی دارند که در زندگی تان نشنیده اید و می توانند باعث خنده یا شگفتی شوند. به علاوه گاهی رفتارها و پوشش متفاوت آن ها، به بقیه این احساس را می دهد که افرادی جسور هستند و همین، خودش جذابیت است. هم چنین متفاوت بودنشان، حس این را که بخواهند از آن ها مراقبت کنند در افراد به وجود می آورد.

معمولا آدم هایی جذب اسکیزوتایپال ها می شوند که خودشان هم رگه هایی از عجیب و غریب بودن داشته باشند. باید در رابطه با این افراد حسابی پوست کلفت بود و آمادگی طرد شدن در موقعیت های اجتماعی را داشت. هم چنین باید برای بارها عصبانی شدن از دست او آماده شد. نبایدب رای تغییر او عجله به خرج دارد و باید قدم به قدم در کنار او بود تا بتواند کم کم با اجتماع کنار بیاید. اگر چنین صبری وجود ندارد، بدانید ترک کردن ناگهانی او می تواند حسابی به او آسیب بزند. پس، این کار حتما باید به تدریج و با کمک یک متخصص انجام شود.

  • اختلال شخصیت نمایشی(Histrionic Personality Disorder):

علائم آن عبارتند از:

  1. دوست دارد همیشه مورد توجه همیشه باشد و بسیار تلقین پذیر است.
  2. رفتارها و نوع لباس پوشیدنش برای جلب توجه است.
  3. نگرش خاصی درباره مسائل مهم زندگی ندارد، دیدش سطحی است و حرفی برای بیان کردن در جمع ها ندارد.
  4. تحمل مورد بی توجهی قرار گرفتن را ندارد و زود احساساتش تغییر می کند. حتی ممکن است در جمع به پرخاشگری و قشقرق بپردازد.

اختلال شخصیت نمایشی(Histrionic Personality Disorder)

افراد با اختلال شخصیت نمایشی دارای الگوی فراگیر جلب توجه و بسیار احساساتی است. زندگی آن ها پر از نمایش است (که او ملکه این نمایش است). آن ها در موقعیت هایی که مرکز توجه نیستند، احساس ناراحتی می کنند. افراد با این اختلال بسیار خوش مشرب و اغوا کننده بوده و طوری لباس می پوشند که توجه همه را به خود جلب کنند. آن ها بسیار پر زرق و برق و نمایشی بوده و درجات بالایی از احساسات اغراق شده را از خود بروز می دهد.

با این حال، به طور هم زمان، بیان عاطفی آن ها کم عمق، مبهم و فاقد جزئیات است. به این صورت آنها به عنوان افرادی ریا کار و دو رو شناخته می شوند. علاوه بر این نمایشی بودن و ابراز احساسات اغراق گونه آن ها معمولاً سبب شرمساری اطرافیان و دوستانشان می شود چرا که مثلاً ممکن است بسیار با گرمی فردی را در آغوش بگیرند و یا بر سر موضوعات بسیار جزئی و ناچیز ناراحت بدون هیچ کنترلی گریه کنند.

افراد با اختلال شخصیت نمایشی بسیار دمدمی و بی ثبات هستند. الگوی رفتاری آن ها معمولاً سبب ایجاد مشکلاتی در روابط صمیمی آن ها می شود، اما در عین حال آن ها از تنها ماندن هم هراس دارند. این گونه افراد هنگامی که مورد توجه نباشند احساس افسردگی می کنند. زمانی که در یک رابطه عاطفی وارد می شوند بسیار تمایل دارند تا رابطه را از آنچه که در واقعیت وجود دارد، صمیمانه تر نشان دهند.

افراد با اختلال شخصیت نمایشی بسیار تحت تأثیر نظرات و پیشنهادات دیگران بوده و نسبت به آن حساس هستند. یک شخصیت نمایشی که نشان دهنده این اختلال در فیلم “اتوبوسی به نام هوس” می باشد، بلانچ دوبویس(Blanche DuBois) است. اگر فردی با چنین آدم هایی وارد رابطه شود، احتمالا از آن دسته آدم هایی است که هیجان خواهی درونی خود را دائم سرکوب می کند یا شاید برای خود به اندازه کافی ارزش قائل نیست که نیازهای خود را در رابطه به رسمیت بشناسد و بخواهد که برطرف شوند. برای داشتن یک رابطه زناشویی عمیق و با دوام، یک فرد هیستریونیک به هیچ وجه مناسب نیست.

اگر فردی می خواهد چنین رابطه ای را ادامه دهد، باید حد و مرزهای خیلی دقیقی را تعیین کند و سر حرف خودش هم بماند. باید انتظارها را درباره روابط، نوع لباس پوشیدن و رفتار کردن این افراد مطرح شود و در این باره قاطع بود. باید خود را برای پرخاشگری های آنها آماده کرد و از یک درمانگر کمک گرفت. اگر تصمیم به جدایی از آنها گرفته شد، باید از حمایت خانواده و دوستان استفاده شود تا از خشم او زیاد آسیب ندید.

  • اختلال شخصیت خودپسند یا خودشیفته(Narcissistic Personality Disorder):

علائم آن عبارتند از:

  1. خود را از همه مهم تر می داند و تمام وقت در حال تعریف از خود است.
  2. خود را فرد خیلی خاصی می داند که تنها آدم های خیلی برجسته می توانند درکش کنند.
  3. همیشه خودش را حق به جانب می داند و انتظار دارد بقیه در راستای خواسته های او رفتار کنند.
  4. از دیگران برای خواسته های خودش سوء استفاده می کند.
  5. توانایی درک دیگران یا همدلی با آنها را ندارد و در واقع بقیه را آنقدر مهم و با ارزش نمی داند.
  6. به شدت به دیگران حسادت می کند اما مدعی است که این دیگران هستند که حسادت می کنند.
  7. همواره نیاز به شنیدن تعریف و تمجید از سوی دیگران، به خصوص خانواده دارد.

اختلال شخصیت خودپسند یا خودشیفته(Narcissistic Personality Disorder)

افراد با اختلال شخصیت خودشیفته مشکلات عمده ای با حس ارزشمندی خود دارند که ناشی از محق دانستن خود است. این سبب می شود که آن ها تصور کنند حق دارند درمان خاص دریافت کنند، فرض کنند قدرت خاصی دارند، بسیار با استعداد، یا بسیار جذاب و چشمگیر هستند. اساسا بی اعتنایی و بی احترامی به ارزش کسانی که در اطراف آنها عمل می کنند، ناشی از همین حس محق بودن است.

افراد با اختلال شخصیت خودشیفته بسیار درگیر قدرت و موفقیت بی حد و حصر رویایی خود بوده، به طوری که با تخیل در مورد هوش فوق العاده یا زیبایی خیره کننده خود در خیالات روزانه خود غرق می شوند. این افراد آن چنان درگیر خیالات خود می شوند که برای زندگی روزانه خود تلاشی نکرده و انرژی خود را صرف به دست آوردن اهدافشان نمی کنند. آن ها ممکن است باور داشته باشند که خاص بوده و نیازمند درمان خاصی هستند، بنابراین نوعی حس غرور و تکبر دارند.

این غرور و تکبر بیش از حد آن ها ممکن است در ارتباط با سایر افرادی که دوست ندارند مورد سوء استفاده قرار گیرند، مشکل ایجاد کند. افراد با شخصیت خودشیفته زمانی که متوجه می شوند که محدودیت های یک انسان معمولی و طبیعی را دارند، این که آنچنان که فکر می کنند خاص نبوده و آنگونه که توقع دارند، مورد تحسین دیگران قرار نمی گیرند، از هم می پاشند. این روبرو شدن با واقعیت همراه با احساس خشم یا شرم فراوان بروز پیدا می کند که معمولاً در رابطه با افراد دیگر تلافی می کنند.

خودشیفته ها نیاز دارند که قدرتمند بوده، مورد تحسین قرار گیرند و در عین حال هیچ گونه حس همدردی با دیگران نداشته باشند. این مسئله در روابط آن ها که معمولاً سطحی بوده و از صمیمیت و همدلی واقعی برخوردار نیست، تعارض ایجاد می کند. موقعیت برای افراد خودشیفته بسیار حائز اهمیت است. ارتباط با افراد مشهور و خاص حسی از مهم بودن را برای آن ها به همراه دارد.

این افراد قادرند فردی ایده آل در زندگی شان را به سرعت به فردی بی ارزش تبدیل کنند. مشکل دیگر آن ها در ارتباط با انتقاد از خود است. آن ها همواره با احساسات تفاوت خود که توانایی های نامحدودی دارند و بعد احساس تهی و بی ارزش بودن، و نابودی دارند به ویژه زمانی که با محدودیت های یک انسان معمولی بودن روبرو می شوند، درگیر هستند. جدا از شخصیت خاصی که برای خود ساخته اند، افراد با اختلال شخصیت خودشیفته بسیار نیازمند تحسین و تقدیر دیگران بوده تا بتوانند اعتماد به نفس شکننده خود را تقویت کنند. آنها حتی در جلب توجه افراد اطراف خود ممکن است بسیار ناشیانه عمل کنند.

برخلاف باور عمومی، بیشتر خودشیفته ها، مرد هستند. آن ها خیلی جذاب و با اعتماد به نفس ظاهر می شوند و با دروغ ها و گزافه گویی های فراوان، دیگران را شیفته خود می سازند. اما اگر کسی به این افراد توجه کند، ممکن است به این دلیل باشد که درگذشته یاد گرفته همیشه در خدمت دیگران باشد و به خواسته های خود توجه نکند. همچنین اگر عزت نفس و اعتماد به نفسش خیلی ضعیف باشد، ممکن است کم کم طوری وارد بازی یک فرد خودشیفته شود که خودش هم باور کند او برتر است و دارد او را با همه ضعف هایش تحمل می کند. حتی شاید از این بابت از او ممنون هم باشد.

آدم های خودشیفته، یا در کودکی زیادی مورد توجه بوده اند یا برعکس، آن قدر بی اعتنایی دیده اند که با خودشیفته دارند از خودشان دفاع می کنند. درمان آن ها دشوار است. اگر بتوان خیلی قاطع ماند و راه را بر تحقیر دیگران بست، برای مثال حد و مرزهای خیلی روشنی گذاشت، خیلی جدی و با بی اعتنایی می توان تا حدی اوضاع را کنترل کرد. همچنین اگر بتوان او را در بازی خودش انداخت و برای مثال با تعریف وسوسه اش کرد تا درست رفتار کند، اوضاع بهتر می شود. با این حال، زندگی با یک خودشیفته می تواند تمام توان افراد را بگیرد و از آن ها فردی افسرده و بدون اعتماد به نفس بسازد.

  • اختلال شخصیت ضد اجتماعی (Antisocial Personality Disorder):

علائم آن عبارتند از:

  1. در برقراری روابط طولانی ناتوان هستند.
  2. به احساسات دیگران بی توجه هستند.
  3. رفتارهای تکانشی و پرخاشگرانه دارند.
  4. در برابر ناملایمات تحمل کمی دارند.
  5. تمایل به خشونت دارند.
  6. احساس گناه نمی کنند و در عبرت گرفتن از اشتباهات ناتوان هستند.
  7. رفتارهای جنایی و پرخاشگرانه بدون در نظر گرفتن حقوق دیگران انجام می دهند.
  8. تجاوز به حقوق سایران و دروغگویی و فریب کاری

اختلال شخصیت ضد اجتماعی Antisocial Personality Disorder

اختلال شخصیت ضد اجتماعی با الگوی فراگیر عدم توجه به حقوق دیگران شناسایی می شود که با خصومت یا تجاوز به حقوق دیگری خود را نشان می دهد. فریب دیگران و مورد تمسخر قرار دادن آن ها نیز از دیگر ویژگی های این شخصیت است. در بسیاری از موارد رفتاری های خصمانه-متجاوزانه و فریب کاری از دوران کودکی نمود پیدا می کنند. این کودکان افراد و حیوانات را مورد آزار و اذیت قرار می دهند. آن ها ممکن است فعالیت هایی خصمانه مانند آزار دیگران یا ترساندن آن ها را انجام دهند.

به وجود آوردن آتش در مکان های مختلف یکی دیگر از رفتاری های مخرب این گروه است چرا که به مکان های عمومی/خصوصی اهمیتی نمی دهند. معمولاً آن ها درگیر رفتاری های انحرافی، دزدی و یا هر نوع رفتار خشونت آمیز شده و از قوانین پیروی نمی کنند. زمانی که این اتفاق می افتد، می توان تشخیص به اختلال رفتاری داد (اختلال ضد اجتماعی که در نوجوانان وجود دارد).

اختلال رفتاری مقدمه ای بر نمود اختلال ضد اجتماعی افزون بر بی اعتنایی به حقوق دیگران، آن ها معمولاً خود را در موقعیت های خطرناک و پرمخاطره قرار می دهند. آن ها با توجه به تکانه های هیجانی خود بدون در نظر گرفتن عواقب آن، به سرعت تصمیم به انجام کاری می گیرند. این عدم کنترل تکانه های هیجانی معمولاً سبب از دست دادن کار، تصادف، انجام فعالیت های غیرقانونی و دستگیر شدن آن ها می شود.

افراد با اختلال شخصیت ضد اجتماعی نسبت به آزاری که به دیگران رساندند چندان دچار عذاب وجدان نمی شوند. هرچند، اگر در موقعیتی باشند که نیاز داشته باشند تا کسی را قانع کنند، می دانند چگونه پشیمانی خود را ابراز و وانمود کنند (مانند زمانی که در جلو قاضی ایستاده اند). آن ها مسئولیت کارهای خود را نمی پذیرند. در واقع آنها قربانیان خود را مسئول کارهای نادرست خود دانسته یا اتفاقی که رخ داده را حق آن ها می دانند. ویژگی خشونت آمیز بودن رفتارهای آن ها وجه تمایز این اختلال نسبت به سایر اختلالات است.

  • اختلال شخصیت افسرده (Depression Personality Disorder):

علائم آن عبارتند از:

  1. زندگی و رفتارهای او پر از غم و اندوه است.
  2. احساس بی کفایتی و بی ارزشی دارد و اعتماد به نفسش خیلی پایین است.
  3. نسبت به خودش دیدی منفی دارد و همیشه در حال سرزنش کردن خودش است.
  4. بیشتر تمایل دارد خودخوری کند و وقت زیادی را به غصه خوردن می گذراند.
  5. نسبت به دیگران، از جمله افراد مهم زندگی اش هم دیدگاهی منفی و انتقادی دارد.
  6. تمنایل زیادی دارد که دائم دچار احساس پشیمانی و گناه شود.

اختلال شخصیت افسرده Depression Personality Disorder

آدم های با شخصیت افسرده در نگاه اول خیلی فروتن و مودب به نظر می رسند. آن ها آدم های آرامی هستند که مسئولیت همه چیز را به گردن می گیرند و از دیگران عذرخواهی می کنند. به علاوه به شدت این احساس را در آدم برمی انگیزند که باید از آن ها مراقبت کرد. از طرف دیگر، این دست از آدم ها، به دیگران فرصت مدیریت کامل رابطه را می دهند. می توان روی کمک درمانگر حساب کرد. می توان عزت نفس او را بالا برد و به او کمک کرد به دنیا این همه تلخ نگاه نکند. جدا شدن از او درشما احساس گناه به وجود می آورد. اگر هم قرار بر ماندن با او باشد، باید مراقب بود خودمان عزت نفس را از دست ندهیم.

  • اختلال شخصیت مرزی (Borderline Personality Disorder):

علائم آن عبارتند از:

  1. اقدام های دیوانه وار انجام می دهد تا از سوی محبوبش طرد نشود و معمولا رفتارهای او را طوری تعبیر می کند که انگار قصد ترک او را دارد.
  2. در تاریخچه زندگی او رفتارهای تکانشی وجود دارد، مانند رانندگی پرخطر، پرخوری، اعتیاد، ولخرجی و …
  3. در تاریخچه زندگی او ارتباط های بی ثبات با دیگران وجود دارد.
  4. بارها اقدام به خودکشی یا آسیب رساندن به خودکرده یا دست کم ژست آن را گرفته است.
  5. نوسان های شدید هیجانی دارد، برای مثال از شادی به افسردگی یا از آرامش کامل به خشم خیلی شدید.
  6. احساس پوچی مزمن دارد.
  7. پرخاشگری های بی مورد کلامی و فیزیکی دارد.

اختلال شخصیت مرزی Borderline Personality Disorder

در بیشتر موارد، شخصیت های مرزی را زنان تشکیل می دهند. فرد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، بسیار جذاب، پرشور، پر از هیجان، بدون حد و مرز و جسور ظاهر می شود که خیلی جذاب است. او در ابتدا هیچ رفتار ناخوشایندی ندارد و کسی به مشکل دار بودن او شک نمی کند. افرادی که از بالا و پایین شدن زیاد در رابطه و واکنش های ناگهانی خوششان می آید، یا احساس می کنند رسالت نجات فردی اینچنین بی ثبات را دارند، وارد چنین روابطی می شوند.

درمان چنین فردی اگرچه کند و دشوار اما ضروری است. تمام تهدیدهای او به خودکشی باید جدی گرفته شود. باید با تفکر سیاه و سفید او مقابله و متهم شدن به بی عاطفه بودن را دائم تحمل کرد. زندگی به افراد دارای اختلال شخصیت مرزی از هر اختلال دیگری دشوارتر است. به هر حال باید مراقب بود به تفکرهای خود تخریبی او دامن نزد و به او فهماند که اگر دلخوری وجود دارد به معنای این نیست که از او متنفرند. سرانجام این افراد، اگر بعد از تلاش های مکرر برای خودکشی زنده بماند، در بیشتر موارد افسردگی است.

بی ثباتی فوق العاده در عاطفه که بین عشق و تنفر حرکت می کند، بی ثباتی خلق و رفتار، ناتوانی در برقراری روابط استوار، احساس ملال دایم، خودزنی و خودکشی های مکرر، طغیان های خشم و کتک کاری. اختلال شخصیت مرزی یکی از مواردی است که بیشتر از سایر اختلالات مورد تحقیق و پژوهش قرار گرفته است. افراد با اختلال شخصیت مرزی تغییرات بسیار سریعی را در احساسات، خلق شدید و بی ثباتی تجربه می کنند.

در اصل، مشکل اساسی آن ها زمانی است که ناراحت یا عصبی شده و نمی تواند آرام گیرند. درنتیجه همواره خشمگین بوده و فعالیت های تکانشی مانند استفاده از مواد مخدر، روابط نامشروع جنسی، آزار خود، ولخرجی یا مصرف بی رویه مشروبات الکلی را انجام می دهند. این رفتارها در کوتاه مدت آن ها را آرام کرده اما در بلند مدت به آنها صدمه می زند. افراد با اختلال شخصیت مرزی با کلماتی مانند دو قطبی، بسیار ساده و همه یا هیچ دنیا تعریف می شوند. آن ها در مورد خود و دیگران به سرعت قضاوت کرده و آن را اعمال می کنند.

درک آن ها از خود و دیگران همواره بین همیشه خوب یا همیشه بد نوسان دارد. این جهت گیری سبب می شود تا درک آن ها در مورد خود نیز بی ثبات باشد، طوری که افراد با این اختلال به سختی می توانند ثابت قدم و استوار باشند. آن ها غالباً شغل، روابط، اهداف یا محل زندگی خود را تغییر می دهند. این تغییرات معمولاً بدون هیچ هماهنگی قبلی و یا آمادگی از پیش تعیین شده اتفاق می افتند.

تفکر سفید یا سیاه و بی نظمی هیجانی در اختلال شخصیت مرزی black and white thinking

افراد با اختلال شخصیت مرزی دنیا را با عینک سیاه یا سفید و یا تفکر همه یا هیچ می بینند. تمایل آن ها در سیاه یا سفید دیدن دنیا (تفکر دو قطبی) سوء برداشت از رفتارها و انگیزهای دیگران را برایشان آسان تر می کند. افکار دو قطبی در مورد روابط آن ها با دیگران سبب می شود تا واکنش های شدید هیجانی از خود نشان دهند که این مسئله به علت عدم توانایی آن ها در کنترل و مدیریت این هیجانات دردسر ساز می شود. در نتیجه، آن ها از نظر شخصیتی پریشانی شدیدی را تجربه می کنند که نمی توانند به راحتی آن را کنترل کرده و به رفتارهایی مانند آزار رساندن به خود رو می آورند. همچنین در مقاله زیر که در سایت دکتر روانشناس نگارش شده است می توانید مقاله ای را پیرامون خطای شناختی همه یا هیچ و یا خطای شناختی سیاه و سفید مطالعه کنید : 

خطای شناختی همه یا هیچ چیست ؟ 

شدت هیجانات تجربه شده و عدم توانایی در کنترل آن ها سبب می شود تا تکانشی رفتار کنند. به وضوح مشخص است که اختلال شخصیت مرزی با ترکیب الگوی فکری تحریف شده، هیجانات شدید نامنظم، و ضعف در کنترل تکانه ها سبب تخریب هر نوع روابط بین فردی می شود. بهتر است به یاد داشته باشید که هرفردی ممکن ویژگی هایی از این اختلالات را تجربه کند. برای این که بتوان عنوان اختلال را به ویژگی های موجود در یک فرد نسبت داد، آن ویژگی ها باید انعطاف ناپذیر بوده (در هر موقعیت، زمان یا مکانی قابل مشاهده باشد)، اختلال در کارکرد و زندگی فرد ایجاد کرده و پریشانی ذهنی به وجود آورده باشند.

اختلال در کاکرد به این معناست که فرد در ارتباط با دیگران، مدرسه یا محل کار و به طور کلی جامعه دچار مشکل شده باشد. پریشانی ذهنی نیز زمانی است که فرد با اختلال شخصیتی علائم این اختلال را ناخواسته، آزار دهنده، دردناک، شرم آور و یا به طور کلی مایه عذاب خود بداند.

  • اختلال شخصیت اجتنابی یا دوری گزین (Avoidant Personality Disorder):

علائم آن عبارتند از:

  1. کناره گیری اجتماعی به دلیل ترس از انتقاد و عدم تایید. از فعالیت هایی که نیاز به تعامل با افراد زیاد داشته باشد طفره می رود.
  2. فقط مایل است با افرادی ارتباط برقرار کند که از آن ها خوشش می آید.
  3. به دلیل احساس شرم و یا ترس از مورد تمسخر قرار گرفتن، درمورد دنیای درونی خود با حتی صمیمی ترین اطرافیانش هم صحبتی نمی کند.
  4. در موقعیت های اجتماعی دائم نگران این است که مورد انتقاد قرار بگیرد یا اینکه طرد شود.
  5. به خاطر احساس بی کفایتی، از حضور در موقعیت های اجتماعی جدید اجتناب می کند و اگر هم در چنین موقعیت هایی حاضر شود، احساس کمتر و پایین تر بودن دارد.
  6. معمولا سعی می کند وارد فعالیت های جدید و ناشناخته نشود.

اختلال شخصیت اجتنابی یا دوری گزین Avoidant Personality Disorder

بسیاری از آدم ها دوست دارند چیزها و افرادی را به دست بیاورند که به نظر دست نیافتنی هستند. آدم های اجتنابی هم به خاطر اینکه رابطه ای برقرار نمی کنند و از آدم ها، با هراس می گریزند، از همان گروه دست نیافتنی ها به حساب می آیند. از طرف دیگر، این افراد به نظر مظلوم هایی می رسند که نیاز به کمک دارند و میل افراد به نجات را قلقلک می دهند. آدم های اجتنابی به نظر خیلی هم امن می رسند چون تمایل به ارتباط با غریبه ها در آن ها کمتر است. شاید دوستتان هم به همین دلیل جذب چنین آدمی شده است. آخرش چه می شود؟ نباید به درمانش دلخوش بود. زندگی با اجتنابی ها می تواند خیلی کسل کننده باشد. اگر دیگران دل به دلش دهند و با همه کناره گیری ها و یکنواختی هایش کنار بیایند، کمکی به بهبود اوضاع نمی کنند. باید صر به خرج داد، قدم به قدم او را تشویق کرد، او را وارد جمع ها کرد و البته به محدود بودن هم عادت کرد.

  • اختلال شخصیت وابسته (Dependent Personality Disorder):

علائم آن عبارتند از:

  1. در برابر خواسته دیگران ضعیف هستند توانایی تصمیم گیری در امور روزمره بدون کسب اطمینان و نظر پرسیدن از دیگران را ندارد.
  2. نیاز دارد مسئولیت غالب حیطه های مهم زندگی را به عهده دیگران بگذارد.
  3. به خاطر ترس از تنهایی، از مخالفت با دیگران یا حتی اظهار نظر پرهیز می کند.
  4. به دلیل اینکه به توانایی هایش اطمینان ندارد، در شروع یا پایان کارها مشکل دارد.
  5. به دیگران بیش از حد اهمیت می دهد و برای اینکه مبادا آنها را از دست بدهد، گاه تن به کارهایی می دهد که برای خودش خوشایند نیست.
  6. وقتی قرار باشد رابطه ای را به پایان ببرد، از ترس تنهایی، سریع سراغ جانشین می گردد.
  7. خیلی نگران است که به تنهایی نتواند از خودش مراقبت کند.

اختلال شخصیت وابسته Dependent Personality Disorder

در افرادی که در کودکی، مسئولیت نگهداری از خواهر و برادر کوچکتر را برعهده داشته اند، احتمال اینکه در ارتباط های جدی زندگی شان سراغ افراد وابسته بروند بیشتر است. بعضی افراد، نیاز شدیدی دارند به اینکه احساس کنند فرد دیگری به آن ها نیاز دارد، اینطوری احساس قدرت و ارزش می کنند. به علاوه، بعضی ها، وقتی می بینند طرف مقابل چقدر وابسته است، از اینکه بخواهند او را ترک کنند به شدت دچار احساس گناه می شوند.

افراد وابسته می توانند دیگران را به ستوه بیاورند. برای هر چیزی می خواهند نظر دیگران را داشته باشند و خودشان نمی توانند به تنهایی تصمیم بگیرند. باید سعی کرد او را عادت به مستقل تر بودن داد. به جایش انتخاب نکرد. اگر برای درمان اقدام شود فراموش نکنید که او تنهاب رای کسب رضایت دیگران حاضر به مراجعه است و خیلی نباید دل به درمان بست. باید سعی شود روابط اجتماعی او را گسترش داد و اگر تصمیم به قطع رابطه گرفته شد، باید برای سیل اشک هایش نیز آماده شد.

  • اختلال شخصیت وسواسی (Compulsive Personality Disorder):

علائم آن عبارتند از:

  1. ذهنش مشغول جزییات است و با اهمیت دادن به محدودیت ها، فرصت تفریح را از خود می گیرد.
  2. آنقدر کمال گرایی او زیاد است که نمی تواند کارهایش را به پایان ببرد.
  3. خود را حسابی وقف کار می کند.
  4. بیش از حد خشک است.
  5. بسیار پایبند اخلاقیات است و در این زمینه هیچ انعطاف پذیری ندارد.
  6. نمی تواند از وسایل قدیمی خودش دل بکند و حاضر نمی شود آن ها را دور بیندازد.
  7. حاضر نمی شود در کاری با دیگران همکاری کند، مگر این که همه چیز مطابق میلش انجام شود.
  8. معمولا خیلی خسیس است و به سختی برای خودش و دیگران پول خرج می کند.
  9. غالبا لجباز و یکدنده است و می خواهد خودش، همه را تحت کنترل داشته باشد.

اختلال شخصیت وسواسی Compulsive Personality Disorder

این افراد در نگاه اول، آدم های منضبط و با اخلاق و سختکوش به نظر می رسند و دارای ویژگی هایی هستند که همه آن ها را تحسین می کنند. در بعضی موارد افرادی جذب چنین آدم هایی می شوند که خودشان را آدم های بی نظمی می دانند و با این کار انگار می خواهند بی نظمی های خود را بپوشانند یا جبران کنند. به علاوه عده ای هستند که به شدت اعتقاد دارند یکی از زوج ها باید به سختی کار کند و دیگری، چیز زیادی از زندگی و کارهای مهم آن سر در نیاورد. آخرش چه می شود؟ زندگی با شخصیت وسواسی سخت است چون کم کم تبدیل به آدمی می شود که نقشی در زندگی ندارد، برایش تصمیم می گیرند، برنامه ریزی می کنند، بودجه را هم تعیین می کنند. به علاوه، این افراد بیشتر وقت خودشان را سر کار می گذرانند و از دیدن برنامه های کاری خود بیشتر به هیجان می آیند تا دیدن خانواده! البته اینکه سختکوش هستند؛ خیلی خوب است ولی وقتی هیچ زمانی برای تفریح ندارند و دلشان هم نمی آید پولی خرج کنند، چه فایده؟ خبر خوب اینکه احتمال درمان وجود دارد.

  • اختلال شخصیت پرخاشگر، منفعل یا مهاجم (Passive – Aggressive Personality Disorder):

علائم آن عبارتند از:

  1. به طور غیرمستقیم از انجام وظایف شغلی و اجتماعی سر باز می زند.
  2. همواره از این شاکی است که بقیه او را درست درک نمی کنند.
  3. در بسیاری از موارد لجوجانه به بحث و جدل می پردازد.
  4. ظاهرا بدون هیچ دلیل مشخصی از افراد مافوق خشمگین است و از آنها دائم انتقاد می کند.
  5. نسبت به آدم های موفق تر حسادت می کند.
  6. در بسیاری از موارد با اغراق، از مشکلات زندگی خودش گله دارد.
  7. همواره بین اطاعت انفعالی و نافرمانی خصمانه در نوسان است.
  8. رفتارهایش به طور غیرمستقیم، خوشبختی و موفقیت های شریک زندگی اش را از بین می برد.

اختلال شخصیت پرخاشگر، منفعل یا مهاجم Passive Aggressive Personality Disorder

جذب آدمی که همیشه با نیش و کنایه حرف می زند و همیشه خشم دارد، کار ساده ای نیست. اگر کسی چنین فردی را دوست دارد احتمالا می خواهد در نقش یک منجی ظاهر شود و او را از گرفتارهایی که می گوید، رها کند. علاوه بر این، شاید فردی که زیاد غر می زند، شبیه به یکی از والدین او باشد و با همه سختی هایی که رابطه با او دارد، باز برایش یادآور فضای خانه باشد و به همین دلیل رفتارهای اعصاب خردکن او را تحمل می کند. آخرش چه می شود؟ افراد منفعل – پرخاشگر، اعتماد به نفس و عزت نفس دیگران را تخریب می کنند و تلاش برای تغییر او هم بی نتیجه است. در واقع این شخصیت ها می توانند دیگران را به طور کامل بهبود کنند. برای همین بهتر است این رابطه ادامه پیدا نکند. به علاوه باید مراقب بود که تصمیم گیری یا تعیین تکلیف را به عهده او نگذاشت چون اوضاع سخت می شود و خلاصه حسابی پشیمانی به بار می آورد.

چه عواملی در پیدایش اختلال شخصیت نقش دارند ؟

  • نقش وراثت (ژنتیک):

نقش عوامل ژنتیک در تحقیقات متعددی بررسی شده است. برای مثال تحقیقی در آمریکا بر روی پانزده هزار زوج دوقلو نشان داد که میزان ابتلا به اختلالات شخصیت در بین افراد دوقلو بیشتر از تک قلو است. نتایج نشان می‌دهد که اگر یکی از دوقلوها دچار اختلال شخصیت شود احتمال دچار شدن آن یکی نیز بسیار بیشتر از افراد عادی است. همچنین بعضی مطالعات نشان داده‌اند که اگر یکی از پدر و مادر دچار اختلال شخصیت باشد احتمال دچار شدن فرد دیگری از همان خانواده به آن اختلال بیشتر از افراد جامعه است.

  • عوامل بیو شیمیایی و هورمونی:

نتایج بعضی از تحقیقات موید این مطلب است که تغییراتی در سطح و میزان ترشح هورمون‌های غدد داخلی وجود دارد. برای مثال سطح هورمون آندروژن و تستوسترون (دو نوع از هورمون‌های جنسی مردان) در خون افراد پرخاشگر بیشتر از افراد غیر پرخاشگر است و این بدین معنی است که بعضی از رفتارهای پرخاشگرانه افراد «ضد اجتماعی» احتمالا ناشی از افزایش سطح این دو هورمون در خونشان است. همچنین تغییراتی در ترشح اندروفین، سرتونین و دوپامین (سه نوع انتقال دهنده عصبی در مغز) در انواع اختلالات شخصیت دیده می‌شود ولی تحقیقات در این مورد همچنان ادامه دارد.

  • عوامل روانی – خانوادگی:

عوامل روانی – خانوادگی نقش بسزائی در تشکیل و تکوین شخصیت (چه سالم چه ناسالم) افراد دارد. یکی از کسانی در این نظریه پردازی کرده است، «زیگموند فروید» بنیان گذار روانکاوی است.  از دیدگاه روانکاوی اختلال شخصیت ناشی از مجموعه‌ای عوامل ناخودآگاه است که ریشه‌های آن را باید در پنج سال اول زندگی فرد جستجو کرد. بعضی از عوامل زمینه ساز عبارتند از «عدم توجه پدر و مادر به کودک ، سن و روش جداسازی کودک از شیر مادر، شیوه آموزش آداب نظافت و تخلیه، شیوه برخورد و پاسخگویی پدر و مادر به سوالات و کنجکاوی کودکان در موضوعات جنسی و جنسیت.»

  • عوامل اجتماعی – فرهنگی:

این عوامل جزئی جدایی ناپذیری از شخصیت فرد است. چون انسان موجودی اجتماعی است و در اجتماع ، رشد می‌کنند. تحقیقات نشان داده‌اند وقوع رفتارهایی مانند «دزدی، تجاوز، بد مستی، قتل» در محلات با طبقه اجتماعی و فرهنگی پایین بسیار بیشتر از محلات با طبقه اجتماعی و فرهنگی بالاست.

در جوامعی که عدم اعتماد به یکدیگر در آن تبلیغ می‌شود و یا روابط، صحبت‌ها و نوع اعتقادات افراد به شدت کنترل می‌شود. امکان بیشتری وجود دارد که افراد با اختلال پارانوئید (سوء ظن شدید) رشد کنند.

 

نکات مهم در مورد اختلال شخصیت:

  1. اختلالات شخصیت و بیماری های روانی شدت و ضعف دارد لذا با این فرض، همه انسان ها و به قول برخی روانشناسان ۹۹ درصد انسان ها داری حداقل یکی از اختلالات روانی حداقل بشکل ضعیف آن هستند این را گفتم که خود را مستثنی از دیگران نکنیم و مدام از آن ها عیب یابی نکنیم و قبل از دیگران به خود بیاندیشیم و با این دیدگاه حتی نحوه برخورد، نصیحت، انتظار از تغییر دیگران و… نیز بهبود خواهد یافت.
  2. اختلالات شخصیت و بیماری های روانی انسان ها معلول بسیاری از عوامل است که بعضا در اختیار انسان نبوده هر انسانی متناسب با شرایط ژنتیکی – یادگیری خانواده و محیط های مختلفی که در آن رشد (روانی و جسمی) کرده- و نهایتا وضعیت فیزیولوژیکی بدنش (میزان ترشح هورمون ها، چارچوب جسمی و اندامی، توانائی ها و استعدادهای بالقوه و….) عمل می کند که ممکن است با وضعیت ما کاملا متفاوت باشد. لذا گاهی این تفاوت رفتاری ناشی از یکی از این اختلالات است. نکته مهمی که باید یادمان باشد اینست که هر تفاوتی در بینش و رفتار دیگران را ناشی از اختلال ندانیم که آنوقت در اصل خودمان دچار اختلال فکری و طرح ریزی نگرش و رفتار اشتباه در مقابل آن ها خواهیم شد. اما اگر مطمئن به اختلال رفتاری دیگران شدیم با این دیدگاه و بصیرت دیگر آن ها را به عنوان متخاصم و دشمن نخواهیم دانست بلکه به عنوان انسانی که قطعا نیاز به کمک دارد با عشق و رغبت در جهت یاری رسانی به آن ها گام بر خواهیم داشت ضمن این که از بعضی رفتارهای آن ها دیگر نگران نشده و درصدد تلافی کردن و جنگیدن ذهنی و عینی با آن ها بر نخواهیم آمد.

عشق پدیده غریبی است که هر کسی در زندگی حداقل یک بار آن را تجربه می کند. گاهی ماجرا شکل پیچیده ای به خودش می گیرد و ما عاشق کسی می شویم که دچار درجه هایی از اختلال های شخصیتی است. شاید خود شما هم الان درگیر همین نوع رابطه هستید اما خودتان خبر ندارید و یا نمی خواهید قبول کنید. شاید هم از علائم این نوع عشق ها بی خبرید.

چرا افراد با اختلال شخصیت جذابند؟

جنبه هایی از شخصیت هستند که مانع از شناخت افراد دارای اختلال شخصیت در همان اوایل آشنایی می شوند. این افراد غالبا اول آشنایی تصویر خیلی خوبی از خودشان ارائه می دهد که بقیه را جذب می کند. افراد دارای اختلال شخصیت از نظر ظاهری با بقیه فرقی ندارند و آن ها هم ممکن است زیبا و باهوش باشند و در کارشان حسابی افراد موفقی باشند که این ویژگی ها باعث می شود برای دیگران جذاب به نظر برسند.

از سوی دیگر، برای تشخیص اختلال شخصیت، باید گذشته او را دانست و اطلاعات زیادی از روابط او با دیگران و الگوهای رفتاریش داشت که در آشنایی کوتاه مدت به دست نمی آید. علاوه بر همه این ها، افراد دارای اختلال شخصیت ویژگی هایی را از خودشان بروز می دهند که می تواند دیگران را مجذوب آن ها کند؛ برای مثال آیا تا به حال کسی از اطرافیان تان شیفته فردی شده است که خیلی شیرین زبان است؟ یا با ساختن داستان درباره این که به چه موقعیت های بالایی رسیده و چه آدم های مهمی را می شناسد. او را به خود جذب کرده باشد؟ همین ویژگی ها که او را جذب کرده، اتفاقا مربوط به اختلال شخصیتی او بوده است. به هر حال، در این باره دوستتان را سرزنش نکنید و یادتان باشد که همه ما دارای این گرایش درونی هستیم که به سمت افراد نابه هنجار جذب می شویم.

آیا با این شخصیت ها برخورد داشته اید؟

  • آیا رابطه آن ها بسیار شورانگیز شروع شد و بعد به دلایلی نه چندان قابل قبول، به سردی گرایید؟
  • آیا خواستگار او از تاثیر رفتارهایش روی دیگران آگاهی ندارد؟
  • آیا خواستگار او رفتارهایی دارد که به نظر نامناسب است اما خودش با آن ها مشکلی ندارد؟
  • آیا وقتی برای تصحیح رفتارت او اقدامی می شود، به آن اعتنایی نمی کند و یا واکنش منفی دارد؟
  • آیا او معمولا اول رابطه خیلی خوبی با بقیه برقرار می کندو بعد کارش به دلسردی و دلخوری و کناره گیری می کشد؟
  • آیا خواستگار او آنقدر به توجه و محبت نیاز دارد که دوستتان را به ستوه آورده است؟
  • آیا خواستگار او آنقدر منضبط و منظم است که هر تغییر برنامه ای او را عصبانی می کند؟
  • آیا رفتار خواستگار او عجیب و غریب است و اصلا برای همین است که دوستتان دوستش دارد؟
  • آیا بددلی ها، نگرانی ها و سوءظن های خواستگارش امان دوستتان را بریده است؟

اگر جواب ها به سوال های بالا مثبت است، ورود شما را به جمع افراد دارای سابقه ارتباط با اختلال شخصیتی ها تبریک می گوییم. البته، در این گروه افراد خیلی زیادی وجود دارند و شما، یکی از متعدد آدم های دارای این تجربه اید. یادتان باشد تنها جواب مثبت به یکی از این سوال ها، برای تشخیص اختلال شخصیت در کسی که او را دوست دارد کافی نیست اما بد نیست قدری شک شما را برانگیزد.

نامناسب بودن فرد اختلال شخصیتی برای ازدواج

بیشتر گزینه های نامناسب برای ازدواج افرادی هستند که اختلال شخصیت دارند یا دارای برخی از ویژگی های اختلال شخصیت هستند. معمولاً افرادی که اختلال شخصیت دارند، خود را بیمار نمی دانند اما خود آن ها و اطرافیان آن ها از این اختلال رنج بسیار می برند. افرادی که اختلال شخصیت دارند در زمره نامناسب ترین افراد برای ازدواج هستند. 

اختلال شخصیت توسط روانشناسان و روانپزشکان تشخیص داده می شود اما تشخیص اختلال شخصیت کار ساده ای نیست و کاملاً تخصصی است. اختلال شخصیت، اختلال در شخصیت افراد است و به راحتی درمان نمی شود. از آنجا که اختلال شخصیت به سرعت قابل شناسایی نیست، لازم است از متخصصین کمک گرفته شود.

مشاورین ازدواج با انجام تست MCMI یا تست میلون قادر به شناسایی افرادی هستند که اختلال شخصیت دارند یا واجد برخی از ویژگی های اختلال شخصیت هستند. بسیاری از مشاورین از افرادی که خواهان ازدواج با هم هستند، تست شخصیت می گیرند. اما هر تست شخصیتی قدرت تشخیص اختلالات شخصیت را ندارد. بنابراین انجام تستی که بتواند اختلال شخصیت را قبل از ازدواج آشکار کند، یکی از وظایف اصلی مشاورین ازدواج است.

ازدواج با افرادی که مبتلا به اختلال شخصیت هستند، نتیجه ای جز جدایی نخواهد داشت. حتی اگر این جدایی، طلاق عاطفی باشد. متاسفانه افراد مبتلا به اختلال شخصیت اعتقادی به درمان ندارند چون فکر می کنند عادی هستند. به همین دلیل، برای درمان اقدامی نمی کنند یا اگر اقدام کنند، معمولا به دلیل عدم همکاری، درمان ناتمام خواهد ماند. برخلاف مبتلایان به اختلالات عاطفی و اضطرابی، افراد مبتلا به اختلالات شخصیت معمولاً ناراحتی یا اضطرابی را احساس نمی کنند، انگیزه ای برای تغییر رفتارشان نشان نداده و تماس با واقعیت خود را از دست نمی دهند.

این رفتارها برای فرد قابل قبول بوده و مقاوم به تغییر و غیر قابل انعطافند. نداشتن حس همدردی با دیگران و وجود مشکلات بین فردی در ایجاد صمیمیت و نیز اختلافات و نا آرامی در محیط های کاری از مشخصات این افراد هستند. چون این اختلال اغلب به وسیله متخصصان به راحتی تشخیص داده نمی شود، بنابراین ارتباط آن از نظر سبب شناسی برای سایر جنبه های سلامت در نظر گرفته نشده و چه بسا این اختلال روند درمان سایر بیماری ها را نیز تحت تأثیر خود قرار دهد.

آیا این افراد نباید ازدواج کنند؟  اگر می توانند ازدواج کنند بهتر است با چه کسی ازدواج کنند؟

در پاسخ به پرسش اول ما معتقدیم که حق ازدواج از حقوق طبیعی افراد است و به هیچ وجه نمی توان از افراد سلب کرد. همه انسان ها حق دارند که ازدواج کنند. اما برخی از آن ها برای ازدواج با جمعیت سالم و عمومی جامعه نامناسب هستند. مثلاً فردی که بیماری ایدز دارد برای ازدواج با افرادی که این بیماری را ندارند (اکثریت جامعه)، نامناسب است اما می تواند با فردی که ایدز دارد، ازدواج کند.

افرادی که نامناسب جمعیت عمومی هستند، می توانند مناسب جمعیت های دیگری از جامعه باشند. مهم آن است که فرد مناسب خود را پیدا کنند. در اینجا توصیه ما به جمعیت عمومی جامعه این است که از ازدواج با افراد نامناسب بپرهیزند. یک فرد معتاد برای فردی که اعتیاد ندارد، نامناسب است اما شاید برای یک معتاد مناسب باشد. چه لزومی دارد که یک معتاد با فردی که اعتیاد ندارد، ازدواج کند؟ علاوه بر این اگر فردی درخواست ازدواج با فردی نامناسب را داشته باشد، درست است که ازدواج ناموفقی شکل خواهد گرفت اما ما باز هم نمی توانیم به خود حق دهیم که از آن ازدواج جلوگیری کنیم.

اگر فردی با آگاهی بخواهد با فرد نامناسب ازدواج کند تنها کاری که ما حق داریم انجام دهیم و می توانیم انجام دهیم، هشدار به او و ذکر موارد مشکل زا خواهد بود و بیش از آن نه حق داریم و نه اجازه انجام آن را داریم.

درمان اختلال شخصیت چیست و چگونه می توان اختلال شخصیت را درمان کرد ؟ :

درمان اختلالات شخصیت مستلزم اعتماد متقابل بین درمانگر و بیمار است. تحقق این امر ممکن است مشکل باشد، زیرا در این اختلالات شخصیت اغلب انگیزه دریافت درمان مربوط به اطرافیان بیمار است نه خود بیمار. در برخی از شاخه های اختلال شخصیت، ممکن است لازم باشد فرد در بیمارستان بستری شود.

  • روان درمانی: روشی است که روانشناسان بالینی یا مشاور با استفاده از اقدامات «نیرو دارویی» اقدام به درمان اختلال می نماید و شامل انواع مختلفی است از قبیل «روانکاروی، شناخت درمانی، رفتار درمانی، گروه درمانی، آموزش مهارت های اجتماعی و… هدف از روان درمانی، آموزش رفتارهای جدید همراه با اسجاد خودآگاهی و بینش در مراجع (دروان جو) نسبت به رفتار خود و اثر آن بر فرد و جامعه است. در درمان اختلال شخصیت اولویت با روان درمانی است. این روش تمرکز بر افزایش آگاهی از افکار و رفتارهای ناخودآگاه، رشد انگیزه های جدید و حل کردن درگیری ها است.
  • درمان دارویی: در کنار روان درمانی مواقعی وجود دارد که لازم است از دارو نیز استفاده شود تا فرآیند درمان تسهیل شود. اما بطور کلی؛ هیچ دارویی برای علاج یا درمان اختلالات شخصیتی وجود ندارد، ولی ممکن است داروهایی برای درمان بیماری های همراه با آن تجویز شوند،به طور مثال: داروهای ضد افسردگی – داروهای ضد اضطراب – داروهای ضد روان پریشی و ضد جنون ها دارو درمانی زیر نظر روانپزشک اعمال می شود و میزان و تعداد مصرف را او تعیین می کند. داروهای مورد استفاده برای درمان این اختلال بطور غیر مستقیم اثر خود در اعمال می کنند.

همچنین سایر روشهای رایج در خصوص درمان اختلال شخصیت شامل : 

  • رفتار درمانی دیالکتیک:
  • درمان شناختی رفتاری:
  • طرحواره درمانی
  • سیستم روانکاوی کوتاه مدت پویشی
  • سیستم روانکاوی گوستاو یونگ

در آخر باید گفت که برخی افراد تصور می‌کنند با عشق می‌توان اختلالات شخصیت را درمان کرد که این یک توهم محض است. ازدواج هیچ بیماری را درمان نمی‌کند. در فرهنگ ما کسانی هستند که با توصیه دیگران ازدواج کرده‌اند، با این گمان که اختلالات شخصیتی آن‌ها درمان شود. اگر ازدواج به درستی و در شرایط مناسب انجام شود، در آن صورت می‌تواند تنها تنش جنسی را درمان کند. ازدواج اگر درست انجام شود به انسان جهت می‌دهد. این تصور که فرد پس از ازدواج درست می‌شود، اشتباه است. برخی از اختلالات شخصیت هرگز و برخی دیگر به طور نسبی بهبود پیدا می کند. هر چند در مواردی که همکاری لازم بین درمانگر و درمانجو صورت بگیرد، می توان برخی از اختلالات شخصیت را درمان کامل نیز کرد.

توصیه:

اما تنها توصیه ای که به طور جدی می توانیم به این دسته از افراد داشته باشیم، این است که بچه دار شدن را تا جایی که ممکن است به تأخیر اندازند تا در صورتی که ازدواج آن ها به شکست منجر شد، فرزند آن ها تاوان تصمیم آن ها را نپردازد. همچنین مشاوره پیش از ازدواج را بسیار جدی بگیرید. زندگی و ازدواج را به ریسک و شانس واگذار نکنید و حتماً از مشاوره های پیش از ازدواج بهره ببرید.

 

مرکز مشاوره فرمانیه: بلوار اندرزگو، ساختمان پارسیان، طبقه پنجم ، کلینیک روانشناسی و مشاوره خانواده
تلفن:  ۲۲۳۲۱۰۵۲ -۰۲۱       ۸۴۹۰۹۴۴ – ۰۹۱۲

مرکز مشاوره صادقیه: فلکه دوم صادقیه، خیابان ستارخان، کلینیک روانشناسی و مشاوره ندای آرامش
تلفن:  ۸۴۹۰۹۴۴ -۰۹۱۲       ۲۲۳۲۱۰۵۲ – ۰۲۱

ازدواج با فرد دارای اختلال شخصیت
۵ (۱۰۰%) ۶ رای s
اشتراک گذاری این مطلب در شبکه های اجتماعی:

درباره‌ی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.